بهترین خبر های دیجیتال

یک Archives - فروشگاه دیجیتال

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
لطفا یک افزونه تاریخ نصب کنید.

فروشگاه دیجیتال


فیلم دیروز ساخته‌ی دنی بویل با فیلمنامه‌ی ریچارد کرتیس در سینماهای جهان اکران شد. این فیلم جزو فیلم‌های مهم و کنجکاوی‌برانگیز اکران است. نه فقط به خاطر این که کارگردانش برنده‌ی اسکار بوده و نه به خاطر این که فیلمنامه‌نویس‌اش نامزد اسکار و نویسنده‌ی چند تا از بهترین کمدی-رمانتیک‌های سینماست، بیشتر به دلیل این که فیلمی با اشاراتی مستقیم درباره‌ی گروه موسیقی بیتلز است و برای دوستداران موسیقی هر داستانی که به بیتلز اشاره داشته باشد، قصه‌ای جذاب و هیجان‌انگیز خواهد بود.

به جز مستندهای زیادی که درباره‌‌ی گروه بیتلز ساخته شده است، خود اعضای گروه در پنج فیلم سینمایی حضور پیدا کرده‌اند و در ساختشان مشارکت داشته‌اند.

  • «شب زنده‌داری» یا «بزن و بکوب» که ترجمه‌ی Hard’s day night است و ریچارد لستر سال ۱۹۶۴ آن را ساخت و مشهورترین‌شان است.
  • «Help!» اسم یکی دیگر از قطعات گروه و فیلم کمدی ماجراجویانه‌ای بود که یک سال بعد از موفقیت «شب زنده‌داری» دوباره توسط ریچارد لستر ساخته شد.
  • فیلم «تور جادویی اسرارآمیز» یک فیلم تلویزیونی کمدی سورئال بود که ایده‌اش را پل مک‌کارتنی داد و خود اعضای گروه فیلمنامه‌اش را نوشتند و کارگردانی‌اش کردند.
  • انیمیشن «زیردریایی زرد» فانتزی موزیکال ساخته جورج دانینگ سال ۱۹۶۸ ساخته شد. صداپیشه‌های کاراکترهای بیتلز خود اعضای گروه بودند.
  • و در نهایت «بگذار باشد» یا Let it be مستندی بود که خود گروه بیتلز در آن جلوی دوربین رفتند و مایکل لیندزی هاگ در سال ۱۹۷۰ آن را کارگردانی کرد.

همه‌ی این فیلم‌ها مورد توجه منتقدان قرار گرفتند و امتیازهای نسبتا بالایی از آن‌ها گرفته‌اند. به خاطر کیفیت واقعی فیلم‌هاست یا کاریزما و اهمیت گروه بیتلز که جلوی دوربین بیننده را مسحور می‌کنند؟ هر چه باشد این‌ها برای اهل سینما و موسیقی جواهرات دوست‌داشتنی هستند.

اما فیلم‌هایی هم در طول این سال‌ها ساخته شدند که تحت‌تاثیر گروه بیتلز بودند. در حقیقت بستر داستانی‌شان را قصه‌ی اعضای گروه یا ترانه‌هایشان مشخص می‌کرد. مشهورترین‌هایشان «می‌خواهم دستت را بگیرم» کمدی آمریکایی محصول ۱۹۷۸ به کارگردانی رابرت زمه‌کیس است که به اصطلاح بیتل‌مانیا می‌پردازد. به جوانانی که در دهه‌ی شصت و هفتاد به طرز شیفته‌واری موسیقی بیتلز و اعضای گروه را ستایش می‌کردند.

«من سام هستم» درام غمگین جسی نلسون با بازی درخشان شان پن داستان پدری است که ناتوانی ذهنی دارد اما می‌خواهد فرزندش را خودش بزرگ کند. مهم‌ترین ویژگی او این است که عاشق ترانه‌های بیتلز است.

فیلم «از این سو تا آن سوی دنیا» هم درام رمانتیک-موزیکال آمریکایی-انگلیسی به کارگردانی جولی تیمور است که داستانش با محوریت قصه ترانه‌های گروه بیتلز روایت می‌شود و اسم کاراکتر اصلی‌اش هم جود است. جود که مشخصا مخاطب را به یاد قطعه «هی جود» می‌اندازد.

و حالا نوبت به انگلیسی‌های مشهور یعنی دنی بویل و ریچارد کرتیس شده که سراغ بیتلز بروند.

پشت صحنه فیلم دیروز چه کسانی هستند؟

سازندگان فیلم دیروز

ریچارد کرتیس فیلمنامه‌نویس دست چپ و دنی بویل کارگردان دست راست سازندگان فیلم دیروز

فیلم از سمت ریچارد کرتیس کلید خورد. جک بارث ایده‌ی اولیه را به او پیشنهاد داد. کرتیس عاشق این ایده شد و تصمیم گرفت فیلمنامه‌ای براساس آن بنویسد. خب ریچارد کرتیس نویسنده تعدادی از بهترین کمدی-رمانتیک‌های سینماست که در بیشتر آن‌ها هم هیو گرنت، بازیگر مشهور انگلیسی جلوی دوربین رفته است. از «چهار عروسی و یک تشییع جنازه» بگیرید تا فیلم «در واقع عشق» (love actually) که برای اولی نامزد دریافت اسکار بهترین فیلمنامه هم شد.

البته کرتیس فقط در زمینه نوشتن کمدی-رمانتیک استاد نیست. او را با فیلم «اسب جنگی» درام درخشان استیون اسپیلبرگ هم می‌شود به یاد آورد. نکته مهم این است که تقریبا در همه‌ی فیلمنامه‌های ریچارد کرتیس موسیقی نقش مهم و کلیدی دارد. چه در کمدی‌-رمانتیک‌هایش که گاهی حتی به موزیکال نزدیک می‌شوند و چه در فیلمنامه‌های درامش. به نظر می‌رسد که خود کرتیس از علاقمندان موسیقی است. در نتیجه دیدن فیلمی با فیلمنامه‌ی ریچارد کرتیس که این‌بار مستقیم به موسیقی اشاره دارد جذاب است.

اوایل سال ۲۰۱۸ اعلام شد که دنی بویل به عنوان کارگردان به این پروژه پیوسته است. دنی بویل کارگردان انگلیسی تئاتر و سینماست. با فیلم‌هایی مثل «ساحل»، «۲۸ روز بعدتر»، «رگ‌یابی»، «میلیونر زاغه‌‌نشین»، «۱۲۷ ساعت» و «استیو جابز» به شهرت رسید. او برای کارگردانی فیلم «میلیونر زاغه‌نشین» برنده اسکار بهترین کارگردانی شد. آن هم در سالی که رقیبی مثل دیوید فینچر داشت!

داستان فیلم دیروز چیست؟

جک مالیک خواننده و آهنگساز پرتلاشی است که الی دوست و مدیر برنامه‌هایش عاجزانه از او تقاضا می‌کند مشکلات باعث تسلیمش نشوند و کارش را رها نکند. در یک خاموشی سراسری در جهان، جک با یک اتوبوس تصادف می‌کند. بعد از به هوش آمدن متوجه می‌شود که هیچ‌کسی در جهان اسمی از بیتلز نشنیده و آهنگ‌هایشان را به یاد ندارد.

جک شروع به اجرای آهنگ‌های بیتلز می‌کند و ادعا می‌کند که خودش آن‌ها را ساخته است. بعد از یک اجرا در تلویزیون محلی جک توسط ستاره پاپ اد شیران دعوت می‌شود تا در افتتاحیه آلبومش در مسکو شرکت کند. جک شهرت زیادی پیدا می‌کند و به دنبال آهنگ‌های بیشتر از بیتلز به زادگاه آن‌ها یعنی لیورپول سفر می‌کند. در لیورپول به محله‌هایی می‌رود که بیتلز به آن‌ها اشاره کرده‌اند از پنی لین تا قبر الئنور ریگبی.

اما اتفاقات زندگی جک فقط محدود به موسیقی نیست. یک رابطه‌ی عاشقانه همه چیز را تحت‌الشعاع خودش قرار می‌دهد.

جلوی دوربین فیلم دیروز چه کسانی هستند؟

قرار بود نقش فرعی اد شیران را ابتدا کریس مارتین از گروه کلدپلی بازی کند. اما کریس مارتین بازی در فیلم را نپذیرفت. نقش جک را هیمش پاتل، بازیگر انگلیسی بازی می‌کند. او به جز بازیگری فیلمنامه‌نویس یک اپیزود از یک سریال تلویزیونی هم بوده است. کارش را با بازی در سریال‌ها و فیلم‌های تلویزیون شروع کرد. از سال ۲۰۱۰ بازیگر شده و تازه ابتدای کار است و فیلم دیروز اولین فیلم بلند سینمایی‌اش محسوب می‌شود.

نقش الی را هم لی‌لی جیمز بازی می‌کند که او هم از سال ۲۰۱۰ بازیگری را با سریال تلویزیونی شروع کرد اما خیلی سریع وارد سینما هم شد. سال ۲۰۱۲ با فیلم «دختران سریع» وارد سینما هم شد. اما سه سال بعد با فیلم «سیندرلا» و نقش اصلی آن به شهرت رسید.

نظر منتقدان درباره فیلم دیروز

فیلم دیروز نظرات مختلفی بین منتقدان ایجاد کرد که البته اکثرا منفی بودند. منتقدان معتقد بودند که فیلم در نهایت شیرین است اما فاقد آن سحر و جادوی این گروه افسانه‌ای است. خود دنی بویل درباره‌ی فیلمش توضیح داده بود که آن را نباید به شکل یک موزیکال دید و فیلمی نیست که فقط آهنگ‌های بیتلز را بازخوانی کند بلکه باعث می‌شود دوباره بیتلز را کشف کنید.

یکی از معدود فیلم‌هایی است که درباره بیتلز است و تا این حد نظرات منفی ایجاد کرده. امتیاز فیلم در متاکریتیک ۵۶ از ۱۰۰ است.

رابی کالین منتقد تلگراف که فیلم را دوست داشته به آن امتیاز ۸۰ از ۱۰۰ داده است و گفته: «فیلم با همان فرض اولیه‌اش لحظات سرگرم‌کننده و مفرحی به دنبال می‌آورد. تا زمانی که به آمریکا اشاره می‌شود و بعد فیلم انگار مسیرش را گم می‌کند. اما همچنان استایل فیلم به نوعی است که پایان تکان‌دهنده غیرقابل انتظاری دارد و در قضاوت نمی‌توانید زیبایی آن را نادیده بگیرید.»

پیتر بردشاو هم نگاه نسبتا مثبتی به فیلم دارد و می‌نویسد: «اگر چه فیلم کمی سردرگم به نظر می‌رسد و انگار در بسط روایتش نامطمئن است، کرتیس و بویل موفق می‌شوند بخش سرگرم‌کننده فیلم را جمع‌وجور کنند و تا آخر مخاطب را با آن همراه کنند.»

اما بقیه منتقدان به اندازه‌ی منتقدان انگلیسی نسبت به فیلم مثبت نیستند. دن کالاهان منتقد درپ امتیاز ۴۰ از ۱۰۰ را به آن داده است و می‌نویسد: «فیلمنامه احساس‌برانگیز و لحن کمدی کرتیس در این فیلم حساسیت اصلی ماجراست. او بیشتر از دنی بویل کارگردان و هر کس دیگری روی فیلم تاثیر گذاشته است. در نتیجه وقتی لحن فیلمنامه چرند می‌شود فیلم مستقیما از همان تاثیر می‌گیرد.»

اوون گلیبرمن از ورایتی نوشته است: «در فیلم دیروز بویل و کرتیس، بیتلز در این حد نزول پیدا کرده که فقط در هر سکانس درباره قطعات‌شان گفته شود:‌ «این آهنگ‌ها برتر از هر چیزی هستند که تا به حال شنیده‌اید.» و خب این حقیقتی است که دائما به ما گوشزد می‌کنند به جای این که همین را با تصویر به ما نشان بدهند. همین باعث می‌شود که دیروز با وجود همه‌ی قطعات موسیقی که در آن وجود دارد و قطعا جاودان هستند در حد یک فیلم بوالهوسانه، خیلی شسته و رفته و یک‌جورهایی بدون خلاقیت تنزل پیدا کند.»

و مهم‌ترین نکته فیلم

بیتلز

قطعا مهم‌ترین نکته فیلم دیروز خود گروه بیتلز هستند. توضیح اهمیت بیتلز برای آن‌هایی که هنوز این گروه موسیقی را نمی‌شناسند احتمالا کار باطلی است. گروه راکی که سال ۱۹۶۰ در لیورپول انگلستان شکل گرفت. اعضای گروه عبارت بودند از جان لنون و پل مک‌کارتنی که مغزهای متفکر و ستاره‌های گروه محسوب می‌شدند و بیشتر آهنگ‌ها را این دو نفر می‌نوشتند. اشعار جان لنون عمیق‌تر بود و پل مک‌کارتنی ملودی‌های جالب‌تری می‌نوشت. جورج هریسون گیتاریست گروه بود و رینگو استار هم درامز می‌زد.

این چهار نفر گروهی را شکل دادند که تاثیرگذارترین گروه موسیقی همه‌ی دوران‌ها نام گرفته است. آن‌ها به شیوه‌ای مبدعانه موسیقی راک، پاپ و حتی کلاسیک را با هم مخلوط کردند و یکی از ضد سیستم‌ترین گروه‌های دهه‌ی ۶۰ بودند. در حقیقت آن‌ها پیشگامانی بودند که بسیاری از اتفاقاتی که دهه‌های بعد در موسیقی رخ داد مدیون و مرهون ابداعات و جسارت بیتلز بود.

وقتی برای اولین‌بار به آمریکا رفتند و در برنامه اد سالیوان برنامه زنده اجرا کردند ۳۴ درصد جمعیت کل آمریکا پای تلویزیون‌هایشان نشستند.

سردبیر سابق مجله رولینگ استون میراث بیتلز را با پیکاسو مقایسه می‌کند و می‌گوید آن‌ها از زمانه خودشان خیلی جلوتر بودند.

تاثیر آن‌ها نه فقط در فرهنگ عامه انگلستان که در فرهنگ کل جهان نمودار شد.

اگر دیدن فیلم دیروز علیرغم هر نقدی کنجکاوی‌برانگیز به نظر می‌رسد بخش کوچکتری از اعتبار این کنجکاوی به ریچارد کرتیس و دنی بویل برمی‌گردد و بخش بزرگترش مرهون محبوبیت و تاثیرگذاری بیتلز است.

فروش فیلم دیروز

فیلم دیروز دنی بویل و ریچار کرتیس (توجه دارید که این جزو معدود فیلم‌هایی است که اهمیت فیلمنامه‌نویس در آن به اندازه‌ی کارگردان و حتی بیشتر است و نام هر دو باید به عنوان سازندگان فیلم بیاید) در آمریکا و کانادا ۲۶.۱ میلیون دلار فروخت و با افتتاحیه ۱۷ میلیون دلاری‌اش توانست خودش را در رتبه سوم باکس آفیس پرفروش‌ترین فیلم‌های آمریکا قرار بدهد. بیشتر تماشاگران فیلم (حدود ۷۵ درصد از آن‌ها) بالای ۲۵ سال داشتند. فیلم در انگلستان هم اکران شد و ۲.۸ میلیون دلار فروخت. حتی جادوی بیتلز هم نتوانست از قدرت «داستان اسباب‌بازی ۴» در گیشه سینماها حتی در انگلستان کم کند.

بیشتر بخوانید: ۱۰ فیلم برتر درباره موسیقی؛ نابغه‌های موسیقی روی پرده سینما

فروشگاه دیجیتال


فروشگاه دیجیتال


شرکت والت دیزنی اعلام کرده قرار است یک نسخه جدید از «انتقام‌جویان: پایان بازی» (Avengers: Endgame) را جمعه این هفته در سینماها اکران کند.

براساس اطلاعاتی که دیزنی منتشر کرده این نسخه شامل یک صحنه جدید است که پیش از این در فیلم مورد استفاده قرار نگرفته بود. همچنین عنوان شده که نسخه جدید «انتقام‌جویان: پایان بازی» یک مقدمه دارد که توسط آنتونی روسو یکی از کارگردان‌های این اثر سینمایی آماده شده است. دیزنی برای تشویق هواداران به دیدن دوباره این فیلم در سینماها گفته که به هر نفر که بلیت فیلم را تهیه کند یک پوستر با تم فیلم خواهد داد. همچنین در کنار اکران نسخه جدید فیلم انتقام‌جویان قرار است صحنه‌های کوتاهی از فیلم سینمایی «مرد عنکبوتی: دور از خانه» (به انگلیسی: Spider-Man: Far From Home) که قرار است تابستان امسال اکران شود نیز برای تماشاگران به نمایش در بیاید.

جدیدترین اثر از مجموعه انتقام‌جویان تا اینجای کار و از آغاز اکرانش در ماه آوریل موفق شده 2.75 میلیارد دلار در سطح جهان فروش داشته باشد و فقط 38 میلیون دلار دیگر تا شکستن رکورد «آواتار»  بلاک باستر علمی- تخیلی جیمز کامرون فاصله دارد. انتقام‌جویان در دو هفته نخست اکران رقبای چندان قدرتمندی نداشت؛ این اثر سینمایی در این مدت موفق شد بسیار راحت از رکورد ۲ میلیارد دلار فروش در سراسر جهان عبور کند و در داخل ایالات متحده آمریکا هم بیش از ۶۰۰ میلیون دلار فروخت. با این وجود در هفته‌های بعد فیلم‌های مهم سایر استودیوها روی پرده آمدند و تقریبا اغلب هواداران پر و پا قرص جهان سینمایی مارول هم فیلم محبوب‌شان را دیده بودند.

حال به نظر می‌رسد با اکران نسخه جدید و تبلیغات دوباره دیزنی، این شرکت قصد دارد از طریق این شیوه هر طور شده از رکورد آواتار عبور کند. اما آیا قرار دادن یک صحنه جدید و چند موضوع جزیی دیگر این انگیزه کافی را به تماشاگران می‌دهد تا دوباره به دیدن این فیلم 3 ساعته بروند؟ پاسخ این سوال در چند هفته آینده کاملا مشخص خواهد شد.

فروشگاه دیجیتال


اکثر اتفاقات و حواشی نمایش بازی سایبر‌پانک ۲۰۷۷ در مراسم E3 2019 به حضور بازیگر محبوب، «کیانو ریوز»،‌ خلاصه می‌شود، اما نباید فراموش کرد که در این مراسم نمایشی پنجاه دقیقه‌ای از بازی سایبر‌پانک ۲۰۷۷ پشت در‌های بسته برای اصحاب رسانه به نمایش در آمده است و در طی این نمایش ویژگی‌های مهمی از گیم‌پلی نشان داده شده‌اند. طی این نمایش، یک مرحله به صورت کاملا مخفی‌کارانه و بدون کشتن حتی یک نفر به پایان رسیده است و پس از آن سازندگان اعلام کرده‌اند که بازی‌کنندگان می‌توانند حتی بدون کشتن یک نفر، تمام بازی را به پایان برسانند. کارگردان هنری این بازی در رابطه با این موضوع گفته است: «در بازی سایبر‌پانک ۲۰۷۷ مجبور به کشتن هیچ کس نیستید.»

بازی سایبر‌پانک ۲۰۷۷ در تاریخ ۲۸ فروردین برای کنسول‌های پلی‌استیشن۴ و ایکس‌باکس وان و همچنین رایانه‌های شخصی عرضه خواهد شد.

این‌طور که به نظر می‌رسد، در بسیاری از جهات این بازی بر‌اساس انتخاب بازی‌کنندگان پیش می‌رود، از انتخاب چهره و ویژگی‌های شخصیت اصلی گرفته تا نوع بازی کردن و پیش بردن مراحل‌، همگی وابسته به انتخاب بازی‌کنندگان هستند و همچنین بازی‌کنندگان تمامی پیشرفت‌های شخصیت اصلی را می‌توانند در جهت استراتژی‌ای که دوست دارند پیش ببرند، به طور مثال اگر کسی مخفی‌کاری را می‌پسندد، می‌تواند قابلیت‌های هک کردن خود را ارتقا دهد و یا کسی که به جنگیدن و خون به پا کردن علاقه دارد، می‌تواند قدرت حمله‌ی شخصیت اصلی را ارتقا دهد.

بازی Cyberpunk 2077

البته می‌توان اشاره کرد که موضوع آزاد بودن در کشتن یا نکشتن دشمنان، موضوع جدیدی در بازی‌های ویدیویی نیست و در گذشته نیز به طور مثال در مجموعه بازی‌های Deus Ex که بدون شک یکی از منابع اصلی ساخت سایبرپانک ۲۰۷۷ است، چنین قابلیتی وجود داشته. حالا باید دید که بازی سایبر‌پانک ۲۰۷۷ چگونه این ایده را پیاده‌سازی ‌می‌کند و اینکه کشتن و یا نکشتن دشمنان در دنیای بازی و روند داستان چه عواقبی دارد؟

بازی سایبر‌پانک ۲۰۷۷ در تاریخ ۲۸ فروردین برای کنسول‌های پلی‌استیشن۴ و ایکس‌باکس وان و همچنین رایانه‌های شخصی عرضه خواهد شد.

اکثر منتقدان از نمایش گیم‌پلی‌ای که در پشت در‌های بسته دیده‌اند به شدت راضی هستند و جزئیات این بازی را باور نکردنی می‌دانند. نظر شما درباره این بازی چیست؟ آیا این بازی می‌تواند به اندازه بازی قبلی استودیوی CD Projekt Red، یعنی Witcher 3: Wild Hunt  موفق شود؟

بیشتر بخوانید: تاریخ عرضه‌ی Cyberpunk 2077 مشخص شد

بیشتر بخوانید: سایبرپانک چیست؟ – به بهانه‌ی سایبرپانک ۲۰۷۷

ببینید: تریلر E3 2019 بازی Cyberpunk 2077

صفحه اصلی بازی - اخبار بازی - تریلر بازی - نقد و پیش نمایش | دیجی‌کالامگ

فروشگاه دیجیتال


گوشی‌های هوشمند مدرن در زمینه‌ی عکاسی امکانات شگفت‌انگیزی دارند. دوربین گوشی ها آن‌قدر بهبود یافته‌اند که در برخی موارد دوربین‌های حرفه‌ای را هم به چالش می‌کشند. احتمالا برای شما هم این سؤال پیش آمده که این دوربین‌های بسیار کوچک چگونه به چنین کیفیت قابل توجهی دست یافته‌اند؟

کمپانی‌ها میلیاردها دلار در بخش تحقیق و توسعه خرج می‌کنند تا کاربران بتوانند برای اینستاگرام خود عکس‌های جذابی از غذاها بگیرند. دوربین گوشی های هوشمند از چندین بخش مختلف بهره می‌برند و بسیاری از کاربران آشنایی خاصی با این موارد ندارند. به همین خاطر در این مطلب می‌خواهیم به‌صورت مختصر و مفید بخش‌های مختلف دوربین گوشی های امروزی را توضیح بدهیم.

سنسور

دوربین گوشی

دوربین گوشی ها راه پر پیچ‌وخمی را پشت سر گذاشته‌اند اما این صنعت هنوز در حال دست و پنجه نرم کردن با چالش‌های مربوط به سنسورها است. هرچقدر سنسور بزرگ‌تر باشد، نسبت به موارد کوچک‌تر عملکرد بهتری دارد و همین موضوع محدودیت زیادی برای شرکت‌ها ایجاد می‌کند. به همین خاطر شرکت‌های سازنده گوشی‌های هوشمند معمولا از سنسورهایی به اندازه ۱/۲.۳ تا ۱/۱.۷ اینچ استفاده می‌کنند.

برای اینکه موضوع را بهتر متوجه بشوید، باید بگوییم که هواوی P30 پرو از سنسور ۱/۱.۷ اینچ بهره می‌برد و گوگل پیکسل ۳ ایکس‌ال که به داشتن دوربین فوق‌العاده شهرت دارد، مبتنی بر سنسور ۱/۲.۵۵ اینچ است. در مقایسه با سنسورهای فول‌فریم ۱.۳۸ اینچی موجود در دوربین‌های DSLR، این موارد بسیار ریزاندام محسوب می‌شوند.

زمانی که شرکت‌ها با محدودیت فضا روبرو هستند، باید کیفیت سنسورها را افزایش بدهند و تغییراتی را اعمال کنند. اگرچه کوچک بودن سنسور یک ضعف است، اما شرکت‌ها می‌توانند برای بهبود کیفیت عکس کارهایی را انجام دهند.

دوربین گوشی

یکی از روش‌های محبوب، ساخت سنسورهای مجهز به پیکسل‌های بزرگ‌تر است تا نور بیشتری جذب کنند. برای اندازه‌گیری پیکسل‌ها از واحد میکرومتر استفاده می‌شود و سنسور دوربین گوشی ها معمولا از پیکسل‌های بین ۱.۲ تا ۲ میکرومتر بهره می‌برند. یک راه دیگر که هواوی برای P30 پرو به بهره‌گیری از آن روی آورده، استفاده از سنسور RYB (قرمز-زرد-آبی) به جای سنسور مرسوم RGB (قرمز-سبز-آبی) آبی است. زیرا با بهره‌گیری از فیلتر زرد رنگ، سنسور مذکور می‌تواند نور بیشتری دریافت کند.

به‌عنوان یک کاربر، باید بگوییم که هرچقدر سنسور بهتر باشد، عکس‌های ثبت شده نویز کمتری خواهند داشت، در محیط‌های کم‌نور عکس بهتری ثبت می‌شود، شفافیت عکس‌ها افزایش می‌یابد و گستره دینامیکی هم وسیع‌تر می‌شود.

بیشتر بخوانید: رقابت داغ گوشی‌های هوشمند بر سر دوربین سلفی

لنزها

دوربین گوشی

معمولا کاربران زمانی که می‌خواهند دوربین گوشی جدیدی را بررسی کنند، توجه زیادی به لنزهای استفاده شده نشان نمی‌دهند. چنین چیزی عجیب است زیرا لنزها یکی از مهم‌ترین بخش‌های عکاسی محسوب می‌شوند و یک لنز با کیفیت تأثیر بسزایی در افزایش کیفیت عکس‌های ثبت شده دارد.

در ضمن لنزها میزان دیافراگم را هم مشخص می‌کنند که این مورد هم اهمیت زیادی دارد. کاربران به دنبال بازترین دیافراگم ممکن هستند ولی این موضوع هم تبعاتی به همراه دارد. لنزهای دوربین گوشی ها از «بخش‌های اصلاح کننده» بهره می‌برند که هدف از تعبیه آن‌ها، اصلاح ورود نور به سنسور و کاهش نابهنجاری در کیفیت عکس است. لنزهای ارزان‌تر از تعداد کمتری از این بخش‌ها بهره می‌برند و به همین خاطر در معرض مشکلات بیشتری قرار می‌گیرند. از دیگر موارد حائز اهمیت می‌توانیم به جنس لنز هم اشاره کنیم.

دوربین گوشی

از آنجایی که سازندگان اطلاعات زیادی را در مورد جزئیات لنزها ارائه نمی‌دهند، با قاطعیت نمی‌توانیم ویژگی‌های لنز خوب یا بد را توضیح بدهیم. در این میان برندهای شناخته شده‌ای وجود دارند که توانسته‌اند توجه کاربران زیادی را جلب کنند. به‌عنوان مثال، نوکیا و سونی برای لنزهای دوربین‌های خود با شرکت زایس همکاری می‌کنند و هواوی هم در این زمینه به همکاری با لایکا روی آورده است.

دوربین‌های چندگانه

روزی روزگاری دوربین گوشی های هوشمند فقط از یک لنز بهره می‌بردند ولی روزبه‌روز به تعداد این لنزها افزوده شد. بسیاری از گوشی‌های جدید از دوربین‌های دوگانه و سه‌گانه بهره می‌برند و در این میان مثلا گوشی نوکیا ۹ هم وجود دارد که مجهز به ۵ دوربین اصلی است.

دوربین گوشی

دلایل زیادی برای استفاده از دوربین‌های چندگانه وجود دارد که به صورت خلاصه، هدف اصلی از این رویکرد افزایش انعطاف‌پذیری برای عکاسی است. به‌عنوان مثال می‌توانیم به هواوی P30 پرو اشاره کنیم؛ این گوشی از دوربین اصلی برای عکس‌های مرسوم بهره می‌برد، مجهز به دوربین واید است و در ضمن نباید وجود دوربین پریسکوپی را از قلم بیندازیم که زوم اپتیکال ۵ برابری را به ارمغان می‌آورد. این یعنی کاربران این گوشی برای موقعیت‌های مختلف می‌توانند از یکی از این دوربین‌ها استفاده کنند.

همچنین دوربین‌های چندگانه در عکاسی محاسباتی نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کنند. مثلا، نوکیا ۹ دارای ۳ سنسور سیاه‌وسفید، دو سنسور رنگی و یک سنسور ToF است. تمام این موارد با همکاری یکدیگر تلاش می‌کنند که عکس‌های دارای بیشتری مقدار جزئیات، نور، رنگ و عمق را ثبت کنند. در حقیقت، تمام عکس‌های ثبت شده با این دوربین‌ها، در اصل HDR هستند.

به همین خاطر از آنجایی که سازندگان نمی‌توانند یک سنسور بزرگ یا لنزهای پیشرفته‌ای را در گجت تعبیه کنند، به همین خاطر برای حل این معضل معمولا از چند دوربین استفاده می‌کنند. با این کار، تا حدی می‌توان بر محدودیت‌های موجود غلبه کرد.

بیشتر بخوانید: آیا دوربین‌های چندگانه عکاسی با موبایل را متحول می‌کنند؟

لرزشگیر دوربین

دوربین گوشی

دوربین گوشی های هوشمند از دو نوع لرزشگیر استفاده می‌کنند؛ لرزشگیر اپتیکال و لرزشگیر دیجیتال. برخی از گوشی‌ها از هر دو این موارد بهره می‌برند و برخی دیگر دارای هیچ‌کدام نیستند. هدف اصلی ارائه‌ی این تکنولوژی، کاهش لرزش دست حین عکاسی یا فیلمبرداری و ثبت نتیجه‌ی بهتری است. در شرایط ایدئال، بهتر است که گوشی از هر دو مورد بهره ببرد.

لرزشگیر اپتیکال

سیستم لرزشگیر اپتیکال روی هم رفته از لنز متحرک، ژیروسکوپ و موتورهای کوچکی تشکیل شده است. این عناصر از طریق کنترلرهای بسیار کوچکی تنظیم می‌شوند تا بتوانند لرزش‌های اندک دست را خنثی کنند. این سیستم تماماً مکانیکی است و تاثیر بسزایی در افزایش کیفیت عکس‌ها و ویدیو‌ها دارد.

لرزشگیر دیجیتال

همانطور که از نام این مشخصه پیداست، برای این امر از قابلیت‌های نرم‌افزاری استفاده می‌شود. در کل، نرم‌افزار مذکور ویدیوی ثبت شده را به بخش‌های مختلفی تقسیم می‌کند و سپس هرکدام از فریم‌ها با فریم قبلی مقایسه می‌شوند تا اگر لرزش زیادی رخ داده باشد، آن را تا حدی اصلاح کند. برای این موضوع، بهتر است که سوژه اصلی نسبت به حاشیه فاصله‌ی مناسبی داشته باشد تا این قابلیت نرم‌افزاری بتواند کار خود را بهتر انجام دهد. البته در چند سال اخیر این قابلیت بسیار بهتر شده و گوشی‌های جدید برای این موضوع از اطلاعات ژیروسکوپ و شتاب‌سنج هم استفاده می‌کنند تا با دقت بیشتری این فرایند انجام شود.

بیشتر بخوانید: چرا سرعت پیشرفت قابلیت‌های فیلمبرداری با گوشی این‌قدر کم است؟

ترکیب کردن پیکسل‌ها

دوربین گوشی

اگر پیگیر اخبار مربوط به گوشی‌های جدید بوده باشید، احتمالا بارها و بارها عبارت «ترکیب پیکسل‌ها» (Pixel Binning) به گوشتان خورده است. هدف اصلی این تکنولوژی، بهبود کیفیت عکس‌برداری در محیط‌های کم‌نور است. به‌صورت خلاصه، این فناوری می‌تواند چهار پیکسل را به یک پیکسل تبدیل کند. به همین خاطر سنسورهای مبتنی بر پیکسل‌های ۰.۹ میکرونی، می‌توانند مانند سنسور مجهز به پیکسل‌های ۱.۸ میکرونی انجام وظیفه کنند. البته لازم به ذکر است که با این کار، خروجی یک سنسور ۴۸ مگاپیکسلی عکس‌های ۱۲ مگاپیکسلی خواهد بود.

این تکنولوژی به لطف استفاده از فیلتر بایر چهارگانه امکان‌پذیر شده است. فیلتر بایر یک فیلتر رنگی است که بر روی سنسور دوربین‌های دیجیتال قرار می‌گیرد و عکس‌ها را با رنگ‌های قرمز، سبز و آبی ثبت می‌کند.

یک فیلتر بایر استاندارد، از ۵۰ درصد فیلترهای سبز رنگ، ۲۵ درصد فیلترهای قرمز و ۲۵ درصد فیلترهای آبی بهره می‌برد. این ترکیب قرار است که عملکرد چشم انسان را شبیه‌سازی کند و بعد از ثبت تصویر، پردازش انجام می‌گیرد تا در نهایت عکس تمام‌رنگی برای کاربر به نمایش دربیاید. در نهایت باید بگوییم که روزبه‌روز به شمار گوشی‌های مبتنی بر این تکنولوژی افزوده می‌شود.

فوکوس خودکار

دوربین گوشی

دوربین گوشی های هوشمند به طور کلی برای فوکوس خودکار از سه نوع سیستم استفاده می‌کنند؛ دوال پیکسل، تشخیص فاز و تشخیص کنتراست. در ادامه به بدترین و بهترین این سیستم‌ها می‌پردازیم.

تشخیص کنتراست

این تکنولوژی قدیمی‌ترین تکنولوژی از بین این سه مورد است که بر اساس تشخیص کنتراست کار خود را انجام می‌دهد. ایده‌ی اصلی این فناوری این است که وقتی سوژه در ناحیه فوکوس قرار داشته باشد، کنتراست آن هم بالاتر است. به همین خاطر وقتی یک بخش از تصویر به سطح مشخصی از کنتراست برسد، دوربین آن بخش را به‌عنوان فوکوس در نظر می‌گیرد. این فناوری در کل قدیمی است و سرعت پایینی دارد.

تشخیص فاز

در روش فوکوس تشخیص فاز، از اختلاف فاز میان دو تصویر تشکیل‌شده در راست‌ترین و چپ‌ترین بخش منحنی عدسی برای محاسبه‌ی محل دقیق منطبق شدن آن‌ها بر هم استفاده می‌شود؛ محل منطبق شدن دو تصویر یعنی جایی که هیچ اختلاف فازی میان آن‌ها وجود نداشته باشد درواقع همان نقطه‌ی فوکوس است. تکنولوژی تشخیص فاز بسیار سریع‌تر از تشخیص کنتراست عمل می‌کند ولی سرعت آن نسبت به «دوال پیکسل» (dual-pixel) پایین‌تر است که در ادامه به این فناوری جدید می‌پردازیم.

دوال پیکسل

این فناوری با فاصله‌ی بسیار زیاد، بهترین تکنولوژی فوکوس خودکار به حساب می‌آید. اگرچه این فناوری تا حدی به تشخیص فاز شباهت دارد، ولی به جای اینکه فقط بخش اندکی از پیکسل‌ها برای این کار اختصاص پیدا کنند، هرکدام از پیکسل‌های سنسور دارای دو فتودیود هستند تا بتوانند اختلاف فاز را با دقت و سرعت بسیار بیشتری تشخیص بدهند.

مگاپیکسل‌ها

دوربین گوشی

آیا هرچقدر مگاپیکسل دوربین گوشی های هوشمند بیشتر باشد، بهتر است؟ برای جواب این سوال، باید بگوییم که این موضوع به نیاز شما و دیگر عوامل بستگی دارد.

زمانی که مگاپیکسل بیشتر بهتر است

مگاپیکسل‌های بیشتر اگرچه لزوماً کیفیت عکس را بیشتر نمی‌کند، ولی به هر حال جزییات آن را افزایش می‌دهد. به همین خاطر زمانی که مگاپیکسل‌های عکس بیشتر باشد، بعد از کراپ کردن آن هم به جزییات زیادی دسترسی خواهید داشت. همچنین اگر اهل چاپ عکس‌های بسیار بزرگ، این موضوع مثمر ثمر واقع می‌شود.

دوربین گوشی

زمانی که مگاپیکسل کمتر بهتر است

تقریبا تمام کاربران گوشی‌های هوشمند علاقه‌ای به چاپ کردن عکس‌های گرفته شده با گوشی خود ندارند. لازم به ذکر است که هرچقدر مگاپیکسل بیشتر باشد، عکس‌های ثبت شده هم حجیم‌تر خواهند بود و فضای بیشتری از حافظه داخلی را اشغال می‌کنند. علاوه بر این ویرایش آن‌ها نیازمند قدرت پردازشی بیشتری است.

این را هم مدنظر قرار دهید که تعبیه پیکسل‌های بیشتر در مکان محدود، منجر به کوچک‌تر شدن آن‌ها می‌شود و هرچقدر پیکسل‌ها کوچک‌تر شوند سنسور هم نور کمتری دریافت می‌کند. البته در این میان، به لطف فناوری ترکیب پیکسل‌ها، شاهد افزایش محبوبیت سنسورهای ۴۸ مگاپیکسلی هستیم که با ترکیب پیکسل‌ها، عکس‌های ۱۲ مگاپیکسلی ثبت می‌شود و عملکرد آن در محیط‌های کم‌نور تا حد زیادی بهبود می‌یابد.

بیشتر بخوانید: بهره‌گیری گوشی‌ها از دوربین ۱۰۰ مگاپیکسلی اصلا ایده‌ی خوبی نیست

نرم‌افزار

دوربین گوشی

دوربین گوشی های هوشمند محدودیت‌های زیادی دارند و از لحاظ فیزیکی نمی‌توان بسیاری از آن‌ها را برطرف کرد. به همین خاطر، حالا شرکت‌های سازنده به بهره‌گیری از الگوریتم‌های یادگیری ماشینی روی آورده‌اند و در این زمینه، نرم‌افزار می‌تواند به کمک سخت‌افزار بیاید. با عکاسی محاسباتی، گوشی‌ها می‌دانند که از چه چیزی، در چه مکانی و در چه زمانی مشغول عکاسی هستید. این فناوری با بهره‌گیری از این اطلاعات مثلا می‌تواند آسمان را آبی‌تر کند، رنگ‌ها را تنظیم کند و دیگر کارهای از این قبیل.

علاوه بر این، به لطف پیشرفت‌های گسترده در یادگیری ماشینی، حالا شاهد بهبود قابلیت‌هایی مانند حالت پرتره، HDR و حالت شب هستیم. نرم‌افزار می‌تواند عکس‌های گرفته با دوربین‌های مختلف را با هم ترکیب کند تا در نهایت شاهد عکس‌های باکیفیت و جذاب‌تری باشیم. در آینده‌ی نه‌چندان دور، شاید گوشی‌های هوشمند به لطف نرم‌افزار بتوانند دوربین‌های پیشرفته را هم شکست بدهند.

بیشتر بخوانید: حالت شب می‌تواند کیفیت دوربین گوشی‌های میان‌رده را شگفت‌انگیز کند

یک دوربین گوشی باکیفیت چه ویژگی‌هایی دارد؟

دوربین گوشی

در این مطلب اطلاعات بسیار زیادی را مطرح کردیم و به همین خاطر، در ادامه می‌توانید به‌صورت خلاصه مهم‌ترین سرفصل‌های این مطلب را بخوانید تا هنگام خرید، بدانید که از دوربین گوشی جدید خود باید چه انتظاراتی داشته باشید.

  • سنسور هرچه بزرگ‌تر، بهتر – گوشی‌های امروزی معمولا حداکثر از سنسور ۱/۱.۷ اینچی بهره می‌برند و اگرچه نمونه‌های بزرگ‌تر هم وجود دارد، ولی آن‌ها کمیاب هستند.
  • اگر چاپ عکس‌ها یا اندازه آن‌ها اهمیت زیادی برای شما دارد، به دنبال مگاپیکسل بیشتر باشید و در غیر این صورت به بزرگ بودن پیکسل‌ها یا به تکنیک‌هایی مانند ترکیب کردن پیکسل‌ها اهمیت بدهید – برای اندازه‌گیری پیکسل‌ها از واحد میکرومتر استفاده می‌شود و پیکسل‌های بزرگ‌تر از ۱.۲ میکرومتر بسیار مناسب هستند. یک دوربین گوشی هوشمند مناسب باید حداقل از سنسور ۱۲ مگاپیکسلی بهره ببرد تا برای استفاده آنلاین و چاپ در ابعاد کوچک به مشکل خاصی برنخورید.
  • لنزها اهمیت زیادی دارند – اگرچه در مورد جزییات لنزهای دوربین گوشی ها اطلاعات زیادی ارائه نمی‌شود، ولی سعی کنید که از کیفیت آن اطمینان حاصل کنید و در این میان برخی از سازندگان با برندهای مشهوری مانند لایکا و زایس همکاری می‌کنند.
  • اهمیت نرم‌افزار را دست کم نگیرید – هرکدام از سازندگان برای این مشخصه رویکرد متفاوتی اتخاذ می‌کنند و به همین خاطر نتایج نهایی آن‌ها تفاوت‌هایی با یکدیگر دارد. گوشی‌های سامسونگ به ثبت عکس‌های دارای کنتراست و رنگ‌های اشباع شده شناخته می‌شوند. همچنین گوشی‌های پیکسل گوگل هم در زمینه‌ی ثبت عکس‌های دارای گستره دینامیکی گسترده، رنگ‌های طبیعی و تصاویر شفاف حرف زیادی برای گفتن دارند و تقریبا بی‌رقیب هستند.
  • فوکوس خودکار دوال پیکسل بهترین سیستم موجود است – سیستم تشخیص فازی هم خوب است ولی در کل کمی ضعیف‌تر است و سرعت پایین‌تری دارد.

همانطور که می‌بینید، فقط برای دوربین گوشی های هوشمند، این همه قطعه و تکنولوژی باید کار خود را به خوبی انجام بدهند. به همین خاطر است که دوربین گوشی ها از جمله شگفتی‌های تکنولوژی محسوب می‌شوند. حالا با بهره‌گیری از این اطلاعات، راحت‌تر از گذشته و با قاطعیت بیشتری می‌توانید در مورد دوربین گوشی های هوشمند نظر بدهید و با چشم بازتری می‌توانید گوشی جدید موردنظر خود را بخرید.

بیشتر بخوانید: دوربین پاپ‌آپ بهترین راه‌حل برای کاهش حاشیه‌های نمایشگر است

منبع: Android Authority

فروشگاه دیجیتال


اخترشناسان به تازگی موفق به کشف یک سیاره‌ی فراخورشیدی با اندازه‌ای در حدود اندازه‌ی نپتون شده‌اند؛ آن هم در موقعیتی که منطقه‌ای ممنوعه برای سیارات مشابه نپتون است.

این سیاره‌ی فراخورشیدی که NGTS-4b نام دارد حدود بیست درصد از نپتون کوچک‌تر است. جرم این سیاره‌ی فراخورشیدی بیست برابر جرم سیاره‌ی زمین است و دمای آن به هزار درجه‌ی سانتی‌گراد می‌رسد.

اما نکته‌ی عجیب که این سیاره را به موردی خاص تبدیل کرده است فاصله‌ی بسیار کم آن از ستاره‌ی مادر است. NGTS-4b هر ۱/۳ روز یک بار به دور ستاره‌ی مرکزی منظومه‌ می‌گردد و در منطقه‌ای جای گرفته که پیش از این هیچ سیاره‌ی نپتون‌مانندی در آن مشاهده نشده بود. منطقه‌ای که به «برهوت نپتونی‌» (Neptunian Desert) معروف است.

برهوت نپتونی‌ منطقه‌ای در نزدیکی ستاره‌هاست که پیش از این هیچ سیاره‌ای با اندازه‌ی مشابه نپتون در آن مشاهده نشده بود. در این منطقه تابش ستاره‌ها به اندازه‌ای قوی است که سیارات نمی‌توانند جو گازی خود را حفظ کنند. به این ترتیب با تبخیر جو تنها هسته‌ی سنگی سیاره باقی می‌ماند. با این وجود NGTS-4b جو گازی خود را حفظ کرده است.

یکی از فرضیات اخترشناسان برای توضیح این مسئله مهاجرت این سیاره از نقطه‌ای دوردست به این ناحیه است. اگر این فرضیه درست باشد احتمالا این سیاره به آرامی مواد گازی پیرامون خود را از دست خواهد داد. همان‌طور که احتمالا تا کنون و پس از نزدیک شدن این سیاره به ستاره‌ی مادر بخشی از جو این سیاره تبخیر شده است.

این سیاره با کمک «تلسکوپ نقشه‌برداری گذر نسل بعد» (NGTS) که در صحرای آتاکامای شیلی قرار دارد کشف شده است. تیم پژوهشی این پروژه در نظر دارند تا با ادامه‌ی رصدهای‌شان سیارات دیگری را نیز در برهوت نپتونی‌ آشکار کنند. به گفته‌ی یکی از اعضاء این تیم «شاید که این برهوت سبزتر از آن چیزی باشد که گمان می‌کردیم».

عکس کاور: طرحی گرافیکی از سیاره‌ی فراخورشیدی NGTS-4b یا سیاره‌ی ممنوعه.

Credit: University of Warwick/Mark Garlick

فروشگاه دیجیتال


آن نقطه آبی کم‌رنگ تمام داشته‌های ما ساکنان سیاره‌‌‌ی زمین است. تنها سیاره‌ی زیست‌پذیری که تا کنون شناخته‌ایم. تنها خانه‌ی ما.

این تصویر را فضاپیمای کاسینی در سال ۲۰۱۳ از مدار سیاره‌ی زحل ثبت کرده است. در روزی که پیش از آن اعلام شده بود و بسیاری از مردم در سرتاسر جهان در لحظه‌ی تصویربرداری به آسمان خیره شدند و به سمت دوربین فضاپیمای کاسینی لبخند زدند. دوربینی که ۱/۵ میلیارد کیلومتر از زمین فاصله داشت. این اولین بار بود که مردم پیش از ثبت پرتره‌ای از سیاره‌شان از زمان عکاسی اطلاع داشتند و در رویدادهای مختلف و به بهانه‌ی این عکس گرد هم آمدند و به سمت دوربین فضاپیمای کاسینی لبخند زدند.

حتی در تصویر اصلی و با بیشترین کیفیت ممکن نمی‌توان قاره‌های سیاره‌ی زمین را تفکیک کرد. این تصویر کلیت واحدی است از سیاره‌ی ما و تمام ساکنانش. جایی که زندگی تمام موجودات آن به یک‌دیگر وابسته است. شاید این وابستگی را بتوان با دیدن این تصویر بهتر درک کرد. تمام موجودات روی زمین ساکنان همین نقطه آبی کم‌رنگ هستند که بی‌توجهی به آن می‌تواند منجر به نابودی همگان شود.

در این روزها که حال و روز زمین چندان مساعد نیست دیدن دوباره‌ی این عکس خالی از لطف نخواهد بود. در روزهایی که شرایط اقلیمی این نقطه آبی کم‌رنگ در حال دگرگونی است و به نظر اراده‌ای برای تغییر این روند در میان سیاستمداران وجود ندارد.

معترضان به بی‌توجهی سیاستمداران به تغییرات اقلیمی در مونیخ، آلمان.
Credit: Alexander Pohl—NurPhoto/Getty Images

زمین در سال‌های اخیر گرم‌ترین دوران خود را در تاریخ داده‌های هواشناسی پشت سر گذاشته است و به نظر روند گرم شدن زمین کماکان ادامه‌ دارد. گونه‌های مختلفی از حیات وحش در خطر انقراض قرار دارند و انسان بیش از هر زمان دیگری در حال انجام تغییرات گسترده در زیستگاه موجودات دیگر است.

توافق پاریس که در سال ۲۰۱۶ به امضای تقریبا تمام کشورهای جهان رسید روزنه‌های امید را به سمت فردایی بهتر گشود. اما اکنون و پس از گذشت سه سال از امضای این توافق شاهد این هستیم که برخی از کشورهای بزرگ و تاثیرگذار در تولید گازهای گلخانه‌ای از این پیمان خارج شده‌اند و تعدادی از دیگر کشورها نیز آن‌ طور که باید به تعهدات خود عمل نمی‌کنند. به تمام این مسائل باید درگیری‌های کشورهای مختلف را نیز افزود که کمتر مجالی را برای صلح و همکاری‌های بین‌المللی در جهت حفظ سیاره باقی گذاشته است.

سهم کشورهای مختلف در تولید گاز دی‌اکسید کربن که از عوامل اصلی گرمایش زمین است.

ما ساکنان نقطه آبی کم‌رنگ هنوز سیاره‌ی دومی برای زندگی پیدا نکرده‌ایم. و چه بسا که چنین سیاره‌ای به این آسانی قابل دسترسی نباشد. این ماییم و سیاره‌مان. سیاره‌ای که خود و برخی از ساکنانش شرایط شکننده‌ای را تجربه می‌کنند و شاید بیشتر از هر زمان دیگری نیازمند توجه باشند.

نقطه آبی کم‌رنگ داستان ما شایسته‌ی احترام بیشتری است.

فروشگاه دیجیتال


سریال هیولا که جدیدترین ساخته‌ی مهران مدیری است وارد شبکه نمایش خانگی شده و بعد از دو سه قسمت حالا جزو سریال‌های پرسروصدا و جریان‌ساز است. مثل هر اثر دیگری از مهران مدیری، بامزه بودن یا نبودن آن، مسائل حاشیه‌ای و فرامتنی و تیغ تیز انتقادات سوژه سریال که به کدام سو می‌رود بحث‌برانگیز شده است. اما فارغ از نقاط قوت و ضعف سریال که معمولا دو سه اپیزود اول برای قضاوت در موردش زود است، یکی از نکاتی که از همین حالا نقطه قوت سریال به نظر می‌رسد بازی فرهاد اصلانی در هیولا است.

تا اینجا بهترین نکته سریال «هیولا» بازی فرهاد اصلانی بوده است. این که مدیری باعث شده او از قالب همیشگی‌اش خارج شود و حالا به چشم بازیگری او را ببینیم که چیزهای زیادی در چنته دارد و فقط باید فرصت و شانس پیدا کند تا آن‌ها را عرضه کند.

چند هفته‌ای است که فیلم «مغزهای کوچک زنگ‌زده» ساخته تحسین شده هومن سیدی هم با بازی فرهاد اصلانی وارد شبکه نمایش خانگی شده است. کنار هم گذاشتن کاراکتر آقای شرافت با شکور «مغزهای کوچک زنگ زده» کافی است که متوجه توانایی‌های بازیگری فرهاد اصلانی بشویم. بازیگری که آن‌طور که باید در سینمای ایران قدر ندیده است. سال‌های اول بازیگری‌اش بیشتر وقف بازی در نقش‌های مکمل شد و آنقدر نقش‌ها را طبیعی و راحت و ملموس و باورپذیر از کار درمی‌آورد که انگار هیچ‌کس متوجه نمی‌شود چه اجرای درخشانی و چه تکنیک بازیگری پشت این نقش‌های به ظاهر ساده وجود دارد.

بیلی وایلدر در کتاب گفت‌وگو با کمرون کرو از بازیگری تام کروز در «رین‌من» تعریف می‌کند و می‌گوید هیچ‌کس متوجه نمی‌شود که تام کروز چه بازی راحت و نرمی در فیلم دارد و همه متوجه داستین هافمن هستند که نقش پیچیده یک آدم معلول را بازی می‌کند. این مشکل در سینمای ایران هم رایج است. تا زمانی که فرهاد اصلانی نقش مردانی از طبقه متوسط را بازی می‌کرد، مردانی که در زندگی روزمره در اطراف‌مان می‌بینیم کسی متوجه نبود چه بازیگر بزرگی است.

فرهاد اصلانی به نسبت بقیه بازیگران دیرتر وارد سینما شد. متولد ۱۳۴۵ است اما برای اولین‌بار سال ۱۳۷۳ با فیلم «روسری آبی» رخشان بنی‌اعتماد جلوی دوربین رفت. در فیلم بنی‌اعتماد نقش مهمی نداشت اما سال بعد از آن در «سفر به چزابه» رسول ملاقلی‌پور حضور پیدا کرد. در نقش مردی که باید با فضای جنگ آشنا شود. آن مقاومت اولیه‌اش درباره سوژه فیلمی که باید برایش آهنگ می‌ساخت و آن بهت و حیرتش در مواجهه با فضای جبهه همان موقع نشان داد که چه بازیگر توانایی است.

بعد از «سفر به چزابه» یا شانس با او همراه نبود و پیشنهادهای خوبی دریافت نکرد یا انتخاب‌های نادرستی داشت که هیچ‌کدام از فیلم‌هایش ماندگار نشدند. حتی «پاداش سکوت» مازیار میری که ممکن بود حال و هوای فرهاد اصلانی در «سفر به چزابه» را زنده کند آنقدر فیلم گل‌درشتی از کار درآمد که بازی اصلانی هم در آن بی‌ظرافت بود.

دهه هشتاد شانس با فرهاد اصلانی یار نبود. فیلم‌های بی‌خاصیت و نقش‌های بی‌خاصیت توانایی او را نشان ندادند اما دهه نود ناگهان پرکار شد و نقش‌های متعددی به او پیشنهاد شد. «به خاطر پونه» که در جشنواره در بخش خارج از مسابقه به نمایش درآمد بالاخره اصلانی صاحب نقشی شد که منتقدان هم تحسین‌اش کنند. نقش معتادی که عاشق زنش است اما نمی‌تواند ترک کند از آن نقش‌هایی بود که اگر فیلم خوب دیده می‌شد اصلانی را تبدیل به ستاره می‌کرد اما بدشانسی‌اش در دهه ۹۰ این بود که فیلم هاتف علیمردانی در جشنواره در بخش مسابقه قرار نگرفت و اکران خوبی هم نگرفت.

کم‌کم نوبت به نقش‌های جدی رسید. نقش پدران و شوهران در فیلم‌هایی مثل «من مادر هستم»، «دختر» و «عصر یخبندان». مردان اغلب کمی سنتی با باورها و اعتقادات خودشان که اصلانی خیلی خوب در آن نقش‌ها جا می‌افتاد. اما در «مغزهای کوچک زنگ زده» شاهد فرهاد اصلانی بودیم که پوست انداخت. در نقش صاحب یک آشپزخانه و قاچاقچی در حومه شهر. نقشی بین فاگین الیور توییست و قاچاقچی‌های ثروتمند فیلم‌های ایرانی. در بازی‌اش خشونت و سبعیت حیرت‌انگیزی دیده می‌شد. شیوه حرکتش با اعتماد به نفس و کمی هم لختی ناشی از سلطنتش بر آن گروه گوسفندان بیچاره همراه بود. فرهاد اصلانی فیلم هومن سیدی شبیه اصلانی بود که مثلا در «مختارنامه» یا «امام علی» دیده بودیم. برنده و تیز با لحن قاطع.

حالا اما «هیولا» این فرصت را در اختیار اصلانی قرار داده که توانایی‌های کمدی‌اش را هم به رخ بکشد و نشان بدهد از آن بازیگرهای همه فن حریف است. شرافت همان کاراکتری را دارد که در کارهای قبلی مدیری سیامک انصاری نقش‌شان را بازی می‌کرد. بیگانه با محیط و دارای اصولی برای خودش. اما اگر انصاری از اساس بازیگر کمدی بود و واکنش‌های اغراق شده داشت اینجا اصلانی با همان بازی نرم‌اش و بدون تلاش برای به چشم آمدن از تماشاگر خنده می‌گیرد.

با این حال در بازی کمدی نشان می‌دهد ذوق و قریحه‌اش کمتر از مثلا رضا عطاران نیست. باهوش است و واکنش‌هایش به دیالوگ‌ها خنده‌دار از کار درآمده. زمانی که در سه نقش ظاهر می‌شود و پای وجدان و شیطان وجودش هم وسط می‌آید واقعا سه نقش را بازی می‌کند نه این که تیپ‌سازی کند. خودش که حیران و گیج مانده که با زندگی‌اش چه کند، نقش شیطان که راحت و کمی لوده است و نقش وجدان که عصا قورت‌داده و جدی است. خیلی خوب بین همه این نقش‌ها در آن واحد رفت و آمد می‌کند.

برخلاف خیلی از کمدی‌های ما که با شوخی‌های کلامی شکل می‌گیرند در «هیولا» اتفاقا خنده اصلی را موقعیت‌ها و در نتیجه بازی بازیگران از تماشاگران می‌گیرد. بار اصلی خنده‌ها این‌بار نه بر دوش مهران مدیری که روی دوش فرهاد اصلانی و شبنم مقدمی است.

فرهاد اصلانی بدون واکنش‌های اغراق‌شده با میمیک‌های ظریف چشم و صورت و لحن خوبش در گفتن دیالوگ موفق می‌شود کاراکتر ساده شرافتمندانه‌اش را تا مرز حماقت ببرد و مخاطب را بخنداند.

تا اینجا بهترین نکته سریال «هیولا» بازی فرهاد اصلانی بوده است. این که مدیری باعث شده او از قالب همیشگی‌اش خارج شود و حالا به چشم بازیگری او را ببینیم که چیزهای زیادی در چنته دارد و فقط باید فرصت و شانس پیدا کند تا آن‌ها را عرضه کند.

بیشتر بخوانید: نقد قسمت اول سریال هیولا؛ مهران و مَردُم!

فروشگاه دیجیتال


احتمالا ضرب ‌المثل «آسمان همه جا یک رنگ است» را شنیده‌اید. اما واقعیت این است که این ضرب‌ المثل حداقل درباره‌ی آسمان شب صادق نیست. منظره‌ی آسمان شب با تغییر عرض جغرافیایی تغییر می‌کند و ساکنان نیمکره‌های جنوبی و شمالی زمین مناظر متفاوتی از آسمان شب را نظاره می‌کنند.

اگر آسمان را یک کره در نظر بگیریم می‌توانیم سیستم مختصاتی را روی آن پیاده کنیم. درست مانند طول و عرض جغرافیایی در زمین. به این ترتیب در آسمان هم می‌توان نقاطی را به عنوان قطب شمال و قطب جنوب و خطی را به عنوان خط استوا در نظر گرفت. هر کدام از این موارد نیز امتداد همتای خود در زمین است. به طور مثال اگر قطب شمال زمین را امتداد دهیم به قطب شمال سماوی می‌رسیم. و قطب شمال آسمان همان جایی است که ستاره‌ی قطبی در فاصله‌ی نزدیکی از آن می‌درخشد. پس ستاره‌ی قطبی موقعیت قطب شمال آسمان را به ما نمایش می‌دهد.

نکته‌ی دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که ارتفاع ستاره‌ی قطبی از افق برابر است با عرض جغرافیایی محل رصد. به طور مثال در شهر تهران که در عرض جغرافیایی ۳۵ درجه قرار گرفته ارتفاع ستاره‌ی قطبی از افق شمال ۳۵ درجه است و در قطب شمال که در عرض جغرافیایی ۹۰ درجه جای دارد ستاره‌ی قطبی ۹۰ درجه از افق ارتفاع دارد و درست در بالای سر (سرسو) دیده می‌شود. پس طبیعی است که در نیمکره‌ی جنوبی زمین و زیر خط استوا خبری از ستاره‌ی قطبی نباشد و این ستاره هیچ وقت بالاتر از افق دیده نمی‌شود.

رد ستاره‌ای

تصویر تمام‌آسمان رد ستاره‌ای از آسمان جنوبی. مرکز رد ستاره‌ها قطب جنوب آسمان است که ستاره‌ی پرنوری در اطراف آن نیست. ستاره‌ی قطبی (قطب شمال آسمان) در نیمکره‌ی جنوبی هیچ وقت دیده نمی‌شود. Credit: ESO/P. Horálek

همان‌گونه که ساکنان نیمکره‌ی جنوبی ستاره‌ی قطبی و دیگر ستاره‌های اطراف آن را نمی‌بینند ما هم در نیمکره‌ی شمالی بخشی از آسمان جنوبی را هیچ‌ وقت نمی‌بینیم. به این ترتیب برای دیدن برخی از اجرام آسمان شب راهی جز سفر به عرض‌های جغرافیایی پایین‌تر وجود ندارد.

ستاره‌ی سهیل در نیمکره‌ی جنوبی آسمان قرار دارد و از بخش‌های شمالی ایران معمولا دیده نمی‌شود. اما در نیمه‌ی جنوبی کشورمان کمی از افق ارتفاع می‌گیرد و مدت کوتاهی بالاتر از افق می‌درخشد و در کل ستاره‌ی کم‌پیدایی است!

مثال شایان ذکر در این رابطه ستاره‌ی سهیل است که پایش به دنیای ضرب المثل‌های ایرانی نیز باز شده. ستاره‌ی سهیل در نیمکره‌ی جنوبی آسمان قرار دارد و از بخش‌های شمالی ایران معمولا دیده نمی‌شود. اما در نیمه‌ی جنوبی کشورمان کمی از افق ارتفاع می‌گیرد و مدت کوتاهی بالاتر از افق می‌درخشد و در کل ستاره‌ی کم‌پیدایی است! در حالی که ستاره‌ی سهیل در نیمکره‌ی جنوبی زمین جزء ستاره‌های بارز آسمان است و ارتفاع زیادی از افق می‌گیرد.

ستاره سهیل

ستاره‌ سهیل در این تصویر که در جزیره‌ی هرمز گرفته شده کمی بالاتر از افق دیده می‌شود. عکس از امیررضا کامکار.

ماجرا برای بخش مرکزی راه شیری در صورت‌های فلکی قوس و عقرب مشابه ستاره‌ی سهیل است. بخش مرکزی راه شیری نیز در نیمکره‌ی جنوبی آسمان قرار دارد و در آسمان ایران چندان از افق ارتفاع نمی‌گیرد. اما در نیمکره‌ی جنوبی بخش مرکزی راه شیری به سرسو نیز می‌رسد.

راه شیری

تصاویر تمام‌آسمان از تفاوت موقعیت بخش مرکزی راه شیری در نیمکره‌ی شمالی (راست) و نیمکره‌ی جنوبی. عکس‌ها از امیررضا کامکار.

اجرام آسمانی بسیار زیبا و بارزی در نیمکره‌ی جنوبی آسمان قرار دارند که ما ساکنان نیمکره‌ی شمالی برای دیدن‌شان راهی جز سفر نداریم. ابرهای ماژلانی، کهکشان‌های اقماری کهکشان ما راه شیری، جزء این دسته از اجرام هستند که تنها در آسمان شب نیمکره‌ی جنوبی دیده می‌شوند. یا صورت فلکی صلیب جنوبی که جزء مهم‌ترین نشانه‌های آسمان جنوبی است و حتی در پرچم تعدادی از کشورهای نیمکره‌ی جنوبی، مثل برزیل، نقش بسته است.

عکس کاور: ستاره‌های آسمان جنوبی، از جمله صورت فلکی صلیب جنوبی، ستاره‌های آلفا و بتا قنطورس و سحابی کارینا، بر فراز قله‌ی کلیمنجارو در حوالی مرز کنیا و تانزانیا. عکس از امیررضا کامکار.

فروشگاه دیجیتال


مطالب محبوب
تبلیغات متنی