بهترین خبر های دیجیتال

بازی Archives - فروشگاه دیجیتال

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
لطفا یک افزونه تاریخ نصب کنید.

انیمیشن داستان اسباب بازی ۴ در راه اکران است و از همین حالا خیلی‌ها مشتاق دیدنش هستند. منتقدانی که فیلم را دیده‌اند استقبال گرمی از آن داشته‌اند و به نظر می‌رسد فیلمی باشد که یخ اکران تابستانی را آب کند. «داستان اسباب بازی ۴» جزو اولین فیلم‌هایی می‌شود که راهش را به سمت فصل جوایز باز می‌کند. اما ماجرای موفقیت این انیمیشن دوست‌داشتنی از کجا شروع شد؟

داستان اسباب بازی از کجا شروع شد؟

داستان اسباب بازی

«داستان اسباب بازی» دستاوردی در تکنولوژی انیمیشن بود. منتقدان، صداپیشگان فیلم را هم تحسین کردند. جمله کلاسیک باز این بود: «به سوی بی‌نهایت و فراتر از آن» که تبدیل به شعار سری انیمیشن‌های «داستان اسباب بازی» هم شد.

آن‌هایی که هم‌زمان با شروع سری فیلم‌های «داستان اسباب بازی» متولد شدند حالا ۲۳ سال دارند! در نتیجه خیلی‌ها هستند که یادشان نمی‌آید اصلا شروع انیمیشن‌های «داستان اسباب بازی» از کجا بود.

سال ۱۹۹۵ پیکسار اولین انیمیشنی را که به صورت کامل با تکنولوژی کامپیوتری ساخته شده بود، تولید کرد. «داستان اسباب بازی» یک اتفاق بزرگ بود. کمپانی والت دیزنی هم مسئولیت پخش این انیمیشن را برعهده داشت. انیمیشن در جهانی می‌گذشت که در آن اسباب‌ بازی‌ها حالت انسانی داشتند و دور از چشم صاحبان‌شان به زندگی شخصی و رفاقت‌شان با هم ادامه می‌دادند. در حقیقت «اسرار حیوانات خانگی» که بعدتر ساخته شد به نوعی میراث‌دار جهان «داستان اسباب بازی» است.

یکی از اسباب بازی‌ها به نوعی سرگروه بقیه است. وودی که شکل یک کابوی است عزیزترین عروسک اندی دیویس است و با بقیه اسباب بازی‌ها روزگار خوشی دارند تا این که یک عروسک فضانورد به نام باز به اندی هدیه داده می‌شود. باز تبدیل به نورچشمی اندی می‌شود و طبعا حسادت ادی را برمی‌انگیزد. اندی قرار است به جایی برود و مادرش به او گفته که یکی از اسباب بازی‌هایش را می‌تواند بیاورد. وودی می‌ترسد که اندی، باز را انتخاب کند در نتیجه او را به گوشه‌ای می‌اندازد اما به اشتباه باز از خانه بیرون می‌افتد و حالا وودی می‌خواهد اشتباهش را جبران کند و با بقیه عروسک‌ها به جست‌وجوی باز می‌روند.

جان لسه‌تر کارگردان «داستان اسباب بازی» مغز متفکر پیکسار بود و انیماتور سابق دیزنی. زمانی که دیزنی بود دو نفر از دوستانش به او بخش‌هایی از یک انیمیشن کامپیوتری نشان داده بودند و او برای اولین‌بار در دیزنی متوجه می‌شود که کامپیوتر چه مدیوم فوق‌العاده‌ای است تا بتواند با آن کار انیمیشن انجام بدهد.

لسه‌تر اول سعی کرد ایده «تستر کوچولوی شجاع» را به عنوان اولین انیمیشنی که کاملا به روش کامپیوتری ساخته شده به دیزنی بدهد اما ایده او رد شد و لسه‌تر را اخراج کردند. بعد او به لوکاس فیلم رفت که به نوعی کمپانی پدر پیکسار بود. سال ۱۹۸۶ استیو جابز و اپل پیکسار را خریدند و لسه‌تر در پیکسار شروع به تولید انیمیشن‌های کوتاه کامپیوتری کرد تا توانایی‌های پیکسار را به نمایش بگذارد. سال ۱۹۸۸ انیمیشن کوتاهی به نام «اسباب بازی تین» تولید کرد که داستانش از نقطه نظر یک اسباب بازی روایت می‌شد و نشان‌دهنده عشق جان لسه‌تر به اسباب ‌بازی‌های کلاسیک بود.

این انیمیشن توجه کمپانی دیزنی را جلب کرد و از لسه‌تر خواستند که برگردد. اما لسه‌تر که تحت‌تاثیر اعتماد و ایمان استیو جابز به خودش بود در پیکسار ماند. او گفت: «من می‌توانم به دیزنی برگردم و یک کارگردان باشم یا این‌جا بمانم و تاریخ را بسازم.»

وقتی دیزنی دید که موفق به بازگرداندن لسه‌تر نمی‌شود تصمیم گرفت که جزو معدود دفعات تاریخ کمپانی با پیکسار قرارداد ببندد و ساخت انیمیشن را برون‌سپاری کند. پيكسار اصلا بخاطر استفاده از گرافيك كامپيوتري در انيميشن‌هايش مشهور شده بود. سال ۱۹۹۵ با توليد اولين فيلم بلند انيميشن‌شان مهر كمپاني را بر صفحه تاريخ سينما محكم كوبيدند: «داستان اسباب ‌بازي» اولين انيميشن تاريخ سينما شد كه به طور كامل براي ساختش از روش انيميشن كامپيوتري استفاده شده بود. اگر اسكار آن سال بخش بهترين انيميشن داشت قطعا «داستان اسباب ‌بازي» برنده آن سال بود. اولين انيميشن پيكسار هم در بخش موسيقي و هم فيلمنامه نامزد دريافت جايزه اسكار شد.

فیلمنامه اولیه «داستان اسباب بازی» را جان لسه‌تر، اندرو استانتون و پیت داکتر مغزهای متفکر پیکسار نوشتند. البته که آن فیلمنامه اولیه نقاط مشترک چندانی با چیزی که درنهایت روی پرده آمد، نداشت. اما هسته اصلی فیلمنامه این بود: «اسباب بازی‌ها عمیقا می‌خواهند که با آنها بازی شود و همین تمایل هم محرک ترس‌ها، امیدها و حرکات‌شان است.»

دیزنی اول می‌خواست که وودی کاراکتر شریر قصه باشد. به فرمت قصه‌های دیزنی یک کاراکتر شریر داشته باشیم و یک قهرمان اما درنهایت تسلیم شدند و قرار شد که کل بخش خلاقانه کار را به استودیوی پیکسار بسپارند.

جان لسه‌تر از ایده تضاد بین ژانرهای وسترن و علمی-تخیلی خوش‌اش می‌آمد درنتیجه دو کاراکتر اصلی قصه را وودی، عروسک کابوی و باز، عروسک فضانورد قرار داد. اسم باز را از روی باز آلدرین انتخاب کردند. دومین مردی که پا روی کره ماه گذاشت و همسفر نیل آرمسترانگ بود.

فیلمنامه «داستان اسباب بازی» به شدت تحت‌تاثیر ایده‌های رابرت مک‌کی، فیلمنامه‌نویس و مدرس مشهور بود. نه لسه‌تر و نه سایر همکارانش هیچ‌کدام قبل‌تر فیلمنامه یک فیلم بلند را ننوشته بودند. در نتیجه لسه‌تر و داکتر در یک سمینار سه روزه در لس‌آنجلس شرکت کردند که مدرس‌اش مک‌کی بود.

تام هنکس برای صداپیشگی نقش وودی و تیم آلن برای نقش باز انتخاب شد. برای ساخت انیمیشن به شیوه کامپیوتری هم مشکلاتی وجود داشت. لسه‌تر می‌گفت: «بزرگترین مشکل این بود که باید سعی شود در این شیوه همه چیز ارگانیک‌تر به نظر می‌رسد. هر برگ درختی باید طراحی و خلق شود. باید به آن جهان حسی از داشتن تاریخ بدهیم.»

کار طراحی انیمیشن با کشیدن استوری‌بوردهایی شروع شد که به انیماتورها کمک می‌کرد تا کاراکترها را پرورش بدهند. ۲۷ انیماتور روی این پروژه کار می‌کردند.

درنهایت فیلم نوامبر ۱۹۹۵ اکران شد. دیزنی ۲۰ میلیون دلار صرف تبلیغات فیلم کرد و حتی پپسی و برگرکینگ و کوکاکولا هم تبلیغ فیلم را برعهده گرفتند. پیش از اکران فیلم استیو جابز گرفته بود: «اگر فیلم فروش پایینی داشته باشد مثلا ۷۵ میلیون دلار بفروشد هم پیکسار و هم دیزنی ورشکسته می‌شوند. اگر ۱۰۰ میلیون دلار بفروشد هر دو استودیو پول‌شان برمی‌گردد اما اگر یک بلاک‌باستر واقعی باشد و ۲۰۰ میلیون دلار بفروشد سود خوبی از فیلم خواهیم کرد.» فیلم در سرتاسر جهان بیش از ۳۵۰ میلیون دلار فروخت.

منتقدان عاشقش شدند. امتیاز فیلم در متاکریتیک ۹۵ از ۱۰۰ است و عنوان هشتاد و ششمین فیلم میان ۲۵۰ فیلم برتر imdb را دارد. واشنگتن‌پست نوشت: «این فیلمی است که باید دیده شود. باید درباره‌اش حرف زده شود و باید برنامه داشته باشید که دوباره هم آن را ببینید. فیلم بچه‌ها را سرخوش می‌کند و والدین‌شان هم کنار آنها از دیدن فیلم سرحال می‌آیند.» راجر ایبرت هم نوشت که این فیلم از لحاظ بصری شبیه یک رولرکاستر است.

«داستان اسباب بازی» دستاوردی در تکنولوژی انیمیشن بود. منتقدان، صداپیشگان فیلم را هم تحسین کردند.

جمله کلاسیک باز این بود: «به سوی بی‌نهایت و فراتر از آن» که تبدیل به شعار سری انیمیشن‌های «داستان اسباب بازی» هم شد.

داستان اسباب بازی ۲؛ اسباب بازی‌ها به شهر برگشتند

داستان اسباب بازی 2

نقدهایی که روی «داستان اسباب بازی ۲» نوشته شد آن را از لحاظ کیفیت هم سطح قسمت قبل یا حتی بهتر از آن ارزیابی کردند. منتقدان نوشتند: «کمتر پیش می‌آید که دنباله‌ی یک فیلم پیشرفت‌هایی نسبت به قسمت قبلی‌اش داشته باشد اما «داستان اسباب بازی ۲» از روایتی مبدعانه و انیمیشنی زیبا استفاده می‌کند و البته گروه بازیگران بااستعدادی که صداپیشه فیلم هستند تا مخاطبانش از همه گروه‌های سنی تجربه غنی و منحصر به فردی در سینما داشته باشند.»

اولین دنباله «داستان اسباب بازی» سال ۱۹۹۹ ساخته شد. باز هم جان لسه‌تر با همکاری دیزنی و پیکسار این انیمیشن کمدی کامپیوتری را جلوی دوربین برد. در «داستان اسباب بازی ۲» اندی می‌خواهد به کمپ برود و وودی را هم با خودش ببرد اما در حالی که مشغول بازی با وودی و باز است تصادفی دست وودی را از جایش درمی‌آورد. مادر اندی وودی را روی طاقچه می‌گذارد. اندی بدون وودی به کمپ می‌رود. اسباب بازی‌های روی طاقچه را دور می‌اندازند اما وودی موفق می‌شود خودش را نجات بدهد. این وسط یک دزد سراغ وودی می‌رود و حالا باز و بقیه عروسک‌ها در تلاش هستند که وودی را نجات بدهند. دزد که نامش ال است می‌خواهد وودی را به یک موزه در ژاپن بفروشد. حالا مشکل اینجاست که وودی هم انگار راضی شده به موزه برود و باز باید به یادش بیاورد که او برای بازی ساخته شده و نه نمایش در موزه.

یک ماه بعد از نمایش قسمت اول و موفقیت آن بحث سر ساخت دنباله‌اش بالا گرفت. قصد لسه‌تر این بود که به فیلم اصلی ادای احترام کند و جهان فیلم را دوباره خلق کند. داستان از این‌جا ریشه گرفت که لسه‌تر فکر کرد چه چیزی ممکن است یک اسباب‌بازی را ناراحت کند. اگر اسباب بازی حس کند که دیگر با او بازی نمی‌شود چه حسی خواهد داشت.

اوایل سال ۱۹۹۷ فیلم به مرحله تولید نزدیک شد. اول کار معلوم نبود که پیکسار بتواند انیمیشن را تولید کند چون یک تیم ۳۰۰ نفره مشغول کار روی انیمیشن «زندگی زنبور عسل» (۱۹۹۸) بودند. یک تیم دیگر هم مشغول کار روی یک بازی کامپیوتری با محوریت «داستان اسباب بازی» بود. استیو جابز تصمیم گرفت کار روی بازی کامپیوتری متوقف شود و تیم روی ساخت «داستان اسباب بازی ۲» متمرکز شوند.

دست‌اندرکاران «داستان اسباب بازی ۲» از بقیه کمپانی جدا شدند و لسه‌تر از نزدیک روی فریم به فریم کارهایشان نظارت داشت. قسمت دوم البته از المان‌های دیجیتالی قسمت اول هم استفاده کرد اما در پیکسار همه آن‌قدر کمال‌گرا بودند که خیلی کمتر از آن چه انتظار می‌رفت از مصالح و متریال قسمت اول استفاده کردند. تکنولوژی به نسبت چند سال قبل آن‌قدر پیشرفت کرده بود که به آن‌ها امکان استفاده از دوربین‌های پیچیده‌تر برای فیلمبرداری از نماها را می‌داد.

یکی از مهم‌ترین چالش‌های انیماتورها طراحی گرد و خاک روی قفسه‌ای بود که وودی رویش قرار می‌گرفت. بعد از تعداد زیادی تجربه و آزمون و خطا یک تکه کوچک گرد و خاک را توانستند طراحی کنند و بعد با کامپیوتر آن را در تمام سطح قفسه پراکنده کردند.

مسؤولان دیزنی اولین راش‌ها را که دیدند تحت‌تاثیر کیفیت کار قرار گرفتند. اما حاشیه وقتی به وجود آمد که یکی از کارمندان پیکسار به اشتباه فایل اصلی انیمیشن «داستان اسباب بازی ۲» را از روی سرور اصلی پاک کرد. پیکسار زمان کافی نداشت تا دوباره همه آن جزییات را بازسازی کند و از دیزنی درخواست کردند پخش فیلم را به تعویق بیندازد. دیزنی قبول نکرد و در نهایت جان لسه‌تر دوباره سرپرستی گروه را برعهده گرفت و همان تیمی قدیمی «داستان اسباب بازی» مشغول به کار شدند و در عرض فقط نه ماه انیمیشن به پایان رسید.

در نهایت فیلم نوامبر سال ۱۹۹۹ پخش شد. انیمیشن از لحاظ تجاری درست مثل قسمت قبلی موفق بود. تبدیل به پرفروش‌ترین فیلم انیمیشن سال ۱۹۹۹ شد و در آمریکای شمالی ۲۴۹.۵ میلیون دلار فروخت و ۴۹۷.۴ میلیون دلار در سرتاسر جهان فروش کرد و تبدیل به دومین فیلم پرفروش انیمیشن جهان تا آن سال بعد از انیمیشن «شیر شاه» دیزنی شد. فیلم بیش از ۴۷.۸ میلیون بلیت فقط در آمریکای شمالی فروخت.

نقدهایی که روی «داستان اسباب بازی ۲» نوشته شد آن را از لحاظ کیفیت هم سطح قسمت قبل یا حتی بهتر از آن ارزیابی کردند. منتقدان نوشتند: «کمتر پیش می‌آید که دنباله‌ی یک فیلم پیشرفت‌هایی نسبت به قسمت قبلی‌اش داشته باشد اما «داستان اسباب بازی ۲» از روایتی مبدعانه و انیمیشنی زیبا استفاده می‌کند و البته گروه بازیگران بااستعدادی که صداپیشه فیلم هستند تا مخاطبانش از همه گروه‌های سنی تجربه غنی و منحصر به فردی در سینما داشته باشند.»

راجر ایبرت نوشت که مدت‌ها پیش همه چیز را در مورد اسباب بازی‌ها از یاد برده بود و با دیدن این انیمیشن دوباره همه‌شان را به خاطر آورده است.

داستان اسباب بازی ۳؛ به سوی بی‌نهایت و فراتر از آن

داستان اسباب بازی 3

داستان ساخته شدن قسمت سوم این انیمیشن بی‌دردسر نبود. بعد از اینکه کمپانی دیزنی پیکسار را خرید در حقیقت حقوق همه کاراکترهایی که پیکسار طراحی می‌کرد، در اختیار دیزنی قرار گرفت. همچنین تصمیم برای ساختن دنباله روی انیمیشن‌ها هم با دیزنی بود اما پیکسار سر «داستان اسباب‌بازی۳» حاضر به ساخت نبود.

لی آنکریچ هم جزو گروه نویسندگان قسمت سوم «داستان اسباب بازی» بود و هم کنار جان لسه‌تر و اندرو استانتون داستان را نوشت. او البته در دو پروژه قبلی هم همکار فیلمنامه‌نویس و کارگردان محسوب می‌شد.

«داستان اسباب بازی ۳» دومین فیلم کمپانی پیکسار بعد از «بالا» بود که نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین انیمیشن شد.

اندی حالا هفده ساله شده و آماده است که به کالج برود. او سال‌هاست که دیگر با اسباب‌ بازی‌هایش به جز چند تا از آن‌ها مثل وودی و باز و جسی بازی نکرده است. اسباب‌ بازی‌های نسبت به آینده‌شان دلسرد هستند. اندی تصمیم دارد وودی را با خودش به کالج ببرد. بقیه اسباب بازی‌ها را هم داخل جعبه‌ای می‌گذارد. مادر اندی فکر می‌کند که این جعبه آشغال است و آن را دور می‌اندازد. اسباب بازی‌ها فرار می‌کنند و خودشان را به زور به ماشین مادر اندی می‌رسانند. طبعا وودی طاقت دوری دوستانش را ندارد و آنها هم نمی‌خواهند برای باقی عمرشان در زیرشیروانی یک خانه مدفون شوند. موقع فرار به خرس صورتی برمی‌خورند که شبیه آن خرس‌های شیرین مهربان انیمیشن‌هاست اما نکته این است که اینجا ذات پلیدی دارد.

داستان ساخته شدن قسمت سوم این انیمیشن بی‌دردسر نبود. بعد از اینکه کمپانی دیزنی پیکسار را خرید در حقیقت حقوق همه کاراکترهایی که پیکسار طراحی می‌کرد، در اختیار دیزنی قرار گرفت. همچنین تصمیم برای ساختن دنباله روی انیمیشن‌ها هم با دیزنی بود اما پیکسار سر «داستان اسباب‌بازی۳» حاضر به ساخت نبود.

تا اینکه سال ۲۰۰۴ بالاخره مذاکرات نتیجه داد. دیزنی تصمیم گرفت خودش «داستان اسباب‌بازی ۳» را بسازد. کار هم شروع شد. اما ژانویه ۲۰۰۶ جان لسه‌تر مغز متفکر پیکسار رییس بخش انیمیشن دیزنی شد. هر چه تا آن روز به عنوان «داستان اسباب‌بازی ۳» طراحی و ساخته شده بود دور ریخته شد و به جایش خود پیکساری‌ها ساخت انیمیشن را برعهده گرفتند.

انیمیشن «داستان اسباب‌بازی ۳» آنقدر مهم شد که کمپینی برای آن زدند تحت این عنوان که قرار نیست جایزه اسکار بهترین انیمیشن به این فیلم برسد بلکه باید در رقابت بهترین فیلم سال حضور داشته باشد. فیلم توانست رکورد فروش قبلی را که متعلق به «شرک ۲» محصول ۲۰۰۴ بود بشکند و تا سال ۲۰۱۴ و اکران «یخ‌زده» رکورد فروش را در تاریخ انیمیشن به نام خودش ثبت کند. تقریبا همه نقدهای نوشته شده روی «داستان اسباب‌بازی ۳» مثبت بود. منتقدان معتقد بودند این یکی از معدود دنباله‌های تاریخ سینماست که از دو قسمت قبلی‌اش بهتر از کار درآمده. آنها شوخ‌طبعی انیمیشن را ستودند. انیمیشنی که به راحتی رگ احساسات مخاطبش را در دست می‌گرفت. انیمیشنی با یک شعار جذاب: «به سوی بی‌نهایت و فراتر از آن». تاکید انیمیشن بر مفهوم رستگاری در نتیجه اتحاد بود.

داستان اسباب بازی ۴ و پایان بازی

داستان اسباب بازی 4

فیلم هفته آینده اکران می‌شود اما منتقدانی که آن را دیده‌اند دوستش داشته‌اند و امتیاز ۸۴ از ۱۰۰ را به آن دادند. رابی کالین از تلگراف نوشته: «این انیمیشن ثابت می‌کند زمانی که پیکسار در بهترین حالتش باشد هیچ استودیوی انیمیشن دیگری به پای آن نخواهد رسید.»

این‌بار دیگر از آن مغزهای متفکر پیکسار خبری نیست. جاش کولی کارگردان فیلم است که این اولین فیلم بلندش به عنوان کارگردان محسوب می‌شود. از تیم قدیمی فقط اندرو استانتون در تیم نوشتن فیلمنامه حضور پیدا کرد.

لی آنکریچ در مصاحبه‌ای که سال ۲۰۱۰ انجام داد گفته بود که پیکسار تصمیمی برای ساخت دنباله‌ای روی «داستان اسباب بازی ۳» ندارد اما مردم آن‌قدر درخواست می‌کنند که استودیو وسوسه می‌شود. مردم عاشق کاراکترهای داستان اسباب بازی هستند.

نوامبر ۲۰۱۴ سرمایه‌گذاران دیزنی بودند که ساخت «داستان اسباب بازی ۴» را به اطلاع علاقه‌مندان رساندند.

سال ۲۰۱۵ جیم موریس، رییس استودیوی پیکسار اعلام کرد که قرار نیست «داستان اسباب بازی ۴» ادامه قسمت سوم باشد و بیشتر یک کمدی-رمانتیک است. اما طبق چیزی که لسه‌تر می‌گوید همه چیز آن‌قدر مخفیانه پیش می‌رفت که حتی جیم موریس هم چیزی از روند آن نمی‌دانست.

سال ۲۰۱۷ لسه‌تر از پروژه کناره گرفت و کولی به تنهایی به عنوان کارگردان باقی ماند. لسه‌تر احساس می‌کرد که «داستان اسباب بازی ۳» پایان داستان وودی و باز بوده است. تیم آلن صداپیشه باز وقتی فیلمنامه را خواند گفت که آن‌قدر احساساتی شده که نمی‌توانسته سکانس آخر را اجرا کند. کیانو ریوز هم به جمع صداپیشگان «داستان اسباب بازی ۴» پیوست.

فیلم قرار بود سال ۲۰۱۷ اکران شود اما به دلیل تداخل با پخش «ماشین‌ها ۳» اکران آن به تعویق افتاد.

فیلم داستان یک اسباب بازی جدید است که به او فورکی می‌گویند. او به گروه وودی و سایر اسباب بازی‌ها ملحق می‌شود و آن‌ها دست به یک سفر جاده‌ای می‌زنند و متوجه می‌شوند که جهان برای یک اسباب‌بازی تا چه حد می‌تواند بزرگ باشد.

فیلم هفته آینده اکران می‌شود اما منتقدانی که آن را دیده‌اند دوستش داشته‌اند و امتیاز ۸۴ از ۱۰۰ را به آن دادند. رابی کالین از تلگراف نوشته: «این انیمیشن ثابت می‌کند زمانی که پیکسار در بهترین حالتش باشد هیچ استودیوی انیمیشن دیگری به پای آن نخواهد رسید.»

درپ می‌گوید که حالا سری «داستان اسباب بازی» می‌تواند با یک پایان آبرومند بازنشستگی خودش را اعلام کند.

بیشتر بخوانید: پرفروش‌ترین و بهترین کارتون‌های جهان که حتما باید ببینید

فروشگاه دیجیتال


بعد از عرضه‌ی بازی Batman: Arkham Knight استودیوی سازنده آن، یعنی «راک‌استدی» به سکوت خبری طولانی‌ای فرو رفت. تنها چیزی که از پروژه‌ی بعدی آن‌ها به طور قطع رسمی شده این است که این بازی نسخه‌ی دیگری از سری بازی‌های بتمن نخواهد بود. امسال هم مثل چند سال گذشته قرار نیست بازی بعدی استودیوی راک‌استدی در E3 حضور داشته باشد.

«سفتون هیل»، مدیر و موسس استودیوی بازی‌سازی راک‌استدی، شب گذشته در پیغامی توییتری اعلام کرد که به دلیل اینکه آن‌ها سخت روی پروژه‌ی بعدی در حال فعالیت هستند، نمی‌توانند در این مراسم حضور داشته باشند. این پیغام باری دیگر طرفداران منتظر را ناامید کرد.

استودیو rocksteady studios

متن کامل این پیام:

«سلام به همه! خیلی از شما درباره‌ی حضور ما در مراسم E3 سوال پرسیده بودید، من می‌‌خواهم به نمایندگی از استودیوی  راک‌استدی پاسخ دهم که ما در این مراسم حضور نداریم. ما به عنوان هوادار این مراسم را نگاه خواهیم کرد، اما به خاطر کار زیادی که برای پروژه‌ی جدیدمان داریم، در لندن می‌مانیم. از این مراسم لذت ببرید!»

بیش از ۳ سال از انتشار آخرین بازی این استودیو‌ی خوش ذوق می‌گذرد، استودیویی که توانست برای شخصیت بتمن یک سه‌گانه‌ی درخور و بسیار ارزشمند بسازد، ولی اینطور که از شواهد معلوم است باید بیش‌تر از این حرف‌ها منتظر رونمایی بازی بعدی آن‌ها باشیم، به خصوص که گفته می‌شود این بازی برای کنسول‌های نسل بعد عرضه خواهد شد.

با توجه به شایعاتی که از پروژه‌ی بعدی راک استدی وجود دارد، به نظر این بازی یک اقتباس دیگر از کمیک‌ها خواهد بود یا قرار است داستانی کاملا جدید روایت شود؟ نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.

صفحه اصلی بازی - اخبار بازی - تریلر بازی - نقد و پیش نمایش | دیجی‌کالامگ

فروشگاه دیجیتال


استودیو‌ی «دک ۱۳» (Deck 13) سازنده‌ی بازی The Surge 2 به تازگی اعلام کرده است که این بازی در تاریخ ۲۴ سپتامبر (۲ مهر) روی پلتفرم‌های پلی‌استیشن۴، ایکس‌باکس وان و کامپیوتر‌های شخصی عرضه خواهد شد.

این بازی در تاریخ ۲ مهر روی پلتفرم‌های پلی‌استیشن۴، ایکس‌باکس وان و کامپیوتر‌های شخصی عرضه خواهد شد.

طرفداران این بازی قطعا خواستار تغییراتی در جهت بهبود قسمت دوم هستند، در همین راستا استودیو‌ی سازنده اعلام کرده که انتقاد‌ات و پیشنهادات را شنیده و برای رفع آن‌ها و پیشرفت نسخه‌ی دوم تمام تلاش خود را می‌کنند. طبق گفته‌ی سازندگان، مشکل بازی در خشک بودن مبارزه‌ها به روش‌های مختلف حل شده است و آن‌ها نبرد‌های این نسخه را بسیار خشن‌تر و تاکتیکی‌تر طراحی کرده‌اند. همچنین آن‌ها قول داده‌اند که در نسخه‌ی دوم شاهد اسلحه‌ها و توانایی‌ها و در کل تنوع بیشتری باشیم.

وقایع نسخه دوم نیز در همان راهرو‌ها و فاضلاب‌های شهر متروک «جریکو» می‌گذرد با این تفاوت که سازندگان بیان کرده‌اند: «در این نسخه طراحی محیط‌ها بسیار جاه‌طلبانه‌تر نسبت به نسخه‌ی قبلی انجام شده‌اند.»

بازی The Surge 2

بازی The Surge بین بازی‌کنندگان به دارک سولز در یک فضای علمی تخیلی معروف است. اولین قسمت از این بازی در سال ۲۰۱۷ عرضه شد و فروش به نسبت خوبی را تجربه کرد، اما آنطور که باید مورد استقبال منتقدان قرار نگرفت و همچنین طرفداران این بازی معتقد بودند که نمرات آن عادلانه نیستند، این اتفاق برای بازی دیگر استودیو‌ی دک ۱۳، یعنی Lords Of The Fallen نیز در سال ۲۰۱۴ افتاده بود. با همه‌ی این تفاسیر و باز‌خورد‌های نه چندان خوب منتقدان، نسخه‌ی دوم هر دو بازی مذکور در دست توسعه است تا شاید این استودیو بتواند از پتانسیل دو بازی ذکر شده استفاده کند و نظر طیف گسترده‌تری را نسبت به خود جلب کند.

بازی The Surge 2 هم اکنون در استیم و ایکس‌باکس استور برای پیش خرید در دسترس است.

صفحه اصلی بازی - اخبار بازی - تریلر بازی - نقد و پیش نمایش | دیجی‌کالامگ

فروشگاه دیجیتال


بالاخره و پس از مدت‌ها انتظار، تریلر جدید بازی بعدی «هیدئو کوجیما» منتشر شد. در کنار نمایش گیم‌پلی بازی و بخش‌های مختلف داستانی و سینمایی، همچنین تاریخ عرضه بازی Death Stranding مشخص شده است. بازی دث استرندینگ در روز هشتم نوامبر سال جاری به صورت انحصاری روی پلی‌استیشن ۴ عرضه خواهد شد.

بازی Death Stranding در روز هشتم نوامبر (۱۷ آبان) روی پلی‌استیشن ۴ عرضه خواهد شد.

تریلر جدید Death Stranding‌ در حالی منتشر می‌شود که یکی دو روزی است هیدئو کوجیما و تیم مارکتینگ سونی، طرفداران بازی را با نمایش تیزرهای مختلف و کوتاه سرگرم کرده‌اند. از نیمه شب امروز همچنین سونی در توییچ مشغول استریم زنده‌ی یک ویدیو بود. با این حال، تنها ساعاتی پیش بود که متوجه شدیم نمایش ویدیو وابسته به تعداد بازدیدکننده‌های زنده‌ی آن است؛ طوری که با بالاتر رفتن تعداد بازدیدکننده‌ها، تریلر روی صفحه بیشتر نمایان می‌شد. نهایتا دقایقی پیش بود که با رسیدن تعداد بازدیدکننده‌های آنلاین هم‌زمان به بیش از ۱۲۰ هزار نفر تریلر شروع به پخش شدن کرد.

از نظر گیم‌پلی، با یک بازی اکشن محیط باز طرف هستیم. بازی‌کننده‌ها به هنگام حرکت در محیط می‌توانند از وسایل نقلیه‌ی مختلفی استفاده کنند، یا از طناب یا نردبان‌هایی که همراه دارند برای حرکت در بازی بهره بگیرند. اکشن بازی هم آزادی عمل بسیار زیادی به بازی‌کننده‌ها می‌دهد؛ طوری که برای مثال می‌توان به صورت تن به تن با دشمنان درگیر شد، یا از سلاح‌های گرم و سرد استفاده کرد. دشمنان بازی هم نه تنها انسان‌ها، بلکه بیگانگان را شامل می‌شوند و ظاهرا در این بخش‌ها بازی بیشتر سبک و سیاق ترسناک پیدا می‌کند.

از نظر داستانی توانستیم برای اولین بار شخصیت‌های کاملا جدیدی را ببینیم. می‌توانید پوستر جدیدی که برای این شخصیت‌ها ساخته شده است را در پایین ببینید.

پس از پخش تریلر، هیدئو کوجیما پیغامی منتشر کرد و در آن نوشت:

دث استرندینگ یک بازی اکشن کاملا جدید است. هدف بازی‌کننده‌ها این است که شهرهای جدا از هم و جامعه‌ای از هم پاشیده را به هم دوباره متصل کنند. بازی طوری ساخته شده است که از عناصر داستانی گرفته تا گیم‌پلی، دربرگیرنده‌ی موضوع اصلی «اتصال» یا «رابطه‌ها» باشد.
در نقش سم پورتر بریجز، تلاش می‌کنید تا شکستگی‌های جامعه را از بین ببرید و رابطه‌هایی جدید با دیگر بازی‌‌کننده‌ها در دنیا به وجود بیاورید. در طول بازی، امیدوارم اهمیت موضوع ایجاد رابطه با دیگران را درک کنید.
فعلا، از تریلر جدید دث استرندینگ لذت ببرید.

بازی در سه نسخه‌ی مختلف عرضه خواهد شد. در کنار نسخه‌ی معمولی، نسخه‌های «ویژه» و «کلکسیونی» هم برای بازی در نظر گرفته شده‌اند.

  • نسخه‌ی ویژه‌ی بازی شامل قاب فلزی است. ساندترک یا همان موسیقی‌های بازی و همچنین پشت صحنه‌ی بازی هم در این نسخه وجود خواهند داشت. آیتم‌های دیجیتال مختلفی مثل لباس و کلاه و زره هم بخشی از نسخه‌ی ویژه‌ی Death Stranding خواهد بود.
  • نسخه‌ی کلکسیونی بازی در کنار تمام آیتم‌های دیجیتال نسخه‌ی ویژه، همچنین شامل یک مجسمه به اندازه‌ی واقعی از نوزاد داخل بازی است. یک جاسوییچی از لوگوی کوجیما پروداکشنز، قاب فلزی بازی و همچنین یک کیف بزرگ که همه‌ی این‌ها را در خود جای داده، آیتم‌های نسخه‌ی کلکسیونی بازی خواهد بود.

در توضیح گیم‌پلی بازی، صفحه‌ی رسمی دث استرندینگ در وب‌سایت پلی‌استیشن نوشته است:

  • با چالش‌هایی خاص روبرو شوید: مراحل مختلفی را قبول کنید و با تجهیزات و سلاح‌های متنوع، در عین این که سعی می‌کنید بار سختی را در سفر به دوش بکشید، تلاش کنید تا یک دنیای شکسته از هم را دوباره متصل کنید. باید از بسته‌های خود در مقابل دشمنان مراقبت کنید و همچنین در مقابل موجوداتی ترسناک به اسم Beached Things زنده بمانید.
  • در دنیای بازی گشت‌وگذار کنید: موتور پایه‌ی دسیما دنیای واقع‌گرایانه از نظر بصری را به تصویر کشیده است که به خاطر پدیده‌ای به اسم دث استرندینگ نابود شده است. موانع مختلفی در راه شما هستند که شما را مجبور می‌کنند تا راه‌های مختلفی پیدا کنید و در عین حال هم موجوداتی ماورایی روی محیط اطراف شما تاثیر می‌گذارند و شکل آن را تغییر می‌دهند.
  • مرگ پایان بازی نیست: در دث استرندینگ صفحه‌ی گیم اور وجود ندارد. وقتی در مبارزات جان خود را از دست می‌دهید، در دنیایی پشت و رو بیدا می‌شوید و باید تلاش کنید به دنیای زندگان بازگردید. می‌توانید نوع مبارزه را خودتان انتخاب کنید و کشتن دشمنان، همیشه تنها راه حل نیست. هر مرگ هم در بازی، نتیجه و تاثیری خواهد داشت.
  • به دیگر بازی‌کننده‌ها کمک کنید: به دیگر بازی‌کننده‌ها که مشغول سفر هستند، بدون این که به آن‌ها برخورد کنید، کمک می‌کنید. می‌توانید به بازی‌کننده‌های دیگر منابع بفرستید، خانه‌های امن خود را در اختیار آن‌ها قرار دهید، یا رد پای دیگر بازی‌کننده‌ها را دنبال و راه بهتری پیدا کنید.

ما هم مثل هیدئو کوجیما، از شما دعوت می‌کنیم تا تریلر جدید بازی Death Stranding را ببینید.

در ادامه تریلر اعلام تاریخ عرضه بازی Death Stranding و همچنین تصاویر جدیدی که از بازی منتشر شده است را برایتان قرار داده‌ایم.

صفحه اصلی بازی - اخبار بازی - تریلر بازی - نقد و پیش نمایش | دیجی‌کالامگ

فروشگاه دیجیتال


مجموعه تلویزیونی «بازی تاج و تخت» (Game of Thrones) بالاخره پس از سال‌ها با پخش قسمت ششم از فصل هشتم به پایان رسید. قسمت ششم فصل هشتم گیم آو ترونز تحت عنوان «The Iron Throne» پخش شد و در کنار قسمت سوم، طولانی‌ترین قسمت‌های این فصل را تشکیل دادند.

دیوید بنیاف و دن وایس کسانی که به عنوان خالقان سریال گیم آو ترونز شناخته می‌شوند خود کارگردانی قسمت آخر را برعهده داشتند. با پخش این قسمت یکی از محبوب‌ترین سریال‌های شبکه HBO و جهان به پایان رسیده است.

فصل آخر مجموعه تلویزیونی «بازی تاج و تخت» محل حرف و حدیث‌های بسیاری بود. بعضی از مخاطبان که سال‌ها مجموعه را دنبال کرده‌ بودند وقایع فصل آخر را پرشتاب و بی‌منطق دانستند در حالی که بعضی دیگر معتقد بودند فصل هشتم بهترین پایان‌بندی ممکن برای این سریال بود. همچنان که مخاطبان نگاه یکسانی به فصل هشتم نداشتند، منتقدان هم اختلاف نظرهای بسیاری را بروز دادند که در هفته‌های گذشته بخشی از آن‌ها را بازتاب دادیم.

ممکن است در این نوشته بخشی از داستان مجموعه تلویزیونی بازی تاج و تخت لو برود

در ادامه بخش‌هایی از نظرات منتقدان آمریکایی را درباره آخرین قسمت مجموعه تلویزیونی «بازی تاج و تخت» می‌خوانید:

دیوید سیمز – آتلانتیک

تصمیم ناگهانی تیریون و شرکا درباره برگزیدن برن استارک به عنوان پادشاه هفت اقلیم احتمالا تا حد قابل توجهی باعث تعجب بینندگان شده است. پس از آن همه جنگ و دشمنی میان دنریس، جان و سرسی، برن به عنوان یک رقیب، کاملا نادیده گرفته شده بود. او بیشتر به یک ویکیپدیای زنده شباهت داشت و در این فرایند شخصیت خود را نیز از دست داده بود.

حرکت برن به سوی تاج با همان سرعت ترسناکی رخ داد که هر پیچش داستانی دیگر در این فصل اتفاق افتاده بود. شاید کل تفاوتش برای من در این بود که هنگام رسیدن به قسمت آخر دیگر نگرانی خاصی نسبت به باورپذیری طرح روایی نداشتم و بیشتر کنجکاو بودم بفهمم همه چیز چطور به پایان می‌رسد… در این فصل شاهد تکرار چندین‌باره یک ماجرای یکسان بودیم: مجموعه‌ای از تلاش‌های ناموفق برای پیشبرد تعدادی از مهم‌ترین بخش‌های داستان به سریع‌ترین شکل ممکن. طبق معمول بازیگران در این فصل هم به نسبت آنچه در اختیار داشتند عملکرد خوبی نشان دادند… دیوید بنیاف و دن وایس در سال‌های اخبر بارها ثابت کرده‌اند که ژست‌های سینمایی را به ساختن تدریجی یک جهان باورپذیر ترجیح می‌دهند و سوزاندن تاج در پایان مجموعه هم آخرین ادا و اطوارشان بود.

کلی لاولر – یواس‌ای تودی

هنگامی که پخش گیم آو ترونز هشت سال پیش آغاز شد، کاملا واضح بود که با یک مجموعه متفاوت طرفیم. قصه‌ای که برده قواعد معمول ژانر فانتزی نبود و آن‌ها را شکست و زیر پا گذاشت. تراژدی و بی‌عدالتی همچون اژدها و جنگ بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت این مجموعه بود.

اما سریالی که آخرین قسمت آن شب یک‌شنبه پخش شد چنین سریالی نبود… سریالی بود بدون خلاقیت و کلیشه‌ای… همه چیز ساده و رو بود. حتی مهم‌ترین مرگ و میرها و گزینه پادشاهی. در واقع مجموعه پایان نیافت بلکه اساسا رها شد.

دانیل داداریو – ورایتی

طبیعی است که قسمت پایانی گیم آو ترونز تعداد کمی از افراد را راضی کند… باید در نظر داشت که پایان‌بندی این سریال از مجموعه رمان‌هایی می‎‌آید که خود هنوز پایان نیافته‌اند و این مجموعه از ابتدا به آن وابستگی داشته است. طبیعتا در چنین شرایطی افراد زیادی قانع نمی‌شوند آن هم با در نظر گرفتن زمانی که سریال برای فصل هشتم و پایان دادن به قصه در نظر گرفته بود.

در فصل آخر برخی از اقدامات واقعا هوشمندانه بود. در میان این اقدامات می‌شود به کشتن نایت کینگ در قسمت سوم اشاره کرد؛ حذف نایت کینگ به سریال اجازه داد که در سه قسمت آخر صرفا روی پایان‌ بازی در وستروس تمرکز کند. اما آنچه سریال در ساختنش شکست خورد ایجاد پیش‌زمینه‌ای مناسب برای به قدرت رسیدن برن یا مهم‌تر از آن برای پیدایش ناگهانی دموکراسی بود.

فروشگاه دیجیتال


پنجمین قسمت از فصل هشتم مجموعه تلویزیونی «بازی تاج و تخت» (Game of Thrones) ساعاتی پیش تحت عنوان «The Bells» از شبکه HBO پخش شده است. این قسمت ۷۸ دقیقه‌ای توسط میگل سپاچنیک کارگردانی شده است. کارگردانی که پیش از این دو قسمت از فصل ۵ و دو قسمت از فصل ۶ را کارگردانی کرده بود و در این فصل نیز تا به حال قسمت سوم و پنجم گیم آو ترونز را کارگردانی کرده.

ممکن است در این نوشته بخشی از داستان مجموعه تلویزیونی بازی تاج و تخت لو برود

با پخش پنجمین قسمت از فصل هشتم مجموعه بازی تاج و تخت تنها یک قسمت به پایان کل این مجموعه تلویزیونیِ ۷۳ قسمتی باقی مانده است. از ساعاتی پیش نقدهایی که منتقدان آمریکایی درباره قسمت پنجم سریال نوشته‌اند در وبسایت‌ها منتشر شده‌اند. بخشی از نقدها بر تصمیم کلیدی دنریس و حمله نهایی او متمرکز شده‌اند. تحلیل شخصیت دنریس و اینکه اعمال او در قسمت پنجم واقعا متناسب با شخصیتی است که از او در این مجموعه سراغ داریم باعث بخش مهمی از اختلاف‌ نظرات در نقدهای منتشر شده‌ بودند.

در ادامه بخش‌هایی از چند نقد بر قسمت پنجم آخرین فصل گیم آو ترونز را می‌خوانیم:

دیوید سیمز – آتلانتیک

بخش قابل توجهی از قسمت «The Bells» به حمله نهایی دنریس وابسته است؛ حمله‌ای انتقام‌جویانه و احساسی که فراتر از تمام اقدامات قبلی او است. بله درست است که ملکه اژدها از دیرباز علاقه خاصی به کشتن از طریق سوزاندن داشت، درست است که در حال حاضر دو نفر از بهترین مشاورانش جورا مورمنت و میساندی را در اختیار ندارد؛ دو مشاوری که او را از اعمال بدون ملاحظه باز می‌داشتند. با این وجود سریال می‌توانست زیرساخت لازم را برای چنین چرخش و تصمیمی پدید آورد که نیاورد. دنریس مدت‌ها به عنوان رهبری نشان داده شده بود که به برده‌داری پایان داد و تمایل چندانی به رفتارهای ظالمانه نداشت.

گیم آو ترونز می‌توانست به سادگی واقعیت زننده جنگ دنریس را نمایش دهد بدون آنکه او را وادارد افراد بی‌گناه را بکشد… انتخابی برای نمایش شخصیت دنریس که به نظر می‌رسد برای پایان سریال انتخاب ضعیفی باشد.

این قسمت به شکل زیبایی کارگردانی و اجرا شده بود و بازیگران واقعا عملکرد خوبی داشتند. صحنه‌های اکشن تر و تمیز از کار درآمده بودند و تدوین موازی به کار رفته در این قسمت هوشمندانه بود. اما در نگاه من کل ماجرا بسیار پوچ و توخالی به نظر رسید، گمان می‌کنم با حرکت دنریس تمام تکیه‌گاه روایی اثر از بین رفته است.

اریک کین – فوربز

قسمت جدید گیم آو ترونز شگفت‌انگیز بود. این قسمت می‌تواند یکی از جنجال‌برانگیزترین قسمت‌های یک مجموعه تلویزیونی باشد که تا به حال ساخته شده. من قسمت پنجم را دوست داشتم و هم‌‎زمان از آن متنفر بودم و فکر می‌کنم این قسمت می‌توانست یک نقطه اوج بی‌نقص برای هر آنچه سریال تا به حال ایجاد کرده باشد… فقط اگر HBO زمان کافی ر ا به این لحظه دیوانه‌وار خون و آتش اختصاص می‌داد.

اگر چنین می‌کردند، این قسمت قطعا بی‌نقص می‌بود. من شیفته این قسمت شدم، شیفته اولین فریم تا آخرین فریم آن و هنوز منتظر ادامه‌اش بودم که ناگهان با پایان مواجه شدم؛ حس کسی را داشتم که فریب داده شده… چه بسیار قصه‌ها، چه پتانسیل عظیمی، چه رشته‌هایی … ما به پایان رسیدیم بدون آنکه واقعا به پایان رسیده باشیم… همه چپز در جای خود قرار داشت، همه چیز بی‌‎نقص ساخته شده بود اما هرگز آنچنان که باید و شاید به آن نقطه اوج احساسی نرسیدیم.

دنیل داداریو – ورایتی

قسمت یکی‌مانده به آخر بازی تاج و تخت براساس لحظه‌ای سر و شکل یافته بود که دنریس تارگرین … زنی که اراده معطوف به قدرتش از قسمت اول به مجموعه تحرک داده بود، به شکلی بی‌نقص در قالب شخصیتش رفتار می‌کند.

شاید این ادعا نیازمند توضیحاتی باشد آن هم با توجه به اینکه دنریس هوادار افراطی آزادی و عدالت است و به شکل تاریخی تلاش کرده زندانیان حکومت‌های ظالم را از بند نجات دهد. اما او در قسمت پنجم نه تنها دست به کشتن سپاه مخالفینی می‌زند که تسلیم شده بودند بلکه شماری از شهروندان عادی را نیز با آتش، خاکستر می‌کند. در اینجا باید در نظر داشت که تدابیر دنریس همواره بیش از آنکه بر مبنای همدلی با دیگران باشد بر مبنای سلطه بر دیگران بوده… اگر لازم باشد که کل یک شهر محو شود تا اطمینان حاصل شود که دیگر اثری از جهان گذشته باقی نمانده؛ اگر چنین اقدامی ضروری بود قطعا دنریس حتی زودتر از این‌ها دست به چنین اقدامی می‌زد.

فروشگاه دیجیتال


آخر هفته‌ی گذشته شاهد رونمایی قسمت بعدی مجموعه بازی‌های «گوست ریکان» بودیم. شرکت بازی‌سازی یوبی‌سافت از بازی Ghost Recon: Breakpoint با نمایش تریلر و گیم‌پلی آن رونمایی کرد. در حالی که تصور می‌کردیم با ساختاری شبیه به بازی قبلی یعنی Wildlands طرف شویم و داستان بازی به صورت آفلاین قابل بازی باشد، یوبی‌سافت گفته است که امکان بازی کردن Breakpoint در حالت آفلاین وجود ندارد.

بازی Ghost Recon Breakpoint قرار است مهر ماه امسال روی پلی‌استیشن ۴ و ایکس‌باکس وان و کامپیوتر عرضه شود.

اطلاعات کامل مربوط به بازی هنوز منتشر نشده است و مطمئنا باید در رویداد E3 2019 منتظر انتشار جزییات بازی باشیم، ولی حساب کاربری رسمی گوست ریکان از همین حالا رسما تایید کرده است که نمی‌توان Ghost Recon Breakpoint را آفلاین بازی کرد و بازی در همه حال نیازمند اتصال اینترنت است.

در پاسخ به سوال یکی از طرفداران درباره‌ی نیاز به اینترنت، حساب کاربری گوست ریکان نوشته است: «بازی Breakpoint نیازمند اتصال به اینترنت خواهد بود، مثل بازی‌های The Division و Rainbow Six Siege.»

آنلاین بازی Ghost Recon Breakpoint

واضح است که یوبی‌سافت می‌خواهد قسمت جدید گوست ریکان را هم مثل دیگر بازی‌هایش، تبدیل به یک بازی بزرگ و آنلاین کند؛ طوری که بتواند برای مدت زمانی طولانی، از Ghost Recon Breakpoint هم درآمدزایی داشته باشد.

در حال حاضر، به غیر از یکی دو بازی، تمام ساخته‌های یوبی‌سافت در چند سال اخیر نیازمند اتصال به اینترنت بوده‌اند و عناصر آنلاین داشته‌اند. از بازی‌های دیویژن گرفته تا ریبنو سیکس و For Honor حتی بازی‌های مسابقه‌ای یوبی‌سافت مثل The Crew نیازمند به اتصال همیشگی اینترنت داشته‌اند.

موضوع دیگر، وضعیت اتصال این بازی‌ها در کشور ماست. امکان اتصال به بازی دیویژن ۲ در کشور وجود ندارد؛ آن هم به خاطر دلایلی نامعلوم که طبق گفته‌ی شرکت‌های بازی‌سازی، از سوی آن‌ها نیست. این طور که به نظر می‌رسد احتمالا به هنگام بازی کردن Ghost Recon Breakpoint هم به مشکلاتی برخواهیم خورد.

بازی Ghost Recon Breakpoint قرار است مهر ماه امسال روی پلی‌استیشن ۴ و ایکس‌باکس وان و کامپیوتر عرضه شود.

بیشتر بخوانید: جزییات گیم‌پلی بازی Ghost Recon Breakpoint

ببینید:
تریلر رونمایی Ghost Recon Breakpoint
تریلر گیم‌پلی Ghost Recon Breakpoint

منبع: توییتر

صفحه اصلی بازی - اخبار بازی - تریلر بازی - نقد و پیش نمایش | دیجی‌کالامگ

فروشگاه دیجیتال


قسمت چهارم از فصل هشتم مجموعه تلویزیونی «بازی تاج و تخت» با عنوان «The Last of the Starks» ساعاتی پیش پخش شده و طبق روال هر هفته نقد قسمت جدید را از میان چندین نقد و تحلیل منتشرشده توسط منتقدان آمریکایی می‌خوانید.

نظرات نسبت به قسمت چهارم تا حدود زیادی با هم متفاوت بود. کم نبودند نظرات منفی منتقدانی که معتقد بودند شاهد یکی از بدترین و بی‌منطق‌ترین قسمت‌‌های گیم آو ترونز بودیم اما منتقدانی هم نوشته‌اند که این قسمت، بخشی از کیفیت‌های کلیدی سریال را در خود داشته و دوباره آن‌ها را به رخ مخاطبان کشیده است.

ممکن است در این نوشته بخشی از داستان مجموعه تلویزیونی بازی تاج و تخت لو برود

تاد وندرورف – واکس

قسمت چهارم فصل هشتم مجموعه تلویزیونی بازی تاج و تخت تلاش کرده بود آنچه دست کم مواد اولیه برای سه قسمت از سریال بود را در یک قسمت جا دهد… تاثیر نهایی این قسمت بسیار آشفته و درهم‌ریخته بود؛ اتفاقات بسیاری افتاد و صرفا تعداد کمی از آن‌ها از نظر تاثیرگذاری عاطفی بر مخاطب، موفق بودند.

کارگردانی این قسمت که توسط دیوید ناتر انجام شده بود احتمالا بهترین کارگردانی این فصل بود اما مشکل از فیلم‌نامه بهم‌ریخته بود که باعث شد شاهد ضعیف‌ترین قسمت از ابتدای فصل هشتم تا کنون باشیم. قسمتی که تصویر ناخوشایندی از آخرین ساعات باقی‌مانده از سریال نیز در ذهن‌مان ایجاد کرد.

دیوید سیمز – آتلانتیک

نمی‌دانم این بار از کجا شروع کنم، احتمالا بد نیست از شخصیتی صحبت کنم که کمتر از همه به صحبت درباره‌اش علاقه دارم یعنی  یورن گریجوی. سه فصل است که این شخصیت از نقطه‌ای به نقطه دیگر کشانده می‌شود تا به شکل غیرقابل وصفی رشته‌های روایی بی‌قاعده سریال را سفت و محکم کند… حضور مدام این شخصیت (شخصیتی مطلقا تک‌بعدی که در فصل‌های پایانی به سریال اضافه شده) … مثال خوبی برای نشان‌دادن مشکلی است که بازی تاج و تخت با عبور از مواد داستانی اولیه‌اش دچار آن شده.

در نیمه ابتدایی قسمت چهارم از فصل هشتم به نظر می‌رسید که شاهد یک قسمت همراه با دیالوگ و حل‌شدن روابط عاطفی دیرپا باشیم… اما پس از آن  مجموعه‌ای از رخدادهای بی‌حساب و کتاب رخ دادند و به چنان سرعتی هم رخ دادند که حتی معقولیت و باورپذیری نسبی آن‌ها هم برای مخاطب قابل سنجش نبود (بله، حتی جهان خیالی سریالی مثل گیم آو ترونز هم گاهی اوقات باید باورپذیر به نظر برسد).

هنگامی که قسمت چهار به پایان رسید، داستان دقیقا در نقطه درست روایی قرار گرفته بود … اما به قیمت اینکه احمق بی‌ربطی چون یورن به شکلی معجزه‌آسا هر کاری بکند.

دنیل داداریو – ورایتی

مجموعه در فصل آخرش یک قدم رو به جلو برداشته است و قسمت چهارم فصل هشتم گیم آو ترونز نشانه‌ای بود بر اینکه سریال هنوز هم می‌تواند به زیبایی میان طرح داستانی و لحن‌ رفت و آمد کند حتی اگر داستان محدود به تعدادی از شخصیت‌های اصلی باشد.

دو قسمت قبلی مجموعه بازی تاج و تخت کاملا بر نبرد وینترفل تمرکز کرده بودند؛ قسمت دوم با آماده‌سازی مقدمات نبرد بزرگ همراه بود و قسمت سوم بر خود این نبرد تمرکز داشت. حال در قسمت چهارم شاهد ایجاد فضایی هستیم که از طریق گسترش داستان به سطوحی فراتر از نبرد وینترفل آخرین ساعات مجموعه را رقم می‌زند.

این گسترش از طریق دنریس رخ می‌دهد، شخصیتی که در جهت هدفش در همه بخش‌های هفت پادشاهی حضور داشته و قدرتش در شرایط فعلی تا حدودی تضعیف شده است… کشتن شخصیت شرور اصلی داستان در حالی که هنوز سه قسمت به پایان باقی مانده چندان معمول و متعارف نیست اما گیم آو ترونز این هفته نشان داد که به شکلی مضاعف از عهده این کار برآمده است: اول اینکه در صحنه مهمانی احساس‌ همه اعضای اصلی نسبت به نبرد قسمت قبل مشخص می‌شود و دیگر اینکه مسیری ساخته می‌شود که مشخص می‌کند دنریس و شرکا در قسمت‌های آینده چه راهی را خواهند پیمود. درست است که نایت کینگ رفته اما راه پیش‌رو از گذشته هم دشوارتر است.

 

فروشگاه دیجیتال


ژاپن تا چند روز دیگر، وارد دوره‌ی تاریخی بعدی خود می‌شود. به همین مناسبت، نشریه‌ی ژاپنی فامیتسو، رای‌گیری بزرگی برگزار کرده و از خوانندگان خود درباره‌ی بهترین بازی‌های عرضه شده در عصر فعلی تاریخ ژاپن پرسیده است.

پیش از اینکه وارد لیست کامل منتشر شده از بهترین بازی‌های عصر فعلی ژاپن شویم، بهتر است کمی درباره‌ی عصرهای ژاپن هم بگوییم. تاریخ ژاپن، به دوره‌های مختلف تقسیم شده است؛ دوره‌هایی که از ۱۵ هزار سال قبل از میلاد مسیح گرفته تا همین امروز را شامل می‌شوند. با پایان رسیدن دوره‌ی «ادو» (Edo) در ژاپن، تقسیم دوره‌ها با تغییر امپراطور ژاپن صورت گرفته است.

نشریه فامیتسو عصر Heisei ژاپن

دوره‌ی فعلی ژاپن که عصر «هی‌سی» (Heisei) نام دارد، از سال ۱۹۸۹ و با آغاز امپراطوری «آکیهیتو» در ژاپن آغاز شده است. یک هفته‌ی دیگر و در روز ۳۰ آوریل، امپراطور آکیهیتو سلطنت خود را به پسرش «ناروهیتو» اعطا می‌کند و دوره‌ی هی‌سی ژاپن به پایان می‌رسد. از روز اول ماه می، امپراطوری ناروهیتو و عصر بعدی تاریخ ژاپن به اسم «ریوا» (Reiwa) آغاز می‌شود.

نشریه‌ی فامیتسو، که تنها هفته‌نامه‌ی مربوط به بازی‌های ویدیویی در دنیاست، در جدیدترین شماره‌ی خود از گیمرهای ژاپن، درباره‌ی بهترین بازی عرضه شده در عصر هی‌سی پرسیده است؛ یعنی نتیجه‌ی رای‌گیری، در واقع بهترین بازی‌های دنیا از دیدگاه ژاپنی‌ها از سال ۱۹۸۹ تا امروز را در بر می‌گیرد. دقیق‌تر بخواهیم بگوییم، بازی‌هایی که از روز ۸ ژانویه سال ۱۹۸۹ تا ۱ می سال ۲۰۱۹ عرضه شده‌اند.

نشریه فامیتسو عصر Heisei ژاپن

عکس روی جلد شماره‌ی این هفته‌ی نشریه‌ی فامیتسو، آدمک این نشریه را در حالی به تصویر می‌کشد که نماد کلمه‌ی ریوا را به دست دارد. پرونده‌ی شماره‌ی این هفته‌ی فامیتسو هم به اتفاقات بزرگ صنعت بازی در عصر هی‌سی می‌پردازد و رای‌گیری انتخاب بهترین بازی این عصر هم بخشی از این پرونده است.

سه بازی Chrono Trigger و The Legend of Zelda: Breath of the Wild و NieR: Automata به ترتیب رتبه‌های اول تا سوم را در رای‌گیری به دست آورده‌اند.

خبری از انتخاب نامزدهای مختلف از سوی فامیتسو نبوده است و ژاپنی‌ها خودشان بازی‌ها را معرفی کرده‌اند و بازی‌هایی که بیشتر از بقیه تکرار شده بودند، محاسبه شده و نهایتا لیستی از بهترین بازی‌های دوره‌ی هی‌سی از نگاهی ژاپنی‌ها تهیه شده است. فامیستو از خوانندگان خود خواسته بود که بهترین بازی دوره‌ی هی‌سی را به آن‌ها معرفی کنند و جمله‌ای هم درباره‌ی آن بگویند. در ادامه تعدادی از جملات را برای‌تان قرار داده‌ایم.

رتبه‌ی سوم
NieR: Automata
عرضه شده در ۳۲ فوریه‌ی ۲۰۱۷ برای پلی‌استیشن ۴

بازی NieR Automata

نظرات ارسال شده:

  • «هیچ بازی دیگری به این اندازه روی من تاثیر نگذاشت.» (پسر، رده‌ی سنی نوجوان)
  • «این بازی مجموعه‌ای از احساسات را در من به وجود آورد که نمی‌توان آن‌ها را با کلمات توصیف کرد.» (خانم، رده‌ی سنی ۲۰ تا ۳۰ سال)

رتبه‌ی دوم
The Legend of Zelda: Breath of the Wild
عرضه شده در ۳ مارس ۲۰۱۷ برای نینتندو سوییچ و نینتندو وی‌یو

بازی Breath of the Wild

نظرات ارسال شده:

  • «کاملا این حس را داشتم که در سرزمینی به اسم هایرول مشغول زندگی هستم.» (آقا، رده‌ی سنی ۲۰ تا ۳۰ سال)
  • «شگفتی اینکه بتوان به دورترین جایی که چشم می‌بیند، سفر کرد.» (خانم، رده‌ی سنی ۵۰ تا ۶۰ سال)

رتبه‌ی اول
Chrono Trigger
عرضه شده در ۱۱ مارس ۱۹۹۵ برای سوپر نینتندو

بازی Chrono Trigger

  • «بازی از همه نظر، از داستان گرفته تا سناریو و موسیقی، شاهکار است و هنوز هم قدیمی نشده.» (آقا، رده‌ی سنی ۳۰ تا ۴۰ سال)
  • «ماجراجویی‌ای که با کرونو (شخصیت اصلی بازی) و دیگران فراتر از زمان داشتم، خاطره‌ای است که هرگز در زندگی‌ام فراموش نخواهم کرد.» (خانم، رده‌ی سنی ۳۰ تا ۴۰ سال)

طبق گفته‌ی فامیتسو، بیشتر افرادی که به Chrono Trigger رای داده‌اند، در رده‌ی سنی ۳۰ تا ۴۰ سال بوده‌اند. بیشتر کسانی که بازی رتبه‌ی دوم یعنی The Legend of Zelda: Breath of the Wild را انتخاب کرده‌اند، در رده‌ی سنی ۴۰ تا ۵۰ سال بوده‌اند. بیشتر کسانی که به بازی رتبه‌ی سوم یعنی NieR: Automata رای داده‌اند، افراد نوجوان و افراد گروه سنی ۲۰ تا ۳۰ سال بوده‌اند.

در ادامه، می‌توانید لیست کامل ۲۰ بازی برتر دوره‌ی هی‌سی ژاپن را از دیدگاه ملت این کشور ببینید.

رتبه‌ی اول
Chrono Trigger
پلتفرم: SNES
سال عرضه: ۱۹۹۲
بازی Chrono Trigger

رتبه‌ی دوم
The Legend of Zelda: Breath of the Wild
پلتفرم: Switch، Wii U
سال عرضه: ۲۰۱۷
بازی Zelda Breath of the Wild

رتبه‌ی سوم
NieR: Automata
پلتفرم: PS4
سال عرضه: ۲۰۱۷
بازی NieR Automata

رتبه‌ی چهارم
Final Fantasy VII
پلتفرم: PS1
سال عرضه: ۱۹۹۷
بازی Final Fantasy VII

رتبه‌ی پنجم
Okami
پلتفرم: PS2
سال عرضه: ۲۰۰۶
بازی Okami

رتبه‌ی ششم
The Legend of Zelda: Ocarina of Time
پلتفرم: Nintendo 64
سال عرضه: ۱۹۹۸
بازی Zelda Ocarina of Time

رتبه‌ی هفتم
Final Fantasy X
پلتفرم: PS2
سال عرضه: ۲۰۰۱
بازی Final Fantasy X

رتبه‌ی هشتم
Pokémon Red/Green/Blue/Yellow
پلتفرم: Gameboy
سال عرضه: ۱۹۹۶
بازی Pokemon Red

رتبه‌ی نهم
Dragon Quest V
پلتفرم: SNES
سال عرضه: ۱۹۹۲
بازی Dragon Quest V

رتبه‌ی دهم
Xenogears
پلتفرم: PS1
سال عرضه: ۱۹۹۸
بازی Xenogears

رتبه‌ی یازدهم
Vainglory
پلتفرم: iOS، Android
سال عرضه: ۲۰۱۴
بازی Vainglory

رتبه‌ی دوازدهم
Suikoden II
پلتفرم: PS1
سال عرضه: ۱۹۹۸
بازی Suikoden 2

رتبه‌ی سیزدهم
Mother 2 (همان Earthbound)
پلتفرم: SNES
سال عرضه: ۱۹۹۴
بازی Earthbound Mother 2

رتبه‌ی چهاردهم
Splatoon 2
پلتفرم: Nintendo Switch
سال عرضه: ۲۰۱۷
بازی Splatoon 2

رتبه‌ی پانزدهم
Tactics Ogre
پلتفرم: SNES
سال عرضه: ۱۹۹۵
بازی Tactics Ogre

رتبه‌ی شانزدهم
Monster Hunter Portable 2nd G
پلتفرم: PSP
سال عرضه: ۲۰۰۸
بازی Monster Hunter Freedom Unite

رتبه‌ی هفدهم (مساوی)
Kingdom Hearts
پلتفرم: PS2
سال عرضه: ۲۰۰۲
بازی Kingdom Hearts

رتبه‌ی هفدهم (مساوی)
Metal Gear Solid 3: Snake Eater
پلتفرم: PS2
سال عرضه: ۲۰۰۴
بازی Metal Gear Solid 3

رتبه‌ی نوزدهم
Final Fantasy XV
پلتفرم: PS4، Xbox One
سال عرضه: ۲۰۱۶
بازی Final Fantasy XV

رتبه‌ی بیستم
Final Fantasy XI
پلتفرم: PS2، PC
سال عرضه: ۲۰۰۲
بازی Final Fantasy XI

رتبه‌ی بیستم (مساوی)
Pokémon Diamond/Pearl
پلتفرم: Nintendo DS
سال عرضه: ۲۰۰۶
بازی Pokemon Diamond

همانطور که می‌بینید، بیشتر بازی‌های انتخاب شده را نقش‌آفرینی‌های ژاپنی قدیمی کنسول‌های پلی‌استیشن وان و سوپر نینتندو تشکیل داده‌اند؛ طوری که این رای‌گیری نشریه‌ی فامیتسو، به سادگی سلیقه‌ی مخاطب ژاپن را به تصویر می‌کشد. در میان بازی‌های انتخاب شده، فقط یک گزینه، بیرون از ژاپن ساخته شده و تمام بازی‌ها ساخته‌ی خود ژاپن هستند. این گزینه‌ی استثنا، یعنی بازی Vainglory، برخلاف تمام بازی‌های نقش‌آفرینی کلاسیک انتخاب شده، یک بازی موبایل آنلاین چند نفره برای پلتفرم‌های iOS و اندروید است. محبوبیت بازی‌های موبایل در ژاپن بسیار بالاست و شاید دیدن یک بازی موبایل، آن هم در لیستی که از سن بسیار بالای جمعیت گیمرهای ژاپن می‌گوید، به لیست تهیه شده اعتبار می‌دهد و کم و بیش، آن را متعادل می‌کند.

نکته‌ی جالب این لیست، شاید به نمایش گذاشتن این موضوع باشد که جمعیتی بزرگ از گیمرها، از گروه‌های سنی نوجوان و رده‌ی سنی ۲۰ تا ۳۰ سال گرفته، تا گیمرهایی که از پیدایش این صنعت آن را همراهی کرده‌اند و امروزه ۵۰ تا ۶۰ سال سن دارند، در ژاپن مشغول بازی کردن هستند. در عین حال هم این جمعیت بزرگ گیمرهای ژاپنی، مجموعه‌ای از سلیقه‌های متفاوت را شامل می‌شوند؛ سلیقه‌هایی که ظاهرا بیشتر به پیش‌زمینه‌ی آن‌ها در بازی کردن باز می‌گردد.

با تمام این اوصاف، شما از بین بازی‌های انتخاب شده، کدام‌ها را می‌پسندید و کدام‌ها را به عنوان بهترین بازی سی سال گذشته، نامناسبت می‌دانید؟

از این فرصت استفاده کنید و شما هم از بازی مورد علاقه‌تان، با توصیفی یک جمله‌ای یا حتی طولانی‌تر، در بخش نظرات برای ما و دیگران بگویید.

بیشتر بخوانید: ۱۰ بازی کلاسیک که استحقاق یک بازسازی بزرگ دارند

بیشتر بخوانید: بازی‌هایی که در سال ۲۰۱۹ منتظرشان هستیم

صفحه اصلی بازی - اخبار بازی - تریلر بازی - نقد و پیش نمایش | دیجی‌کالامگ

فروشگاه دیجیتال


مطالب محبوب
تبلیغات متنی