بهترین خبر های دیجیتال

فروشگاه دیجیتال - صفحه 6 از 25 - جدیدترین مطالب | فروشگاه دیجیتال | منبع جامع اخبار و مقالات تخصصی در حوزه‌ی تکنولوژی، بازی‌های کامپیوتری، فرهنگ‌ و هنر، سلامت و زیبایی و سبک زندگی.

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
لطفا یک افزونه تاریخ نصب کنید.

دیمین شزل کارگردان و نویسنده فیلم‌هایی همچون لا لا لند (La La Land)، ویپلش (Whiplash) و نخستین انسان (First Man) قرار است فیلم جدیدی را جلوی دوربین ببرد؛ فیلمی که ظاهرا در دهه ۱۹۲۰ میلادی می‌گذرد، درباره صنعت سینما و ستارگان این صنعت است و بابیلون (Babylon) نام دارد.

در حال حاضر شزل برای شروع کار خود مذاکره با استودیوها و سرویس‌های استریمینگ را آغاز کرده است. در حالی که چندین استودیو و سرویس نت‌فلیکس در ابتدای کار نسبت به همکاری ابراز علاقه کرده بودند اما ظاهرا با جدی‌ترشدن فرایند مذاکرات ماجرا کمی وقت‌گیرتر از آنچه ابتدا به نظر می‌رسید در حال پیش‌رفتن است.

تا به حال اطلاعات زیادی درباره بابیلون منتشر نشده. فعلا می‌دانیم که این اثر سینمایی فیلم‌نامه‌ای ۱۸۰ صفحه‌ای دارد و بودجه ساخت آن هم حدودا بین ۸۰ تا ۱۰۰ میلیون دلار است.

ظاهرا داستان بابیلون مربوط به دهه ۱۹۲۰ سینمای آمریکا است و در فضایی رخ می‌دهد که صنعت سینما از فیلم‌های صامت عبور کرده و به فیلم‌های ناطق می‌رسد. در همین شرایط فیلم بر فراز و فرود تعدادی از شخصیت‌های تاریخی و بعضی شخصیت‌های داستانی خود فیلم متمرکز خواهد شد.

یکی از این شخصیت‌های تاریخی که قرار است در فیلم بازآفرینی شود کلارا بو است که در دهه ۲۰ و در دوران صامت به شهرت رسید؛‌ بو توانست حضور خود را در سینمای ایالات متحده ادامه دهد و در دوران سینمای ناطق نیز فعال ماند. حضور این بازیگر در کمدی رمانتیک «این» (It) ساخته سال ۱۹۲۷ او را به شهرتی جهانی رساند. ظاهرا دیمین شزل قصد دارد ایفای نقش این بازیگر را به اما استون بسپارد. در این باره صحبت‌های اولیه انجام شده اما هنوز قراردادی رسمی در کار نیست. یکی دیگر از بازیگرانی که طبق شایعات با این پروژه ارتباط دارد و برای ایفای نقش با شزل مذاکراتی داشته برد پیت است؛ بازیگری که به زودی فیلم جدیدش «روزی روزگاری در هالیوود» روی پرده می‌رود.

فروشگاه دیجیتال


جدید‌ترین اثر برایان دی‌پالما به نظر ادامه‌ای بر کارنامه‌ی رو به افول این فیلمساز مطرح دهه 80 میلادی است که با رنگ و لعاب کارت پستالی خود سعی در پوشاندن ضعف‌های اساسی فیلمنامه‌اش دارد. دی‌پالما که موفق‌ترین اثرش تا به امروز فیلم درخشان «صورت زخمی» با بازی به یاد ماندنی آل پاچینو بوده است، بیش از دو دهه است که اثری در شان نام و استعداد خود نساخته است. او این بار با «دومینو» پا به میدان گذاشته است تا سعی کند بار دیگر نام خود را به عنوان فیلمسازی مطرح سر زبان‌ها بیندازد؛ اما فیلم‌نامه پر حفره‌ای که پیتر اسکولان برای این فیلم نوشته، مانع از این امر می‌شود.

«دومینو» تریلری سیاسی به شمار می‌رود که در پس زمینه،‌ مسئله‌ای بسیار حیاتی را به عنوان موضوع خود بر می‌گزیند و در پیش زمینه نیز قصه‌ی آدم‌های خود را روایت می‌کند. کریستین تافت (نیکولای کاستر والدو)  پلیسی جوان است که به همراه همکار خود، لارس هانسن (سورن مالینگ) روزگار می‌گذرانند. در طی یک حادثه یکی از اعضای داعش به نام ازرا تارزی (اریک ابوآنی) لارس را به قتل می‌رساند. کریستین که در این ماجرا خود را مقصر می‌داند با کمک پلیسی دیگر به نام الکس (کاریس فن هاوتن) که معشوقه لارس است، در صدد انتقام از تارزی بر می‌آیند.

«دومینو» ضربات مهلک خود را از موضوعی که دست روی آن گذاشته است، دریافت می‌کند. فیلم می‌خواهد به بررسی مسئله‌‌ی امنیتی، داغ و جهان‌شمولی به نام داعش بپردازد. مسئله‌ای جدی که در سال‌های اخیر نه تنها مناطق خاورمیانه بلکه تمام دنیا از جمله کشور‌های اروپایی را به شدت درگیر خود کرده است. اما مشکل از جایی حاد می‌شود که سازندگان نشان می‌دهند هیچ شناختی از داعش ندارند.

در «دومینو» آنتاگونیست‌ها کاریکاتوری از داعش هستند که جز ذکر مدام الله اکبر و عبارات غلیظ عربی چیز دیگری از آن‌ها نمی‌بینیم. تمام سکانس‌هایی که مربوط به داعش هستند به قدری خام دستانه پرداخت شده‌اند که به نظر می‌رسد تحقیقی ژرف‌تر از گشت و گذار در ویکیپدیا و در بهترین حالت یوتیوب از سوی سازندگان درباره موضوع مورد بحثشان صورت نگرفته است. البته سازندگان به همین جا نیز اکتفا نکرده و از جایی به بعد CIA را نیز وارد بازی می‌کنند و در پرداخت این سازمان نیز مانند داعش به شکلی آماتورگونه عمل می‌کنند. «دومینو» در یک ساعت و نیم زمان خود می‌خواهد هم به داعش بپردازد، هم CIA و هم داستان یک انتقام را روایت کند. در نتیجه‌ی تراکم ایده فیلمساز مجبور می‌شود همه چیز را به سرعت پیش ببرد و پرداخت اصولی را فدای تعداد زیاد موضوعاتش می‌کند.

فیلم از لحاظ شخصیت‌پردازی نیز دچار مشکلات پرشماری است. هیچ یک از پلیس‌های فیلم به عنوان پلیس باورپذیر نیستند. آن‌ها نه صلابت کافی را دارند و نه در لحظات حساس منطقی عمل می‌کنند. برای مثال می‌توان به رفتار لارس پیش از مرگش اشاره کرد که در آن شرایط بحرانی – که تفنگ هم ندارد – با هیچ منطقی توجیه‌پذیر نیست. از سوی دیگر در «دومینو» محور روابط بین دو شخصیت اصلی بر پایه موضوع انتقام چیده شده است و در نهایت نیز فیلم با انتقام به اتمام می‌رسد. انگیزه اصلی قهرمان فیلم و همراهش از ابتدا دستگیری قاتل لارس است. در ابتدای فیلم کریستین را می‌بینیم که فراموش می‌کند اسلحه خود را با خود ببرد. در نتیجه، این اهمال کاری سبب می‌شود تا مجبور شود سر بزنگاه اسلحه لارس را قرض کند و در نهایت نیز همین مسئله سبب مرگ لارس می‌شود. به همین دلیل کریستین که خود را مسئول کشته شدن همکارش می‌داند تصمیم می‌گیرد تا از هر راهی که شده قاتل او را دستگیر کند. از طرفی فیلم شخصیت الکس را به عنوان یکی از نیروهای پلیس معرفی می‌کند و در میانه داستان نیز متوجه می‌شویم که او و لارس عاشق یک دیگر بوده‌اند و او نیز به همین دلیل در پی گرفتن انتقام از قاتل لارس بر می‌آید. همین هدف واحد کریستین و الکس را به هم نزدیک می‌کند و سبب می‌شود تا با یکدیگر همکاری کنند. همکاری‌ای که گاه مانند صحنه کتک‌کاری به قدری کمیک می‌شود که یکپارچگی لحن فیلم را از بین می‌برد.

صورت زخمی

صورت زخمی همچنان بهترین فیلم کارنامه‌ی دی‌ پالماست.

دی‌پالما در طول سال‌های فعالیت خود همیشه به عنوان فیلمسازی عاشق تاریخ سینما مطرح بوده است که در فیلم‌هایش همواره یا به شکل غیر مستقیم از بزرگان این مدیوم هنری تاثیر گرفته و یا ارجاعات و ادای دین‌های مستقیم به آثار کلاسیک تاریخ سینما داشته است. معروف‌ترین فیلمش، «صورت زخمی» (1983)، بازسازی فیلمی درخشان به همین نام از استاد ژانر، هاوارد هاکس بوده است. او در «ترکیدن» (1981) ارجاعاتی آشکار به «آگراندیسمان» آنتونیونی می‌کند و در «تسخیر ناپذیران» (1987) صحنه‌ای را به عنوان ادای دین به سکانس معروف پلکان اودسا در فیلم «رزمناو پوتمکین» آیزنشتاین، در فیلم می‌گنجاند. اما به نظر می‌رسد محبوب همیشگی دی‌پالما، استاد تمام دوران، آلفرد هیچکاک باشد. او نخستین بار در «خواهران» (1973) سعی کرد تا به فرم روایی فیلم روانی هیچکاک نزدیک شود. سپس با کمک پل شریدر، در فیلم «وسوسه» (1976) بازسازی بی کم و کاستی از «سرگیجه» را ارائه می‌دهد. این تاثیر هیچکاک روی دی‌پالما در فیلم «دومینو» نیز ادامه یافته است.

دی‌پالما فرم روایی خود را بر محور تعلیق استوار می‌کند که اساسا با نام هیچکاک در سینما گره خورده است. در تمام دقایق فیلم، ما یک قدم از شخصیت‌های داستان جلو هستیم. دوربین دی‌پالما به تمام جناح‌های مختلف فیلمش سر می‌کشد و مخاطب را از جزئیات آگاه می سازد. در صحنه حمله تروریستی دی‌پالما اساسا تمام تمرکز خود را روی تعلیق معطوف می‌کند و شاید به همین دلیل اجرا از دست می‌رود. برای مثال در نقطه اوج فیلم که صحنه بمب‌گذاری است، از تکنیک اسلوموشن استفاده می‌کند تا بار تعلیق فیلم را افزایش دهد و لحظات را برای مخاطب پر اضطراب‌تر و کش‌دار‌تر کند. غافل از این‌که نتیجه این تمهید به هیچ عنوان دلچسب از کار در نمی‌آید و شاید اگر صحنه‌های اسلوموشن فیلم به شکل آیزنشتاینی مونتاژ می‌شد و با کوتاه کردن طول پلان‌ها زمان روانی طولانی‌تر می‌شد، نتیجه سینمایی‌تر و دیدنی‌تر بود.

دی‌پالما برای ایفای نقش دو شخصیت اصلی‌اش از دو بازیگر سریال «محبوب بازی تاج و تخت» بهره جسته است. نیکولای کاستر والدو که در نقش جیمی لنیستر از ستاره‌های محبوب آن سریال به شمار می‌رفت، نتوانسته در نقش یک پلیس باورپذیر باشد. جرقه‌هایی گاه گاه از او می‌بینیم که اکثرا در حد جرقه باقی می‌مانند و در مقابل او کاریس فن هاوتن که نقش ملیساندرا، جادوگر مو قرمز بازی تاج و تخت را ایفا می‌کرد، به هیچ عنوان در حد و اندازه‌های خود ظاهر نمی‌شود. و البته دلیل این امر نیز دوباره به فیلمنامه بر می‌گردد. فیلمنامه به قدری در پرداخت پرسوناژها، دیالوگ‌ها و روند کلی روایی خام دستانه عمل می‌کند که جایی برای درخشش بازیگرها قرار نمی‌دهد.

آخرین اثر برایان دی‌پالما نه موفق می‌شود مخاطب خود را سرگرم کند و نه می‌تواند موضوع جدی‌ای که برای خود بر می‌گزیند، در قدم نخست بسازد و سپس آسیب شناسی کند.

بیشتر بخوانید: اسطوره‌های فوتبال به روایت سینما؛ از مارادونا تا بابی رابسون!

فروشگاه دیجیتال


گوشی‌های آنر 9X و آنر 9X پرو قرار است در روز 23 ژوئیه (1 مرداد) رسما معرفی شوند و ساعاتی قبل رندر رسمی این گوشی‌ها منتشر شده است. طبق این تصاویر، هر دو گوشی از نمایشگر یک‌دست بهره می‌برند و اثری از دوربین سلفی دیده نمی‌شود و این دوربین به‌صورت پاپ‌آپ است. علاوه بر این، هر دو گجت دارای بدنه مبتنی بر شیشه و فلز هستند.

آنر ‌9X

آنر 9X‌ پرو

مهم‌ترین تفاوت ظاهری بین آن‌ها، وجود دوربین سه‌گانه در مدل پرو و دوربین دوگانه در پنل پشتی آنر 9X است. در ضمن پنل پشتی آنر 9X پرو از رنگ‌های درخشانی بهره می‌برد که چنین چیزی را قبلا در آنر 20 هم دیده‌ایم ولی حالا رگه‌های رنگ موجود در بدنه حرف X را نشان می‌دهند.

دوربین دوگانه آنر 9X از دوربین‌های 48 مگاپیکسلی و 2 مگاپیکسلی تشکیل شده است و مدل پرو هم از دوربین‌های 48 مگاپیکسلی، 8 مگاپیکسلی و 2 مگاپیکسلی بهره می‌برد. ظاهرا نمایشگر مدل پرو 6.59 اینچ اندازه دارد و مبتنی بر رزولوشن فول HD پلاس است و برادر کوچک‌تر آن از نمایشگر کوچک‌تری بهره می‌برد ولی از لحاظ رزولوشن تفاوتی ندارند. گفته می‌شود انرژی هر دو گوشی را یک باتری 3900 میلی‌آمپر ساعتی تامین می‌کند و قلب تپنده آن‌ها تراشه تازه‌نفس کایرین 810 است.

آنر ‌9X

آنر ‌9X

طبق جدیدترین گزارش‌های منتشر شده، آنر 9X از 6 گیگابایت حافظه رم و 128 گیگابایت حافظه داخلی بهره می‌برد ولی برای مدل پرو، 8 گیگابایت حافظه رم و 256 گیگابایت حافظه داخلی در نظر گرفته شده است.

منبع: GSM Arena

فروشگاه دیجیتال


اپل و سامسونگ طی سال‌های متمادی پیشرو صنعت گوشی‌های هوشمند بوده‌اند. این دو شرکت مسئول برخی از بزرگ‌ترین ترندهای این حوزه هستند و در نهایت برای روند کلی نوآوری در حدود یک دهه گذشته نقش مهمی ایفا کرده‌اند. اما حالا، این دو شرکت با رقیب قدری به نام هواوی مواجه شده‌اند که از همه لحاظ حرف‌های زیادی برای گفتن دارد.

همین چند سال قبل، پرچم‌داران هواوی هیچ شباهتی به پرچم‌داران فعلی این شرکت نداشتند. بسیاری از کاربران و کارشناسان از این گوشی‌ها صرفا به‌عنوان نمونه‌های کپی ارزان‌قیمت محصولات اپل یا سامسونگ یاد می‌کردند. اما با معرفی هواوی P20 پرو در اوایل ۲۰۱۸، هواوی نشان داد که برای حضور مؤثر در بازار پرچم‌داران بسیار جدی است.

از آن زمان، هواوی توانسته به پیشرو برخی از حوزه‌های صنعت گوشی‌های هوشمند بدل شود. این شرکت برای انواع سلیقه‌ها و بودجه‌ها گوشی‌های متنوعی روانه‌ی بازار می‌کند. در این میان، قصد داریم بگوییم که هم گلکسی نوت ۱۰ و همآیفون ۱۱ شاید بهترین مثال‌ها برای اثبات قدرت فزاینده هواوی در این بازار باشند.

دوربین‌های بیشتر برای رقابت با هواوی

اگرچه دوربین دوگانه به لطف عرضه ال‌جی G5 و آیفون ۷ پلاس از سال ۲۰۱۶ مورد توجه کاربران زیادی قرار گرفت، ولی می‌توان گفت که بعد از معرفی گلکسی نوت ۸ در اواسط ۲۰۱۷، این چینش به محبوبیت بیشتری رسید. اما فقط چند ماه بعد، دوربین دوگانه دیگر قابلیت جذابی محسوب نمی‌شد.

در مارس ۲۰۱۸، هواوی P20 پرو معرفی شد که اولین گوشی مجهز به دوربین سه‌گانه محسوب می‌شود. این پرچم‌دار خیلی سریع مورد توجه گسترده‌ای قرار گرفت و سامسونگ هم در یک واکنش عجولانه، تصمیم گرفت اولین گوشی مجهز به دوربین چهارگانه یعنی گلکسی A9 را روانه‌ی بازار کند که البته دوربین آن اصلا حرفی برای گفتن ندارد؛ در نهایت سامسونگ برای گلکسی اس ۱۰ خود به بهره‌گیری از دوربین سه‌گانه بسنده کرد. حالا، سامسونگ قصد دارد برای مدل بزرگ‌تر گلکسی نوت ۱۰ از دوربین چهارگانه استفاده کند که بخشی از این موضوع به رقابت بین این دو شرکت برمی‌گردد.

البته باید اذعان کنیم که سخت‌افزار دوربین گوشی‌های سامسونگ در هر صورت دیر یا زود به همین سمت حرکت می‌کردند. اما اشتیاق هواوی برای نوآوری رقابت بین شرکت‌ها را داغ‌تر کرده و در نهایت کاربران هم از مزایای این رقابت‌ها بهره می‌برند. برای ثابت کردن تاثیر هواوی، می‌توانیم به آیفون ۱۱ هم اشاره کنیم.

اگرچه اپل گجت‌های فوق‌العاده‌ای را روانه‌ی بازار کرده، ولی در مورد بهره‌گیری از تکنولوژی‌های جدید بسیار محافظه‌کارانه عمل می‌کند. این کمپانی تا حد ممکن از طراحی‌ها و قابلیت‌های موجود استفاده می‌کند اما حالا یک سال بعد از اقدام هواوی، این کمپانی آمریکایی هم تصمیم گرفته برای آیفون‌های رده‌بالا یک دوربین جدید به ماژول مربوطه اضافه کند.

بهره‌گیری از حالت شب دوربین

هواوی

حالت شب یا Night Mode هم یکی دیگر از ترندهایی است که هواوی با معرفی P20 پرو آن را آغاز کرد. این کمپانی قبلا برای بهبود کیفیت عکس در محیط‌های کم‌نور، از سنسور سیاه‌وسفید برای ثبت جزییات بیشتر استفاده می‌کرد اما قابلیت نرم‌افزاری حالت شب امکانات جذاب‌تری را برای این گوشی‌ها به ارمغان آورد. بار دیگر باید بگوییم که این تکنولوژی دیر یا زود توسط دیگر شرکت‌ها ارائه می‌شد اما این هواوی بود که در اوایل ۲۰۱۸ برای نخستین بار آن را عملی کرد و بار دیگر پیشرو بودن خود را ثابت کرد.

قابلیت Night Sight گوگل ۸ ماه بعد معرفی شد و سامسونگ همچنان در حال تلاش برای عرضه رقیب مناسبی برای این ویژگی است. در این میان، متأسفانه اپل هنوز چنین قابلیتی را معرفی نکرده است ولی ظاهرا همراه با آیفون ۱۱ از این مشخصه پرده‌برداری می‌شود؛ ۱۸ ماه بعد از معرفی آن توسط هواوی.

هواوی سال گذشته ماژول مربع شکل آیفون ۱۱ را به کار گرفت

هواوی مطمئنا مخترع ماژول مربع شکل دوربین محسوب نمی‌شود اما اولین شرکت مهمی بود که دوربین سه‌گانه را در چنین ماژولی تعبیه کرد. این کمپانی هیچ‌وقت دلیل این کار را توضیح نداد ولی با توجه به استقبال آیفون ۱۱ وپیکسل ۴، ظاهرا این نوع چینش برای کیفیت عکس‌برداری تأثیر بسزایی دارد.

هواوی

برخی از کاربران اپل و گوگل را به کپی‌برداری از هواوی متهم کرده‌اند ولی چنین اظهارنظری اصلا هوشمندانه نیست. اگر هرکدام از این شرکت‌ها قصد کپی‌برداری داشتند، می‌توانستند از ایده‌های جذاب‌تری استفاده کنند. در این میان گوگل که از دوربین واحد به سمت دوربین چندگانه حرکت می‌کند، دست بسیار بازتری برای طراحی ماژول داشته است. اپل هم از طرفی دیگر می‌توانست سه دوربین را به‌صورت عمودی تعبیه کند و با این کار هیچ بحث و جدلی هم به راه نمی‌افتاد. با وجود حق انتخاب‌های گسترده، این دو شرکت تصمیم گرفتند مانند هواوی از ماژول مربعی استفاده کنند.

اپل و گوگل هم احتمالا در مورد این تصمیم خود اطلاعات زیادی ارائه نخواهند داد ولی به‌طور قطع چنین ترکیبی می‌تواند کیفیت عکس‌های ثبت شده را بهبود ببخشد. همین موضوع نشان می‌دهد که تصمیم هواوی در سال گذشته هوشمندانه بوده است.

پرسرعت‌تر شدن شارژ

هواوی طی دو سال گذشته برای بهبود عمر باتری گجت‌های خود تا حد زیادی تلاش کرده و در زمینه‌ی فناوری شارژ سریع پیشرفت‌های خوبی داشته است. اکتبر گذشته این شرکت شارژر ۴۰ واتی را معرفی کرد و اخیرا از شارژر ۵۵ واتی پرده‌برداری کرده است. البته در زمینه‌ی سرعت شارژ، شرکت‌های چینی عملکرد خیلی خوبی دارند و سامسونگ و اپل هم به ناچار برای اینکه از قافله عقب نیفتند باید در این زمینه بهبودهایی را عملی کنند.

هواوی

وضعیت گوشی‌های فعلی سامسونگ در زمینه سرعت شارژ اصلا فوق‌العاده نیست ولی حداقل قابل قبول محسوب می‌شوند. جدیدترین پرچم‌دار این شرکت مبتنی بر شارژ ۱۵ واتی است که البته به‌زودی در این زمینه ارتقاهای قابل توجهی صورت می‌گیرد. طبق گزارش‌های منتشر شده، گلکسی نوت ۱۰ از شارژ ۴۵ واتی پشتیبانی می‌کند.

در همین حین، وضعیت گوشی‌های اپل برای این موضوع خجالت‌آور است. این شرکت گوشی‌هایی به گرانی ۱۴۴۹ دلار را همراه با شارژر ۵ واتی به فروش می‌رساند. خوشبختانه بعد از سال‌ها اعتراض کاربران آیفون، گفته می‌شود خانواده آیفون ۱۱ همراه با شارژر ۱۸ واتی عرضه خواهند شد که برای این موضوع هم نمی‌توان نقش هواوی را کتمان کرد.

هواوی برای اولین بار شارژ معکوس را معرفی کرد

هواوی

یکی دیگر از نوآوری‌های هواوی که خیلی سریع به بسیاری از پرچم‌داران راه پیدا کرد، قابلیت شارژ بی‌سیم معکوس است. گوشی‌های مبتنی بر قابلیت، اساسا می‌توانند به‌عنوان پد شارژ بی‌سیم برای دیگر گجت‌های سازگار با این تکنولوژی انجام وظیفه کنند و این قابلیت برای اولین بار همراه با میت ۲۰ پرو معرفی شد. سامسونگ خیلی زود چنین مشخصه‌ای را برای پرچم‌داران خود معرفی کرد و ظاهرا آیفون‌های جدید هم از این قابلیت پشتیبانی می‌کنند.

تأثیرگذاری هواوی برای رنگ‌های گرادیان گلکسی نوت ۱۰

در صنعت گوشی‌های هوشمند، عمدتا شاهد گجت‌های مبتنی بر رنگ‌های مشکی، سفید، نقره‌ای و طلایی هستیم. به‌خصوص برای گوشی‌های پرچم‌دار چنین چیزی بیشتر دیده می‌شود و البته اگر شرکت مذکور بخواهد برای جذب جوانان کمی ریسک کند، رنگ‌هایی مانند قرمز و آبی را هم در نظر می‌گیرد. برای مدت‌ها جریان از همین قرار بود تا اینکه هواوی برای این موضوع هوای تازه‌ای را به ارمغان آورد.

هواوی

برای P20 پرو، هواوی رنگ گرادیان موسوم به گرگ‌ومیش را معرفی کرد که خیلی سریع مورد توجه کاربران زیادی قرار گرفت. همین محبوبیت باعث شد که شرکت‌هایی مانند شیائومی، برای انواع و اقسام گوشی‌های خود از چنین ترکیب رنگ‌هایی استفاده کنند. اما حالا طبق جدیدترین رندرهایی که از گلکسی نوت ۱۰ منتشر شده، بدنه این گوشی هم از رنگ‌های گرادیان بهره می‌برد و شباهت زیادی به بدنه هواوی P30 پرو دارد.

البته به‌خوبی می‌دانیم که صرف بهره‌گیری از رنگ‌های گرادیان، به معنای کپی‌برداری از هواوی نیست. اما حرف ما این است که چنین رنگی مانند دیگر نکاتی که در این مطلب اشاره کردیم، از جمله مواردی هستند که هواوی در شهرت و محبوبیت آن‌ها نقش مهمی داشته و حالا باقی شرکت‌ها هم دنباله‌رو این ویژگی‌ها هستند.

بیشتر بخوانید: قبل از خرید گوشی به این نکات توجه کنید

منبع: Phone Arena

فروشگاه دیجیتال


فرض کنید قرار است برای کسی پول کارت به کارت کنید. این شخص عکس کارت بانکی خود را با یک پیام‌رسان برای شما ارسال می‌کند و تا این جای کار هیچ مشکلی وجود ندارد، چون امنیت کامل برقرار است و بیشتر پیام‌رسان‌های مرسوم، پیام‌ها را به شکل رمزگذاری شده ارسال می‌کنند. در حقیقت خود پیام‌رسان هم نمی‌تواند محتوای پیام را ببینید و فقط یک بسته رمزگذاری شده را به دست شما می‌رساند. اما مشکل دقیقا همینجا آغاز می‌شود. کابوسی به نام هک تلگرام و واتساپ.

متخصصان شرکت امنیتی سیمانتک می‌گویند هکرها قادر هستند به فایل‌های ارسالی یا دریافتی در پیام‌رسان‌های تلگرام یا واتساپ دسترسی داشته باشند و حتی قبل از این که شما ببینید، آن‌ها را دستکاری کنند. مثلا عکس کارت بانکی که در موردش صحبت کردیم را تغییر دهند و شماره کارت خودشان را روی تصویر جایگزین کنند. چون این فایل‌ها روی حافظه گوشی قرار دارند و اگر به یک بدافزار دیگر هم دسترسی به حافظه داده باشید می‌توانند به راحتی این فایل‌ها را دستکاری کنند. البته فایل‌های واتساپ به شکل پیش‌فرض روی حافظه ذخیره می‌شوند و در خطر هستند، اما تلگرام اگر گزینه «Save to Gallery» را فعال نکرده باشید این کار را نمی‌کند.

هک تلگرام

در هر صورت چیزی که با اطمینان می‌توان گفت این است که هک تلگرام یا واتساپ حداقل به شکل دستکاری کردن فایل‌های ارسالی و دریافتی، کاملا برای خرابکاران امکان‌پذیر است. حتی در ویدیویی که برای توضیح این موضوع منتشر شده است مشاهده می‌کنیم که کاربر در واتساپ عکسی از ۲ مرد را برای کاربر دیگر ارسال می‌کند، اما یک بدافزار به محض دریافت فایل در گوشی مقصد، صورت سوژه‌های موجود در عکس را با نیکلاس کیج جایگزین می‌کند!

متخصصین امنیتی سیمانتک در پستی که برای اطلاع رسانی این موضوع روی وبلاگشان قرار داده‌اند مشکل امنیتی جدید را «Media File Jacking» یا دستبرد زدن به فایل‌های مدیا می‌نامند. متخصصین همچنین می‌گویند وجود چنین مشکلی الزاما به دلیل نارسایی اپلیکیشن‌های پیام‌رسان نیست، چون فایل‌هایی که روی حافظه‌ی گوشی قرار دارند چندان امن به حساب نمی‌آیند و همواره تهدیدی امنیتی بوده‌اند. یکی از مسؤولین واتساپ می‌گوید:

«بار اولی نیست که مشکل امنیتی فایل‌های روی حافظه مطرح می‌شود و ما کاملا به موضوع واقف هستیم. ما در حال حاضر با بهترین روش‌هایی که می‌شناسیم با فایل‌های روی حافظه برخورد می‌کنیم و به ارائه‌ی به‌روزرسانی‌های لازم ادامه خواهیم داد.»

در مورد این موضوع از مسؤولین تلگرام هم سؤال شده اما هنوز هیچ پاسخ رسمی در کار نیست.

متخصصین سیمانتک می‌گویند هیچ برنامه‌ای نمی‌تواند به طور کامل در مقابل مشکلات امنیتی مصون باشد، در نتیجه کاربران نباید بیش از اندازه به ابزارهای موجود اطمینان کنند، حتی اگر ابزار مورد بحث اپلیکیشنی باشد که به ارسال پیام‌های امن و رمزگذاری شده معروف است.

بیشتر بخوانید: ترامپ می‌خواهد دسترسی به اطلاعات کاربران تلگرام و واتس‌اپ را ممکن کند

منبع: The Verge و Cnet

فروشگاه دیجیتال


پنجاه سال پیش، درست در چنین روزهایی، ۶۰۰ میلیون نفر از ساکنان سیاره زمین شاهد قدم گذاشتن یک انسان بر سطح کره‌ای جز سیاره مادری‌شان بودند. لحظه‌ای که نیل آرمسترانگ در جریان ماموریت آپولو ۱۱ قدم بر سطح ماه گذاشت تا با گام کوچک او بشر ماه را فتح کند.

اکنون نیم قرن از ماموریت آپولو ۱۱ می‌گذرد و انگار تاریخ در حال تکرار شدن است. بار دیگر شور و هیجانی برای سفر به ماه ایجاد شده و کشورها و سازمان‌های فضایی مختلف در حال تلاش برای فتح دوباره ماه هستند.

برنامه آپولو اما داستان جداگانه‌ای دارد. داستانی که با نطق تاریخی جان اف کندی، رییس جمهور ایالات متحده آمریکا، آغاز شد، باعث کشته شدن سه فضانورد شد و در نهایت در ۲۰ جولای ۱۹۶۹ به ثمر نشست. برنامه‌ای جاه‌طلبانه که چهارصد هزار نفر در آن مشغول فعالیت برای آماده کردن مقدمات سفر انسان به ماه بودند.

ما انتخاب کردیم که به ماه برویم

جان اف. کندی در سال ۱۹۶۲ و در نطقی تاریخی و مشهور گفت «ما انتخاب کردیم که به ماه برویم». سخنرانی‌ای که باعث شدت گرفتن رقابت در عرصه‌ی فضایی شد. رقابتی که بین اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده آمریکا در جریان بود.

تصویری از سخنرانی معروف جان اف. کندی.

پیش از موفقیت برنامه آپولو آمریکایی‌ها تمام رقابت‌های پیشین را به شوروی واگذار کرده بودند. شوروی توانسته بود اولین ماهواره را مدر مدار زمین قرار دهد و و در ماموریت لونا ۲ (Luna 2) اولین فضاپیما را بر سطح ماه فرود آورد. به این ترتیب شوروی بسیاری از اولین‌ها را در رقابت فضایی به خود اختصاص داد.

به این ترتیب آمریکایی‌ها به برگ برنده‌ای بزرگ نیاز داشتند. در چنین شرایطی کندی در سال ۱۹۶۱ هدف فرود انسان بر ماه را مطرح کرد. آن هم تا انتهای همان دهه. هدفی که به نظر غیرممکن می‌رسید اما در نهایت با موفقیت همراه بود.

سخنرانی کندی در سال ۱۹۶۲ تاثیر فراوانی بر ذهن مردم آمریکا گذاشت و سفر به ماه تبدیل به رویایی بزرگ شد. اما بار مسئولیت علاوه بر مالیات دهندگان بر عهده‌ی ناسا نیز بود. برنامه‌ای که هزینه‌های هنگفتی را در پی داشت و حتی باعث اعتراض‌هایی از سوی مردم و مالیات دهندگان شد. برنامه آپولو حدود ده سال ۲/۵ درصد از تولید ناخالص داخلی آمریکا را به خود اختصاص داده بود. از سوی دیگر آماده کردن مقدمات سفر انسان به ماه برای ناسا نیز به هیچ وجه کار آسانی نبود.

با این حال برنامه آپولو از سال ۱۹۶۱ تا ۱۹۷۲ اجرا شد. پس از ماموریت موفق آپولو ۱۱ در سال ۱۹۶۹ شش ماموریت دیگر نیز به مقصد ماه انجام شد و در مجموع ۱۲ نفر بر سطح ماه فرود آمدند.

راهی دشوار و همراه با آزمون و خطا

موفقیت ماموریت آپولو ۱۱ در گرو ماموریت‌هایی بود که پیش از آن انجام شده بود. آزمون و خطاهایی که متاسفانه منجر به کشته شدن سه فضانورد نیز شد.

در اولین ماموریت از برنامه آپولو در سال ۱۹۶۷ قرار بود سه فضانورد راهی مدار زمین شوند. با این حال فاجعه‌ای اتفاق افتاد و با آتش گرفتن ماژول فرماندهی آپولو ۱ سه فضانورد جان خود را از دست دادند.

در ابتدا به نظر می‌رسید برنامه آپولو پیش از آن که واقعا آغاز شود به پایان راه خود رسیده است. با این حال مرگ این سه فضانورد باعث شد ناسا مجبور به ارتقاء سطح ایمنی فضاپیما شود. پروازهای سرنشین‌دار آپولو مدتی به تعویق افتاد تا ناسا بتواند از ایمنی فضانوردان اطمینان پیدا کند.

بالاخره پروازهای سرنشین‌دار با ماموریت آپولو ۷ ادامه پیدا کرد. در این ماموریت که در سال ۱۹۶۸ انجام شد فضانوردان بیش از یک هفته را در مدار زمین سپری کردند.

گام بلند بعدی اما ماموریت آپولو ۸ بود که در اواخر سال ۱۹۶۸ انجام شد. در این ماموریت بشر برای اولین بار مدار زمین را پشت سر گذاشت و به نزدیکی ماه رسید. این ماموریت نقش مهمی در تست سیستم‌های فضاپیما و تکنیک‌های جهت‌یابی داشت. یکی از دستاوردهای دیگر این سفر تصویر بی‌نظیر طلوع زمین از افق ماه بود. تصویری که می‌توان آن را یکی از مهم‌ترین تصاویر تاریخ علم و فناوری دانست.

آپولو ۸

طلوع زمین در آسمان ماه. تصویر معروفی که در ماموریت آپولو ۸ ثبت شد.

پس از ماموریت آپولو ۸ ماموریت بعدی با فاصله زمانی اندکی انجام شد. در اوایل سال ۱۹۶۹ و در ماموریت آپولو ۹ فضانوردان راهی مدار زمین شدند و تست‌هایی را در مدار زمین انجام دادند.

در نهایت آخرین ماموریت آزمایشی آپولو ۱۰ بود. پس از این ماموریت تایید نهایی در رابطه با سلامت و درستی تمام جنبه‌های ماموریت فرود بر سطح ماه صادر شد. در ماموریت آپولو ۱۰ تمام عملیات‌ها، به جز عملیات فرود بر سطح ماه،‌ انجام شد.

و به این ترتیب بالاخره نوبت به ماموریت اصلی رسید تا انسان برای اولین بار قدم بر جایی جز زمین بگذارد. آپولو ۱۱ در تاریخ ۱۶ جولای سال ۱۹۶۹ آغاز شد و چهار روز بعد، در مقابل دیدگان صدها میلیون بیننده‌ی تلویزیونی نیل آرمسترانگ و باز آلدرین بر سطح ماه قدم گذاشتند. در ماموریت آپولو ۱۱ مایکل کولینز نیز حضور داشت اما طبق برنامه در مدار ماه باقی ماند.

قدم گذاشتن باز آلدرین بر سطح ماه.
Credit: Neil Armstrong / NASA via AP

تاثیرات ماموریت آپولو

لحظه قدم گذاشتن آرمسترانگ بر سطح ماه بدون شک لحظه‌ای تاریخی بود. انسان این بار توانسته بود نه قاره‌ای جدید در سیاره خودمان، بلکه کره‌ای دیگر را فتح کند.

اما تاثیرات ماموریت آپولو ۱۱ تنها محدود به جنبه‌های علمی نبود. با موفقیت آمریکا در این ماموریت جنگ سرد میان ایالات متحده و شوروی به پایان رسید و به نوعی پیروزی آمریکا در این نبرد رقم خورد.

ماموریت آپولو ۱۱ نقش بسیار مهمی در علاقه‌مند کردن عموم مردم به فعالیت‌های فضایی نیز داشت. آن هم در شرایطی که عصر فضا به تازگی آغاز شده بود. شرایط آمریکا در آن دوران شرایط خاصی بود. ایالات متحده درگیر جنگ سرد بود و از سویی دیگر جنگ ویتنام نیز مشغله‌ی فکری بزرگی برای سیاستمداران و مردم آمریکا بود. در چنین زمانی فضانوردان آپولو به قهرمانانی بزرگ تبدیل شدند که مردم آمریکا آن‌ها را در آن دوران سخت ستایش می‌کردند. فضانوردانی که می‌توان آن‌ها را ابرقهرمانان آن دوران دانست.

با وجود پیشرفت‌های شگرفی که در نیم قرن اخیر در عرصه‌ی فضایی صورت گرفته کماکان ماموریت آپولو ۱۱ و فرود انسان بر سطح ماه را می‌توان بزرگ‌ترین دستاورد بشر در این زمینه دانست.

بازگشت به ماه؛ نیم قرن پس از آپولو ۱۱

اکنون و پس از گذشت نیم قرن از اولین فرود انسان بر سطح ماه بار دیگر شور و هیجانی برای سفر به تنها قمر زمین ایجاد شده است. ناسا قصد دارد تا در سال ۲۰۲۴ فضانوردان آمریکایی را باری دیگر روانه‌ی ماه کند. برنامه‌ای جاه‌طلبانه که آرتمیس نام گرفته است. و جالب این جاست که در اسطوره‌های یونانی آرتمیس نام خواهر آپولو است و قرار است در برنامه آرتمیس اولین زن فضانورد در ماه قدم بزند.

این بار اما سفر به ماه سفری کوتاه نخواهد بود و قرار است با ساخت ایستگاهی فضایی در مدار ماه اقامت بشر در ماه طولانی باشد. حتی برنامه‌هایی برای ساخت پایگاهی در سطح ماه نیز در نظر گرفته شده است.

انگار تاریخ در حال تکرار شدن است. این بار هم ناسا راهی سخت را پیش رو دارد تا تنها در طول پنج سال سفر مجدد به ماه را از چالشی سخت به اتفاقی تاریخی و به یاد ماندنی تبدیل کند.

این بار اما ماه مقصد نهایی بشر نیست و سفر به ماه تنها آغاز راهی است برای سفر به نقاط دورتر. مریخ، سیاره سرخ منظومه شمسی، هدف اصلی برنامه‌های فضایی سرنشین‌دار در دوران کنونی است.

ماه تا مریخ؛ آیا این بار هم رویای بشر محقق می‌شود؟

فروشگاه دیجیتال


دیوید فینچر کارگردان آمریکایی که از سال ۲۰۱۴ تا به حال فیلم سینمایی جدیدی نساخته مشغول کار روی فیلم جدیدش تحت عنوان «منک» (Mank) شده است.

منک فیلمی است زندگی‌نامه‌ای درباره هرمن جی. منکیویچ فیلم‌نامه‌نویس مشهور آمریکایی که فیلم‌نامه آثاری چون «جادوگر شهر از» (The Wizard of Oz) و «همشهری کین» (Citizen Kane) را به رشته تحریر درآورده است. حضور منکیویچ در ساخت همشهری کین و اختلافات او با اورسن ولز درباره مالکیت فیلم‌نامه یکی از حاشیه‌های مهم این اثر سینمایی است.

یکی از دلایل اهمیت پیدا کردن نویسنده اصلی همشهری کین به شهرت جهانی فیلم بازمی‌گردد؛ شهرتی که باعث شد ماجرای نویسنده اصلی فیلم‌نامه دنباله‌دار شود و محل حدس و گمان‌‌های فراوانی باشد. به هر حال اورسن ولز خود یکی از جذاب‌ترین و جنجال‌برانگیزترین شخصیت‌های تاریخ سینما است و منکیویچ هم یکی از فیلم‌نامه‌نویسان مهم تاریخ سینما؛ داستان زندگی منکیویچ با تمرکز روی این حواشی ایده جذابی است که دیوید فینچر را به فکر ساخت یک اثر جدید انداخته است.

بازیگر اصلی فیلم منک که شخصیت هرمن جی. منکیویچ را جلوی دوربین می‌برد گری اولدمن خواهد بود. بازیگر مشهوری که بابت ایفای نقش وینستون چرچیل در فیلم سینمایی «تاریک‌ترین لحظات» (Darkest Hour) برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اصلی مرد شد.

ایده ساخت فیلم سینمایی منک به سال‌های اخبر باز نمی‌‎گردد و دیرزمانی است که فینچر در خیال ساخت این اثر بوده است. سال ۱۹۹۷ و پس از کارگردانی «بازی» (The Game) که سومین فیلم بلند او بود، فینچر به فکر ساخت منک افتاد. او قصد داشت به سیاق همشهری کین و برای زنده‌کردن همان حال و هوا فیلم را سیاه و سفید بسازد اما استودیوی همکار فینچر به ساخت اثری سیاه و سفید راضی نشد. آن زمان قرار بود نقش اصلی فیلم را کوین اسپیسی بازی کند؛ بازیگری که سال‌ها بعد در «خانه پوشالی» (House of Cards) با فینچر همکاری کرد.

فیلم‌نامه اثر جدید فینچر را جک فینچر سال ۲۰۰۳ پیش از مرگش نوشته؛ فیلم‌نامه‌نویس و روزنامه‌نگار آمریکایی و مهم‌تر از همه پدر دیوید فینچر. در حال حاضر جزییات چندانی از طرح داستانی فیلم‌نامه نمی‌دانیم اما برخی منابع گفته‌اند داستان درباره فرایند نگارش فیلم‌نامه همشهری کین در کنار اورسن ولز است. جالب است بدانید با وجود موفقیت‌های خیره‌کننده همشهری کین، جایزه اسکار تنها به فیلم‌نامه این اثر سینمایی رسید.

منک همانطور که فینچر سال‌ها پیش می‌خواست به شکل سیاه و سفید فیلم‌برداری می‌شود و برنامه تولید اثر هم از ماه نوامبر سال میلادی جاری آغاز خواهد شد. این بار سرمایه‌گذار مشکلی با فیلم فینچر ندارد چون فینچر سراغ استودیوهای هالیوودی نرفته و از شرکتی کمک خواسته که معمولا به چنین پیشنهادهایی نه نمی‌گوید؛ شرکت نت‌فلیکس. گرچه فینچر فیلم را همانطور که قصد داشت سیاه و سفید می‌سازد اما واضح است که نمی‌تواند سراغ بازیگر مورد نظرش کوین اسپیسی برود؛ مردی که به شدت درگیر پرونده‌های قضایی شده و ظاهرا تا مدت نامعلومی دستش از سینمای آمریکا کوتاه است.

فروشگاه دیجیتال


بعد از این که تیم برتون با ساختن فیلم دامبو ناامیدمان کرد، دامبویی که هیچ خبری از احساسات و شور آن انیمیشن کودکی‌هایمان در آن نبود و اساسا فیلم بی‌سروتهی از کار درآمده بود، حالا گویا جان فاورو هم نتوانسته با فیلم شیر شاه انتظارها را برآورده کند. فیلم در مقایسه با «دامبو» امتیازهای بهتری دریافت کرده؛ اما «دامبو» آنقدر فیلم بی‌نکته و عجیبی بود و به بهانه‌ی فانتزی بودن تقریبا از تمام منطق‌های فیلمنامه و سینما عبور کرده بود که هر فیلمی از آن امتیاز بهتری می‌گیرد. بازسازی‌های امسال دیزنی شکست‌ خوردند.

نکته‌ی نگران‌کننده‌ای است چون انیمیشن «شیر شاه» محصول ۱۹۹۴ دیزنی یکی از بهترین و دوست‌داشتنی‌ترین انیمیشن‌های این کمپانی است.

بعد از بازسازی انیمیشن‌های «آلیس در سرزمین عجایب» توسط تیم برتون که خوب فروخت اما فیلم خوبی از کار درنیامد و «ملفیسنت» (شریر) که الهام گرفته از کاراکتر انیمیشن «زیبای خفته» بود، دیزنی به این فکر افتاد که بد نیست سری به نوستالژی‌های کودکی ما بزند و انیمیشن‌های محبوبش را بازسازی کند. از کاراکترهای «سفید برفی و هفت کوتوله» قبلا استفاده شده بود و بهترین گزینه برای شروع دوباره‌ی این جریان «سیندرلا» بود.

کارگردانی «سیندرلا» را به کنت برانا سپردند و فیلم بدی هم از کار درنیامد. به خصوص که کنت برانا نکته‌ی قصه را خوب گرفته بود و به جای این که سیندرلا را دختری زیبا تصویر کند روی خلقیاتش مانور داده بود.

جان فاورو سراغ کاراکتر موگلی رفت و فیلم «کتاب جنگل» را ساخت که از لحاظ جلوه‌های ویژه اثر درخشانی از کار درآمده بود و منتقدان هم تحسینش کردند. فیلم خوب فروخت و به همین دلیل جان فاورو در لیست کارگردانانی رفت که می‌توانند به بازسازی آثار دیزنی بپردازند.

بیل کاندون در نسخه‌ی موزیکال «دیو و دلبر» با بازی اما واتسون موفق شد نظر منتقدان را هم جلب کند و در گیشه هم فیلم پرفروشی شد. حالا با توجه به پیشرفت تکنولوژی نوبت به انیمیشن‌هایی بود که حیوانات در آن‌ها نقش اصلی را داشتند. در نتیجه دیزنی سراغ انیمیشن‌های «دامبو» و «شیر شاه» رفت که کاش نمی‌رفت.

هر آن چه باید از فیلم دامبو بدانید

انیمیشن دامبو

انیمیشن «دامبو» محصول سال ۱۹۴۱ است. انیمیشن براساس کتاب «دامبو: فیل پرنده» نوشته‌ی هارولد پیرل ساخته شده بود. داستان بچه فیلی با گوش‌های دراز که در سیرک مورد تمسخر و آزار و اذیت قرار می‌گیرد اما در نهایت همان گوش‌ها به کمکش می‌آیند که پرواز کند و بتواند سیرک را نجات بدهد.سال ۱۹۴۱ برای ساخت انیمیشن «دامبو» ۹۵۰ هزاردلار هزینه شد که پول زیادی بود. فیلم توانست ۱.۶ میلیون دلار بفروشد. انیمیشن «دامبو» حسابی محبوب شد. منتقدان عاشق داستان دلنشین احساس‌برانگیزش شدند. ورایتی نوشت: «این فیلمی است که در آن ترحم و تاثیر با مقدار زیادی شوخ‌طبعی ترکیب شده است. کاراکترهای حیوانات جدید و جذاب هستند و انیمیشن از قطعات موسیقی خوبی هم بهره می‌برد». موسیقی انیمیشن «دامبو» برنده‌ی جایزه‌ی اسکار آن سال شد.

داستان «دامبو» را اگر قرار بود بدهند کسی بسازد به چند دلیل احتمالا بهترین گزینه‌ای که به نظر می‌رسید همین آقای تیم برتون بود. اول این که به هر حال فضای «دامبو» فانتزی است و چه کارگردان فانتزی‌سازی بهتر از برتون می‌شناسید. دوم این که تم ماجرای «دامبو» حزن و اندوه و تنهایی است که تفاوت به بار می‌آورد. یکی از بهترین فیلم‌های تاریخ سینما با این تم را خود جناب برتون ساخته است: «ادوارد دست قیچی».

فیلم دامبو

سال ۲۰۱۴ کار روی فیلمنامه‌ی «دامبو» شروع شد. ماه مارس ۲۰۱۵ تیم برتون به عنوان کارگردان فیلم معرفی شد. همچنین گفته شد که خط داستانی فیلم متفاوت با داستان اصلی است. البته کالین فارل که ستاره‌ی اصلی فیلم بود گفت: «پیام اصلی انیمیشن اریجینال اینجا هم حفظ می‌شود. پیامی که درباره‌ی باور داشتن به خود است. این که چیزی را درون خودتان پیدا کنید که شما را تبدیل به بهترین نسخه‌ از خودتان بکند که می‌توانید باشید. چیزی که هرگز فکرش را هم نمی‌کردید می‌توانید بشوید. بدون اهمیت به این که جامعه‌ی اطرافتان چه می‌گوید.»

مهم‌ترین نکته‌ی فیلم این بود که در آن حیوانات سخنگو مثل نسخه‌ی انیمیشن نداشتیم بلکه کاراکترهای انسان‌ها بودند که دیالوگ می‌گفتند و تمرکز قصه روی آن‌ها بود.

فیلمنامه‌نویسان همان موقع گفتند که قصه‌ی فیلم ساده است اما ساده‌ی احساساتی. البته آن‌ها نگفته بودند که منظورشان از ساده بودن بیشتر ساده‌انگاری است!

داستان فیلم سال ۱۹۱۹ اتفاق می‌افتد. یک سوارکار به نام هولت بعد از جنگ جهانی اول به سیرک برادران مدیچی برمی‌گردد. سیرک دچار مشکلات مالی شده است و مدیچی مجبور شده اسب‌های سیرک را بفروشد. در نتیجه هولت شغل جدیدی در سیرک برعهده می‌گیرد: مراقبت از فیل‌های مادر که حامله هستند. یکی از فیل‌های مادر به نام خانم جامبو بچه‌ای به دنیا می‌آورد که گوش‌های بزرگی دارد. هولت مامور می‌شود که قبل از اجرا گوش‌های بزرگ فیل را پنهان کند اما در میانه‌ی اجرا راز بچه فیل آشکار می‌شود و همه دامبو را مسخره می‌کنند. مادرش که خشمگین شده و ترسیده وسط سیرک می‌آید و موجب خسارت می‌شود و او را می‌فروشند. بچه‌های هولت سعی می‌کنند دامبو را که تنها شده دلداری بدهند و به او بگویند که با گوش‌هایش می‌تواند پرواز کند.

فیلم با بودجه‌ی ۱۷۰ میلیون دلاری ساخته شد و بیش از ۳۵۲ میلیون دلار فروش کرد. منتقدان اما فیلم را دوست نداشتند و به آن امتیاز ۵۱ از ۱۰۰ را دادند. فیلمنامه‌ی بی‌مزه و فانتزی عجیب و نچسب اجرا باعث شد توی ذوق خیلی‌ها بخورد و اثری از آن معصومیت نسخه‌ی اریجینال «دامبو» در فیلم نباشد.

دیوید رونی از هالیوود ریپورتر نوشت: «وقتی جلوه‌های بصری فیلم بیشتر از آن بچه فیل که گوش‌هایش را باز می‌کند تاثیر بگذارد و صحنه‌های پروازش شبیه پاراگلایدر بشود قطعا یک جای کار می‌لنگد.»

کاراکترهای فیلم فقط برای تعریف کردن داستان به درد می‌خورند و هیچ تاثیری روی مخاطب نمی‌گذارند. بازی کالین فارل بد است و تماشاگر را اقناع نمی‌کند.

هر آن چه باید از فیلم شیر شاه بدانید

گام بعدی دیزنی برای بازسازی انیمیشن‌هایش به صورت فیلم سینمایی «شیر شاه» بود. اگر در دهه‌ی هشتاد انیمیشن «پری دریایی کوچک» کمپانی دیزنی را از ورشکستگی نجات داد و دوباره نامش را بر سر زبان‌ها انداخت در دهه‌ی نود این «شیر شاه» بود که باعث شد دیزنی به عنوان یک کمپانی انیمیشن‌سازی دوباره مهر تایید بگیرد.

سال ۱۹۹۴ یک تیم فیلمنامه‌نویس متشکل از ۱۰-۱۲ نفر فیلمنامه‌ی انیمیشنی به نام «شیر شاه» را نوشتند که ایده‌ی اصلی آن از نمایشنامه‌ی «هملت» ویلیام شکسپیر می‌آمد. عمویی که به برادرزاده‌اش خیانت می‌کند تا تخت سلطنت را از دستش خارج کند و البته قصه بعد از آن فرق می‌کند. هملت که اینجا سیمبا شده خودش را نمی‌کشد بلکه به جنگل می‌رود و دوستان جدیدی پیدا می‌کند و برمی‌گردد تا عموی غاصب را سر جایش بنشاند.

انیمیشن «شیر شاه» در جمع ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ سینما به انتخاب کاربران imdb رتبه‌ی چهل و چهارم را دارد. از منتقدان امتیاز ۸۸ از ۱۰۰ را گرفته است و جزو محبوب‌ترین انیمیشن‌های تاریخ دیزنی است. جیمز براردینلی از نیویورک دیلی گفته بود که: «این فیلمی ناب برای لذت چشمان است. فیلمی کلاسیک که ماندگار است و با گذر زمان کهنه نمی‌شود.»

وقتی قرار شد که فیلم اقتباسی از روی «شیر شاه» را جان فاورو بسازد خیال خیلی‌ها راحت شد. به هر حال فاورو قبلا در «پسر جنگل» با قصه‌ای که حیوانات نقش اصلی‌اش بودند کار کرده بود و فیلم قابل قبولی هم ساخته بود اما به طرز عجیبی در این فیلم جدید گویا همه را ناامید کرده است.

فیلمی که با بودجه‌ی ۲۵۰ میلیون دلاری ساخته شده است و فعلا در گیشه ۵۴.۲ میلیون دلار فروخته. فیلم در بیست و پنجمین سالگرد نسخه‌ی اصلی اکران شد و در بیست و چهار ساعت پیش‌فروش همه‌ی بلیت‌های روزهای اولش سولداوت شدند. بعد از «انتقام‌جویان: پایان بازی» این دومین پیش‌فروش بزرگ سال ۲۰۱۹ بود.

اما منتقدان چندان روی خوشی به فیلم نشان ندادند؛ هر چند تریلرها به نظر جذاب می‌رسند. امتیاز منتقدان به فیلم ۵۷ از ۱۰۰ است. آن‌ها معتقدند اگر چه صحنه‌های فیلم چشم‌نواز است اما آن انرژی نسخه‌ی اصلی را ندارد.

قطعات موسیقی فیلم را که بیانسه خوانده از همان نسخه‌ی اصلی برداشته‌اند. جان فاورو در مراحل پیش‌تولید گفت که از همان شیوه‌ی فیلمبرداری مجازی که در فیلم «پسر جنگل» استفاده کرده بود، اینجا در سطح بالاتری بهره می‌برد. فیلم در حقیقت یک اثر سینمایی به معنای معمول نیست بلکه بیشتر از انیمیشن‌های کامپیوتری فوتورئالیستی بهره برده است.

جان فاورو به خصوص از نسخه موزیکال نمایشی که از روی «شیر شاه» در برادوی روی صحنه رفته بود برای ساخت فیلمش الهام گرفت.

در تکنولوژی ساخت فیلم از واقعیت مجازی استفاده شده است. می‌گفتند که فیلم نما به نما بازسازی انیمیشن «شیر شاه» است.

منتقدان بعد از اکران فیلم گفتند که «شیر شاه» می‌تواند به دستاوردهایش در زمینه‌های فنی افتخار کند اما از آن احساساتی که در انیمیشن «شیر شاه» وجود داشت بی‌بهره است. اتفاقا منتقدان می‌گویند که فاورو آن‌قدر درگیر شبیه‌سازی کاراکترهایش به حیوانات شده است که از طراحی شخصیت‌ها غافل مانده. دیوید الریش از ایندی‌وایر نوشته است: «این کار استودیوست که می‌خواهد بقیه‌ی صنعت سینما را فرو ببرد و هنوز هم حریصانه بیشتر می‌خواهد. «شیر شاه» بیشتر شبیه فیلمی است که رایحه‌ای از نسخه‌ی اصلی به آن خورده تا این که بازسازی آن باشد. در عین حال فیلم بسیار کسل‌کننده‌ای است.»

نکته‌اش البته اینجاست که نه اقتباس آزادانه‌ی برتون از «دامبو» و نه این بازسازی نما به نمای جان فاورو هیچ‌کدام نتوانسته‌اند موفقیت‌های استودیوی دیزنی را یادآور شوند. به نظر می‌رسد حداقل در مورد انیمیشن‌هایی که کاراکترهایش حیوانات هستند دیزنی در بازسازی نتوانسته موفق عمل کند.

بیشتر بخوانید: ۱۰ فیلم بازسازی شده که در سال ۲۰۱۹ روی پرده سینما می‌روند

فروشگاه دیجیتال


آیا می‌دانید دانه چیا چیست؟ با خواص چیا آشنا هستید؟ «دانه چیا» یا «تخم چیا» (Chia Seeds) یکی از مفیدترین خوراکی‌های روی زمین است. این دانه‌های گیاهی مواد مغذی فراوانی دارند که برای عملکرد مغز و بدن بسیار مفید و حتی ضروری‌اند. اگر دوست دارید با خواص دانه چیا برای لاغری و سلامتی آشنا شوید تا انتهای این مطلب با دیجی‌کالا مگ همراه باشید.

دانه چیا چیست؟

دانه‌های کوچک سیاه و سفید چیا از گیاهی به نام سالویا هیسپانیکا (Salvia Hispanica) به دست می‌آیند که از خانواده‌ی نعناعیان است. دانه‌های چیا از نظر ظاهری شباهت بسیار زیادی به تخم شربتی دارند. دانه چیا در گذشته جزو خوراکی‌های مهم برای تمدن‌های مایا و آزتک بوده، چرا که می‌توانستند انرژی خوبی از مصرف آن دریافت کنند. در واقع چیا در زبان مایاها به معنی قدرت بوده است.

خواص چیا

در ادامه ۱۱ خاصیت دانه چیا را توضیح می‌دهیم که از نظر علمی ثابت شده‌اند.

۱. چیا سرشار از مواد مغذی است ولی کالری کمی دارد

خواص چیا

با وجود این که دانه چیا در دوران باستان جزو رژیم غذایی برخی از قبایل مهم بوده، در دوران مدرن اهمیت آن به عنوان یک سوپرفود طبیعی به تازگی شناخته شده است.

گول اندازه‌ی کوچک این دانه‌ها را نخورید، دانه چیا سرشار از مواد مغذی و مفید است. هر ۲۸ گرم دانه چیا (حدود دو قاشق غذاخوری) حاوی مواد مغذی زیر است.

  • فیبر: ۱۱ گرم
  • پروتئین: ۴ گرم
  • چربی: ۹ گرم
  • کلسیم: ۱۸٪ دوز مورد نیاز روزانه
  • منگنز: ۳۰٪ دوز مورد نیاز روزانه
  • منیزیم: ۳۰٪ دوز مورد نیاز روزانه
  • فسفر: ۲۷٪ دوز مورد نیاز روزانه
  • همچنین حاوی مقدار کمی روی (زینک)، ویتامین B3، پتاسیم، ویتامین B1 (تیامین) و ویتامین B2 است.

وجود چنین میزانی از مواد مغذی در تنها ۲۸ گرم یا حدود ۲ قاشق غذاخوری از یک خوراکی، بسیار قابل توجه است. جالب این که این مقدار دانه چیا تنها ۱۳۷ کالری انرژی و ۱ گرم کربوهیدرات قابل هضم دارد.

نکته‌ی جالب‌تر اینجاست که بدن ما قادر به استفاده از کالری موجود در فیبر نیست. پس اگر در محاسبه‌ی کالری، میزان فیبر موجود در چیا را حذف کنیم، ۲ قاشق غذاخوری دانه چیا تنها ۱۰۱ کالری دارد. به همین دلیل دانه چیا یکی از بهترین منابع کم کالری جهان برای دریافت برخی از مواد مغذی مهم و ضروری برای بدن انسان است.

برای تکمیل شده خواص چیا باید به این هم اشاره کنیم که دانه چیا غله کامل (Whole Wheat) محسوب می‌شود، در حالت طبیعی بدون گلوتن است و معمولا به صورت ارگانیک پرورش داده می‌شود.

۲. دانه چیا سرشار از آنتی اکسیدان است

دانه چیا برای لاغری

از دیگر خواص چیا وجود میزان زیاد آنتی‌اکسیدان در آن است. آنتی‌اکسیدان موجود در چیا از اکسید شدن چربی‌های موجود در دانه‌ها جلوگیری می‌کند.

هر چند مفید بودن مکمل‌های غذایی حاوی آنتی‌اکسیدان هنوز محل اختلاف است، ولی محققین تایید کرده‌اند که جذب آنتی‌اکسیدان از طریق غذا می‌تواند برای سلامتی مفید باشد.

مهم‌تر از همه آنتی‌اکسیدان‌ها با رادیکال‌های آزاد در بدن مبارزه می‌کنند. رادیکال‌های آزاد به مولکول‌های سلول‌ها آسیب می‌رسانند و باعث بروز پیری زودرس و بیماری‌هایی مانند سرطان می‌شوند.

۳. تقریبا تمام کربوهیدرات موجود در دانه چیا از نوع فیبر است

دانه چیا نام دیگرش چیست

۲ قاشق غذاخوری دانه چیا حاوی ۱۲ گرم کربوهیدرات است که ۱۱ گرم از آن را فیبری تشکیل می‌دهد که بدن قدرت هضمش را ندارد.

فیبر قند خون را بالا نمی‌برد و نیازی هم به ترشح انسولین ندارد. با این که فیبر از خانواده‌ی کربوهیدرات‌هاست، خواص بسیار متفاوتی با کربوهیدرات‌های قابل هضم، مانند شکر و نشاسته دارد. میزان کربوهیدرات قابل هضم موجود در ۲ قاشق غذاخوری دانه چیا، فقط ۱ گرم و بسیار ناچیز است. به همین دلیل دانه چیا برای کسانی که رژیم غذایی کم کربوهیدرات مانند رژیم اتکینز یا رژیم کتوژنیک دارند، گزینه‌ی خوبی محسوب می‌شود.

دانه چیا می‌تواند ۱۰ تا ۱۲ برابر وزن خود آب جذب کند و به شکل دانه‌های ژله‌ای در معده شما بزرگ شود. طبیعتا این موضوع باعث احساس سیری می‌شود و شما دیرتر گرسنه خواهید شد و به طور خودکار کمتر غذا می‌خورید.

همچنین، فیبر باکتری‌های مفید روده را تغذیه می‌کند و این موضوع بسیار مهم است. تغذیه کردن این باکتری‌ها برای سلامت هر فرد بسیار ضروری است.

۴۰ درصد از وزن دانه چیا را فیبر تشکیل می‌دهد و از این رو یکی از بهترین منابع فیبر در دنیا محسوب می‌شود.

۴. دانه چیا سرشار از پروتئین‌های خوب است

دانه چیا قیمت

از نظر وزنی ۱۴ درصد از وزن دانه چیا را پروتئین تشکیل می‌دهد، که در مقایسه با دیگر گیاهان بسیار زیاد است. همچنین این خوراکی حاوی ترکیب خوبی از اسیدهای آمینه‌ی ضروری برای بدن است.

پروتئین فواید زیادی برای سلامتی دارد و یکی از بهترین مواد غذایی برای انواع رژیم‌های غذایی لاغری و کاهش وزن محسوب می‌شود. مصرف زیاد پروتئین اشتها را کم می‌کند و ثابت شده می‌تواند افکار وسواس‌گونه درباره‌ی غذا را تا ۶۰ درصد و میل به غذا خوردن در نیمه شب را تا ۵۰ درصد کاهش دهد.

دانه چیا یکی از بهترین منابع برای جذب پروتئین است؛ خصوصا برای کسانی که پروتئین حیوانی را خیلی کم یا اصلا مصرف نمی‌کنند.

۵. فیبر و پروتئین زیاد دانه چیا برای لاغری مفید است

طرز تهیه پودینگ چیا

بسیاری از متخصصان تغذیه معتقدند دانه چیا برای لاغری مفید است. فیبر انحلال‌پذیر دانه چیا توانایی جذب میزان زیادی آب را دارد و می‌تواند باعث احساس سیری و کاهش اشتها شود. تحقیقات زیادی روی فیبرهای انحلال‌پذیر انجام شده است که نشان می‌دهد این فیبرها می‌توانند به کاهش وزن کمک کنند.

علاوه بر این، پروتئین چیا می‌تواند باعث کاهش اشتها شود. یکی از تحقیقات نشان داده است مصرف دانه چیا برای صبحانه باعث افزایش حس سیری و کاهش نیاز به خوردن غذا در بازه‌ی زمانی کوتاه می‌شود.

اما تحقیقاتی که روی خواص دانه چیا برای لاغری انجام شده است، نتایج ناامیدکننده‌ای هم به همراه داشته. روی ۹۰ نفر که اضافه وزن داشتند، تحقیقاتی انجام شد. این افراد برای مدت ۱۲ هفته در روز ۵۰ گرم دانه چیا مصرف می‌کردند، اما هیچ تاثیری روی وزن بدن یا سلامتی آن‌ها دیده نشد.

در تحقیقات دیگری ۶۲ خانم برای مدت ۱۰ هفته دانه چیا مصرف کردند و هیچ تاثیری در لاغری آن‌ها نیز مشاهده نشد، اما میزان امگا ۳ موجود در خونشان افزایش پیدا کرد.

در سوی مقابل، در مطالعه‌ای ۶ ماهه روی افراد چاق دارای دیابت نوع ۲ که رژیم کم کالری داشتند، مصرف روزانه‌ی دانه چیا، تاثیر بسیار بهتری از دارونما روی لاغری و کاهش وزن داشته است.

هر چند اضافه کردن دانه چیا به رژیم غذایی به تنهایی باعث کاهش وزن نمی‌شود، اما بسیاری از متخصصین معتقدند مصرف آن می‌تواند در روند کاهش وزن مفید باشد.

رژیم غذایی لاغری چیزی بیش از مصرف یک غذای خاص است. تغذیه در این زمینه همانقدر مهم است که سایر عوامل مرتبط با سبک زندگی مثل خواب و ورزش، اهمیت دارند.

بنابراین، مصرف دانه چیا در کنار تغذیه صحیح و سبک زندگی سالم است که می‌تواند به کاهش وزن کمک کند.

۶. دانه چیا سرشار از امگا ۳ است

خواص چیا

دانه چیا هم مانند بذر کتان، سرشار از اسیدهای چرب امگا ۳ است. در واقع دانه چیا حتی بیشتر از ماهی سالمون امگا ۳ دارد.

با این حال مهم است به یاد داشته باشیم که امگا ۳ موجود در این ماده غذایی بیشتر از نوع آلفا لینولیک اسید (ALA) است. این نوع امگا ۳ آنقدر که تصور می‌کنید برای بدن مفید نیست.

این نوع از امگا ۳ ابتدا باید به شکل فعال امگا ۳ یعنی اسید ایکوزاپنتانوییک (EPA) و دوکوزاهگزانوئیک (DHA) تبدیل شود تا بدن بتواند از آن استفاده کند. اما متاسفانه بدن انسان برای تبدیل امگا ۳ نوع ALA به فرم‌های فعال خیلی کارایی ندارد.

از این رو نوع گیاهی امگا ۳ در رده‌ی پایین‌تری نسبت به منابع امگا ۳ حیوانی مانند روغن ماهی، قرار می‌گیرد. از آنجا که چیا مهم‌ترین نوع امگا ۳ یعنی دوکوزاهگزانوئیک اسید (DHA) را تولید نمی‌کند، برخی متخصصین آن را منبع امگا ۳ کم‌کیفیت می‌دانند.

بیشتر بخوانید: ۱۱ غذای سرشار از امگا ۳ که باید بشناسید

برای دریافت امگا ۳ دوکوزاهگزانوئیک مورد نیاز مغز و بدن، باید به صورت مرتب ماهی‌های چرب یا روغن ماهی مصرف کنید. در صورتی که گیاه خوار یا وگان هستید، می‌توانید از مکمل‌های غذایی DHA با منبع گیاهی بهره بگیرید.

۷. دانه چیا ممکن است خطر بیماری‌های قلبی را کاهش دهد

دانه چیا در طب سنتی

از آنجا که این دانه‌های گیاهی حاوی میزان زیادی فیبر، پروتئین و امگا ۳ هستند، ممکن است مصرف آن‌ها بتواند خطر بیماری‌های قلبی را کاهش دهد. خواص چیا در تحقیقات زیادی مورد بررسی قرار گرفته است اما نتایج این تحقیقات قطعی نیستند.

مطالعات روی موش‌ها نشان داده است که دانه چیا می‌تواند عوامل خطری مثل تری‌گلیسرید، التهاب، مقاومت به انسولین و چربی شکمی را کاهش دهد. این خوراکی همچنین ممکن است میزان کلسترول خوب HDL شما را بالا ببرد. با این حال، یک مطالعه روی انسان‌ها هیچ بهبودی در عوامل خطر را نشان نداده است.

از طرف دیگر، برخی تحقیقات هم نشان داده‌اند که دانه چیا می‌تواند فشار خون افرادی که مشکل فشار خون بالا دارند را به میزان قابل توجهی پایین بیاورد. فشار خون بالا که یکی از عوامل خطر بسیار مهم در بیماری‌های قلبی است.

بیشتر بخوانید: آیا آب گوجه فرنگی فشار خون را پایین می‌آورد؟

به طور کلی این امکان وجود دارد که دانه چیا برای تقویت قلب هم مفید باشد، اما تاثیر آن پررنگ نخواهند بود، مگر این که استفاده از آن در کنار سبک زندگی سالم و تغییر در رژیم غذایی باشد.

۸. دانه‌های چیا بسیاری از مواد مغذی مهم برای سلامتی استخوان‌ها را دارند

دانه چیا چیست

مواد غذایی مفید برای استخوان‌ها شامل کلسیم، فسفر، منیزیم و پروتئین می‌شود که همگی در دانه چیا موجودند. به ویژه میزان کلسیم موجود در این دانه‌ی گیاهی چشم‌گیر است و هر ۲۸ گرم آن  ۱۸٪ از نیاز روزانه را تامین می‌کند. این میزان کلسیم از کلسیم موجود در اکثر محصولات لبنی بالاتر است. در نتیجه، دانه چیا می‌تواند یک منبع بسیار عالی جذب کلسیم برای افرادی باشد که لبنیات مصرف نمی‌کنند.

بیشتر بخوانید: آیا نوشیدن شیر برای شما مضر است؟

اما دانه چیا فیتیک اسید هم دارد که جذب کلسیم را تا حدی کاهش می‌دهد.

۹. دانه چیا ممکن است قند خون را کاهش دهد

دانه چیا چیست

میزان بالای قند خون ناشتا، یکی از علائم دیابت نوع دو درمان نشده است. بالا بودن مداوم قند خون ناشتا یکی از عوامل خطر در ابتلا به بیماری‌های مزمن از جمله بیماری‌های قلبی محسوب می‌شود. اما افزایش شدید ولی موقتی قند خون بعد از وعده‌های غذایی هم در صورتی که مکرر و بیش از حد زیاد باشد، می‌تواند روی سلامتی تاثیر منفی بگذارد.

بیشتر بخوانید: نگاهی به غذاها و خوراکی‌های پایین آورنده قند خون

تحقیقات روی حیوانات نشان داده است مصرف دانه چیا، می‌‌تواند با بهبود حساسیت به انسولین و کنترل قند خون، سطح قند خون را پس از وعده‌های غذایی پایدار کند. تحقیقات اندکی هم که روی انسان‌ها انجام شده است این نتیجه را تایید می‌کند. این تحقیقات نشان داده‌اند که در مقایسه با نان معمولی، مصرف نان حاوی چیا می‌تواند میزان بالا رفتن قند خون پس از مصرف غذا را کاهش دهد.

۱۰. دانه چیا می‌تواند التهاب مزمن را کاهش دهد

خرید دانه چیا

التهاب واکنش طبیعی بدن در برابر عفونت و جراحت است. قرمزی یا ورم پوست یکی از نمونه‌های بارز این واکنش است. با این که التهاب به بدن کمک می‌کند تا خود را التیام دهد یا با باکتری‌ها، ویروس‌ها و دیگر عوامل عفونت مبارزه کند، گاهی هم ممکن است مضر باشد.

التهابات مزمن می‌توانند منجر به افزایش خطر بیماری‌های قلبی و سرطان شوند. این نوع التهابات معمولا هیچ علامت قابل مشاهده‌ای ندارند، اما می‌توان با بررسی شاخص‌های التهابی در خون آن‌ها را کشف کرد. عادت‌های ناسالم در سبک زندگی مانند سیگار کشیدن، ورزش نکردن یا رژیم غذایی ناسالم، می‌تواند خطر ابتلا به التهابات شدید را افزایش دهد.

تحقیقاتی که روی ۲۰ فرد دیابتی در مدت زمان ۳ ماه انجام شد نشان داد، مصرف ۳۷ گرم دانه چیا به طور روزانه، شاخص التهابی hs-CRP خون را تا ۴۰ درصد کاهش می‌دهد. در مقابل کسانی که سبوس گندم مصرف کردند، شاهد تاثیر خاصی در این مدت نبودند.

تحقیقات دیگر روی دانه چیا موفق به تشخیص تاثیر مشخصی روی شاخص‌های التهابی نشدند.

۱۱. اضافه کردن دانه چیا به رژیم غذایی بسیار ساده است

خواص چیا برای لاغری

دانه‌های گیاهی چیا به تنهایی طعم خاصی ندارند، به همین دلیل می‌توانید آن‌ها را به هرچیزی که دوست دارید اضافه کنید. همچنین نیازی نیست که دانه چیا را مانند بذر کتان یا دانه‌های دیگر، قبل از مصرف آسیاب کنید.

می‌توانید دانه چیا را به صورت خام، خیسانده در مایعاتی مانند شیر گاو یا شیر بادام، پخته به صورت حلیم، پودینگ، اسموتی یا روی انواع نان و شیرینی استفاده کنید. همچنین می‌توانید آن را روی سریال صبحانه، ماست، سالاد، یا برنج بپاشید.

از آنجا که دانه چیا لعاب زیادی دارد و آب و چربی را به خوبی جذب می‌کند می‌توان از آن در تهیه انواع سس یا به جای تخم مرغ در بسیاری از دستورالعمل‌های آشپزی و شیرینی‌پزی استفاده کرد.

دانه چیا بسیار شبیه به تخم شربتی است و در صورتی که با مقدار کمتری آب ترکیب شود، ظاهری شبیه به ژل پیدا می‌کند.

کسانی که به مصرف فیبر به میزان زیاد عادت ندارند، بهتر است در یک وعده بیش از حد چیا مصرف نکنند تا در هضم مشکلی نداشته باشند. میزان مصرف توصیه شده، دو وعده‌ی ۲۰ گرمی (۱.۵ قاشق غذاخوری) در هر روز است.

کلام آخر

دانه چیا برای لاغری

دانه چیا نه‌تنها از مواد مغذی، امگا ۳، آنتی‌اکسیدان و فیبر سرشار است، بلکه آماده‌سازی و مصرف آن هم بسیار ساده است. بسیاری از افراد به راحتی دانه‌های چیا را به سریال صبحانه یا اسموتی خود اضافه و میل می‌کنند.

تحقیقات نشان داده است این دانه‌های گیاهی که از نظر ظاهری بسیار شبیه به تخم شربتی هستند، خواص زیادی از جمله کاهش وزن و کاهش التهاب در بدن دارند.

اگر تا کنون دانه چیا مصرف نکرده‌اید در مصرف آن شک نکنید. کافی است خیلی راحت آن را به غذا یا دسر خود بیفزایید تا از خواص این سوپر فود طبیعی بهره‌مند شوید.

منبع: Healthline

فروشگاه دیجیتال


عادت کتاب خواندن در سبک زندگی شلوغ امروزی اگر کم‌تر نشده باشد، دست کم شکلش را تغییر داده است. زندگی شهری به‌خصوص در کلانشهرها فرصت زیادی برای پرداختن به عادت‌های قدیمی باقی نمی‌گذارد. این‌طور است که وقتی از دوستت می‌پرسی فلان کتاب را خوانده‌ای؟ می‌گوید وقت ندارم کتاب بخوانم! یا اگر از آن کتاب‌خورهای حسابی باشد، جواب می‌شنوی که نسخه الکترونیکی‌اش را توی مترو با گوشی‌اش خوانده یا صوتی‌اش را پیدا کرده و گوش داده است.

الحق که رواج مطالعه با کتاب‌های الکترونیکی و صوتی اتفاق قشنگی است. اصلا خوبی تکنولوژی این است که هرجا ضرر می‌زند، خودش راهکاری برای جبرانش ارائه می‌دهد! اما گاهی که فراموش کرده‌ای کتابخانه صوتی یا الکترونیکی‌ات را به‌روز کنی و در جاده پرپیچ و خم یا زیرِ زمین توی مترو اینترنت هم یاری نمی‌کند، یا هشدار شارژ گوشی چشمک می‌زند و رمقی هم برای پاوربانک نمانده، کتاب‌های جیبی نجات‌دهنده‌اند.

به یاد روزهای گذشته که عادت داشتیم به وزن کتاب‌هایی که توی کیف‌ مدرسه جا می‌دادیم و زنگ تفریح یا حتی سر کلاس زیر میز می‌خواندیم، یا کتاب‌هایی که همسفر ما در گرمای طاقت‌فرسای اتوبوس‌ها بودند، هنوز هم هستند کتاب‌هایی که توی کیف‌مان با ما به آرایشگاه، مطب دکتر یا هر جایی که قرار است مدتی منتظر بمانیم، می‌آیند.

کتاب‌های جیبی کوچک و خوش‌دست هستند، اغلب از آن‌جا که پیش از انتشار برای این قطع انتخاب می‌شوند، خوش‌خوانند و از همه مهم‌تر کیف مبسوط کتاب خواندن در مترو و ترافیک را حتی وقتی گوشی تلفن همراه را توی خانه جا گذاشته‌ای، به آدم هدیه می‌دهند.

کتاب‌های جیبی نشر ماهی گزینه‌ی خیلی خوبی برای همسفر شدن با کتاب‌های چاپی هستند. این کتاب‌ها که چند سالی است در قطع یکسان و با عطف نارنجی‌رنگشان چاپ می‌شوند، علاوه‌بر اینکه مثل همه کتا‌ب‌های جیبی سبک و کم‌جا هستند و همیشه جایی برای آن‌ها در کیف‌مان داریم، تا آن‌جا که تجربه‌ی نگارنده از مطالعه‌ی آن‌ها اجازه داده، ویرایش خوبی هم دارند و دست‌چین شده‌اند. از طرفی تقریبا همه نوع کتابی می‌توانید لابه‌لای آن‌ها پیدا کنید از طنز و جنایی و درام و زندگی‌نامه گرفته تا مجموعه‌داستان و ترجمه‌هایی از نویسندگان تازه از جغرافیاهای دور و نزدیک.

در این مطلب به معرفی چند کتاب جیبی خوش‌خوان از نشر ماهی می‌پردازیم. با کلیک روی تصویر زیر امکان خرید کتاب‌های جیبی نشر ماهی را از سایت دیجی‌کالا خواهید داشت.

خرید کتاب از دیجی کالا

صبحانه در تیفانی، نوشته‌ی ترومن کاپوتی، ترجمه بهمن دارالشفایی

کتاب های جیبی

شما هم احتمالا «صبحانه در تیفانی» را با فیلم معروف بلیک ادواردز در سال ۱۹۶۱ می‌شناسید و حتی ممکن است با شنیدن این نام، تصویر ادری هیپ‌بورن و بازی درخشانش در این فیلم جلوی چشم‌تان آمده باشد. خوب است بدانید هالی گولایتلی، شخصیتی که ادری هیپ‌بورن ایفای نقش او را در فیلم به عهده داشت، یکی از معروف‌ترین شخصیت‌های تاریخ ادبیات آمریکاست. ترومن کاپوتی، نویسنده‌ی رمان کوتاه «صبحانه در تیفانی» با این کتاب به شهرت خوبی رسید و به اعتقاد منتقدان، پخته‌ترین حالت نثر خود را در این کتاب به مخاطب عرضه کرده است. تا آن‌جا که نورمن میلر، نویسنده‌ی هم‌دوره‌ی او، پس از انتشار این کتاب، کاپوتی را به‌عنوان «کامل‌ترین نویسنده‌ی نسل من» معرفی کرد.

فیلم البته تفاوت‌های زیادی با کتاب دارد و آن‌‌طور که بهمن دارالشفایی مترجم «صبحانه در تیفانی» می‌گوید: «مثل بیشتر اقتباس‌های سینمایی به‌خوبیِ کتاب نیست.»

داستان از زبان نویسنده‌ای جوان به نام پل وارجک روایت می‌شود که در ابتدا در کافه‌ای با یک کافه‌چی در نیویورک هم‌صحبت می‌شود و  موضوع صحبت‌شان زنی است که مدت‌هاست از او بی‌خبرند. به‌این‌ترتیب نویسنده در سفری به گذشته، داستان آشنایی خود را با هالی گوایتلی روایت می‌کند. هالی، دختر جوان نوزده-بیست‌ساله‌ای‌ جذاب و جسور است که شخصیتی بسیار پیچیده دارد. او رویاهای بزرگی دارد و در عین هوش سرشارش گاهی چنان از قالب خود درمی‌آید که خوی عصیانگرش ممکن است دست به هر کاری بزند. نویسنده‌ی جوان در این کتاب از داستان عشق از دست رفته‌اش می‌گوید.

در قسمتی از این کتاب می‌خوانید:

فریاد زد: «می‌بینی‌؟ معرکه است!» و ناگهان واقعا معرکه شد. ناگهان با دیدن رنگ‌های درهم و برهم موهای هالی که در نور زرد و قرمز برگ‌ها می‌درخشید، فهمیدم آن‌قدر عاشقش هستم که خودم را از یاد ببرم، همین‌طور ناامیدی‌هایی که برآمده از احساس بدبختی بودند، و خشنود باشم که چیزی دارد اتفاق می‌افتد که خوشحالش می‌کند. خوشی، نشاطِ بودن در این جهان، بدنم را به رعشه انداخته بود. -بخشی از کتاب-

مرگی بسیار آرام، نوشته‌ی سیمون دوبووار، با ترجمه‌ی سیروس ذکاء

کتاب های جیبی

سیمون دوبووار را اگر با کتاب‌ها و مقالاتش می‌شناسید، احتمالا درمورد زندگی شخصی و بستر خانواده‌ای که از آن برخاسته، کنجکاو شده‌اید. روشنفکری که موضوعات مطرح‌شده توسط او هنوز هم جای بحث و گفت‌وگو دارد و حتی در شکل‌گیری جریان‌های فکری نقش داشته است، نگاهش به خانواده چطور بوده است؟ چه احساساتی نسبت به مادرش داشته است؟ «مرگی بسیار آرام» روایتی است واقعی از سیمون دوبووار که روزهای آخر زندگی مادرش را شرح داده است. انگار که سیمون دوبووار کنار شما نشسته و حین تعریف کردن خاطراتش، از رازآلودترین بخش‌های زندگی‌اش پرده برمی‌دارد. بدون شک شنیدن این خاطرات از زبان نویسنده‌ی باهوش و روشنفکری دگراندیش در فرانسه‌ی اواسط قرن بیستم چیزهایی شنیدنی‌تر از خاطرات دختری با یک مادر محتضر دارد. تحلیل‌هایی که دوبووار از شخصیت مادرش ارائه می‌دهد، شاید برای بسیاری از ما آشنا باشد و در نهایت نگاهی که او به مرگ و زندگی دارد، ارزش کتاب را بالا می‌برد.

پشت جلد کتاب «مرگی بسیار آرام» از قول نشریه لوموند نوشته شده است: «گرچه شاید این کتاب بهترین کتاب سیمون دوبووار نباشد، دست کم پرده از رازآلودترین بخش زندگی‌اش پرده برمی‌دارد.»

اما نه، انسان بدین ‌سبب نمی‌میرد که به دنیا آمده، زندگی کرده و پیر شده، بلکه به علتی می‌میرد. دانستن این‌که مامان به علت سن‌وسالش به مرگ نزدیک بود، از این غافلگیری دهشتناک نکاست؛ او یک غده‌ی سرطانی داشت. سرطان، انسداد شریان و نارسایی‌های ریوی همان‌قدر سبعانه و پیش‌بینی‌ناپذیرند که از کار افتادن موتور هواپیما در سینه‌ی آسمان. مادرم در آن انزوای احتضار همه را تشویق به خوش‌بینی می‌کرد و بهای بی‌نهایت هر لحظه را می‌دانست. پافشاری بیهوده‌اش نیز پرده‌ی اطمینان‌بخش ابتذالات روزمره را می‌درید. هیچ مرگی طبیعی نیست… –بخشی از کتاب-

شنل پاره، نوشته‌ی نینا بربروا، با ترجمه‌ی فاطمه ولیانی

کتاب‌های جیبی

ادبیات روس در ایران پرطرفدار است اما نینا بربروا اتفاقا از آن نویسندگانی است که در ایران چندان شناخته‌شده نیست. او اولین بار با کتاب «نوازنده همراه و بیماری سیاه» که مجموعه‌ای از دو داستان بلند اوست، به ادبیات ایران معرفی شد و شنل پاره سومین داستانی است که از بربروا به فارسی منتشر می‌شود. بربروا روس دورگه‌ای بود که در ابتدای قرن بیستم در خانواده‌ای مرفه متولد شد اما انقلاب اکتبر و او همسر شاعرش، ولادیسلاو خداسویچ را وادار به ترک وطن و درواقع تبعید کرد. در این نقطه از زندگی‌اش بود که او به قول خودش فقری را که فقط در کتاب‌ها خوانده بود، با گوشت و پوستش تجربه کرد. مهاجرت او به شهرهای مختلف اروپا و در نهایت سکونت در پاریس، او را با وضعیت مهاجران روسی آشنا کرد. در این مهاجرت ناگزیر او با نویسندگان روس مهاجر دیگری مثل آنا آخماتوا و ولادیمیر ناباکف نیز آشنا شد. او در فرانسه اجازه‌ی کار نداشت و از طریق خیاطی و ساخت زیورآلات گذران زندگی می‌کرد. شرایط سخت زندگی در پاریس سرانجام بربروا را به مهاجرت به آمریکا واداشت و در آن‌جا کرسی دانشگاه پرینستون را برای تدریس ادبیات روس در اختیار گرفت.

شنل پاره در زمان اقامت بربروا در پاریس نوشته شده و روایتی از فقر و وضعیت مهاجران است. داستان کوتاه تاثیرگذاری هیچ میل به برانگیختن ترحم مخاطب ندارد و تنها درصدد ارائه‌ی تصویری واقعی است. البته که از برانگیخته شدن احساسات و عواطف انسانی هنگام خواندن این داستان گریزی نیست.

من اتوکش شدم. نه سال تمام. از صبح تا شب رخت دیگران را اتو می‌زدم. عادت کردم تا ده ساعت در روز سرپا بمانم. حقوق منظمی می‌گرفتمو از آن زمان فهمیدم که تمام اتوکش‌ها و کارگران خشکشویی، همین‌طور کارمندان جزء، کارکنان دفتری، هنرپیشه‌ها و حتی وزرا پس‌انداز می‌کنند. من نیز چنان کردم. از این فکر، که تا آن موقع هرگز به ذهنم خطور نکرده بود، خوشم آمد: نگاه داشتن قسمتی از پولی که با عرق پیشانی‌ام به دست آمده، برای… ولی تا آن موقع نمی‌دانستم با آن چه خواهم کرد. –بخشی از کتاب-

بیروت ۷۵، نوشته‌ی غاده ‌السمان، با ترجمه‌ی سمیه آقاجانی

کتاب های جیبی

جهان ادبیات معاصر عرب برای مخاطب فارسی‌زبان اگر یادآور چند نام مشهور باشد، بدون شک یکی از آن‌ها غاده ‌السمان است؛ نویسنده و شاعری که در ایران او را بیشتر با شعرهایش می‌شناسیم. البته در جهان عرب داستان‌ها و رمان‌های غاده ‌السمان شهرت و محبوبیت بیشتری دارند. «بیروت ۷۵» به روایتی از شهر آشوب‌زده و روبه اضمحلال بیروت در آستانه‌ی جنگ بزرگ داخلی‌اش می‌پردازد. بسیاری این کتاب را درواقع پیش‌بینی جنگ داخلی سال ۷۵ می‌دانند. این کتاب نخستین رمان غاده ‌السمان است که در آن پنج شخصیت کتاب هریک به‌نوعی نماینده‌ای از انسان‌های معاصر در جهان سنتی عرب هستند که حالا کم‌کم می‌خواهد رنگ مدرن به خود بگیرد. السمان به‌ویژه تاکید ویژه‌ای به هویت زن در این جهان دارد و خواستار آگاهی‌بخشی به زنان در این جامعه‌ی آسیب‌پذیر است.

همچنان که سمیه آقاجانی، مترجم کتاب در مقدمه نوشته است، غاده السمان بیروت را مانند هر کلانشهر دیگری بهشت فرادستان و دوزخ فرودستان می‌داند و در این کتاب تصویر بیروت بحران‌زده گویای هر آن چیزی است که در آستانه‌ی جنگ به انتظار انسان می‌نشیند.

به بیروت که آمدم، قد و بالایم بلندتر از شب بود. سرتاسر دریا هم کوچک‌تر از آن بود که بسترم شود. چادر تاریکی که با ستاره‌ها سوراخ سوراخ شده بود، تنگ‌تر از آن بود که سوداهایم را در بر بگیرد. اما حالا چه… بیروت از پیش چشمم کنار رفته و مرا مثل یک گوش‌ماهی توخالی به ساحل تف کرده است. پیوسته صدایی می‌شنوم که در من زار می‌زند، صدایی مثل صدای گوش‌ماهی.

آه بیروت، چه شد، چه شد، چه شد؟! –بخشی از کتاب-

فروشگاه دیجیتال


مطالب محبوب
تبلیغات متنی